مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۶

چشمم که سرشک لاله‌گون می‌آرد

رازیست که از پرده برون می‌آید

یاد رخ او کردم در شور شدم

اینجاست که بوی گل جنون می‌آرد