گنجور

حاشیه‌ها

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۰۲ در پاسخ به پویان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

شستشویِ مغزی شدی. در قدیمی ترین شاهنامه اون ابیات وجود نداره. اصلا ربطی به اینهایی میگی نداره.
دکتر مهندس. فکر میکنی از شاهنامه پژوه ها بهتر میدونی؟

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۰۰ در پاسخ به هانی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

این بیت از فردوسی نیست

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۸ در پاسخ به ح الف دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

عمر تشدید داره؟ تشدید جور نکن

و اینکه با اینکار هیچی عوض نمیشه.

در الحاقی بودن این بیت شکی نیست. پس چرا در قدیمی ترین شاهنامه وجود نداره؟

Cathy Fzl در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۴ - در مدح اسفهسالار:

خَد به معنی گونه، رخسار، چهره

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۷ در پاسخ به Yasin Mohammadi دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

اگه بری کمی برسی کنی میبینی بیشتر دانشمندان بزرگ ما سر سفره اسلام نشست و برخواست داشته اند. هرکار هم کنی اسلام دین درست و کاملیست. شما دچار انحراف شدید. شستشوی مغزیت دادن. اسلام جز نیکی از آدم نمیخواد. بعد تو بهش میگی تجاوز؟

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۱ در پاسخ به غلی اصغری دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

در کل شاهنامه اینطور قافیه هایی هست. نمیشه انکار کرد. اصلا این در قدیمی ترین شاهنامه هم موجوده. منطقی باشید. تعصب آدم رو به کجا میرسونه؟. (بلی. شتر خوردن و سوسمار... درسته که در بیشتر نسخه ها هم موجود نیست. یعنی توی قدیمی ترین). کمی منطقی باشید

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۹ در پاسخ به احمدرضا نظری چروده دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

الحاقی؟ اثبات کن. یک نسخه بیار که این ابیات رو نداشته باشه. در تمامی نسخه ها وجود دارند. لطفا کمی تحقیق کنید

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۸ در پاسخ به سوفی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

باشه آقای دکتر مهندس. شما نظرت درسته یا شاهنامه پژوه ها؟

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۷ در پاسخ به رهگذر دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

خدا شفا بده

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۶ در پاسخ به خط دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

خدا شفا بده. کسی سانسور نکرده. اصل شاهنامه همینه. قدیمی ترین شاهنامه رو برداشت برسی کردن و ابیات الحاقی رو شاهنامه پژوه ها حذف کردن

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۵ در پاسخ به آرش دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

بیت ها الحاقی هستند. در قدیمی ترین شاهنامه نیستند. نژادپرستی تا کی؟

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۴ در پاسخ به امین دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ:

هیچ سانسوری صورت نگرفته. اون بیتی که میگی الحاقیه. در قدیمی ترین شاهنامه نیست اصلا

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۵ - در ستایش پیغمبر (ص) و یارانش:

اصلا کپی خالص از فردوسیه. بین بعضی بیت ها هم معنی خاصی نمیشه پیدا کرد. احتمالا کپیه

Ebra . در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۲ - گفتار در آفرینش مردم:

برام سوال شده چرا اشعار این دقیقا توی شاهنامه هم هستند؟

خلیل شفیعی در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

تمام خوانش های بیت های عربی اشتباه است 

برای سایت معتبر گنجور این خطا غیرقابل قبول و اسفناک می نماید😇😞

رخشان در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۳:

خوی بد دارم ملولم،،،،

خوی های بد خودمان را شناسایی کنیم بهترین خدمت به خودمان و دیگران است

یکی از خوی های بد ما که همه گیر است رفتن به گذشته و آینده است

آخر چه فایده دارد حسرت گذشته خوردن ویا ترس از اتفاقات آینده 

زندگی در این لحظه را از کف می دهیم،،،

تایید و توجه خواستن از دیگران خوی بد است

غم و غصه خوردن خوی بد است

خوشبختی را در آینده جستجو کردن

ناله و شکایت

من بهترم ،من می‌دانم ، دیگران باید عوض شوند

نصیحت کردن دیگران به جای تمرکز بر خود 

بحث و جدل برای اثبات خود

بی نیازی به آموزش بزرگان

اینها خوی های بدی ست که در اغلب ما هست و خیلی موارد دیگر با شناخت آنها و انداختن آنها دیدن روی یار میسر می‌شود در غیر این صورت ملولی و توهم دیدن او با ماست،،،،،ابیات مولانا را باید زندگی کرد انشاالله ،

شمس (ساقی) در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۴۱ در پاسخ به محسن میثمی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » دوم:

سلام.

قالب شعر قطعا ترکیب بند است.

علی احمدی در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

از سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برود

نرود کارش و آخِر به خجالت برود

کسی که از سر کوی تو که کوی عاشقی است با دلتنگی  و خستگی برود و این کوی را رها کند کارش پیش نمی رود و آخر کار شرمسار و خجالت زده می شود .

این بیت مرا به یاد آن آیه قرآن که درباره یونس نبی است می اندازد .یونس وقتی از ایمان نیاوردن قوم خود ناامید شد با عصبانیت شهر را ترک کرد ولی در آخر در شکم ماهی قرار گرفت و از کارش پشیمان شد و از خداوند طلب کمک کرد .( و ذالنون اذ ذهب مغاضبا )

کاروانی که بُوَد بدرقه‌ اش حفظِ خدا

به تَجَمُّل بنشیند، به جَلالت برود

کاروانی که در مسیر عاشقی حرکت کند مورد عنایت خداوند است در هر منزلگاه با زیبایی و آراستگی فرود می آید و با شکوه دوباره به راهش ادامه می دهد 

سالک از نورِ هدایت بِبَرَد راه به دوست

که به جایی نرسد گر به ضَلالت برود

کسی که در راه عشق گام برمی دارد با امید به نوری که معشوق خودش روشن می کند راهش را برای رسیدن به هدف پیدا می کند و البته کسی که این نور را نادیده می گیرد در گمراهی است .

از نگاه حافظ نور می تواند نور باده باشد .او با می نوری در دلش می افتد و به مستی می رسد تا معشوق را درک کند .

کامِ خود آخرِ عمر از مِی و معشوق بگیر

حیفِ اوقات که یک سر به بطالت برود

تا آخر عمر آرزویت این باشد که با می به معشوق برسی و بهره ببری حیف است که اوقات زندگی ات به بطالت و بیهودگی به سر شود 

ای دلیلِ دلِ گم‌گشته! خدا را مددی

که غریب اَر نَبَرَد رَه، به دلالت برود

ای راهنمای این دل گمراه به خاطر خدا کمکی کن.این راهنما همان می است که نور می تاباند .همان امید رسیدن به معشوق .

در مصرع بعدی می گوید اگر نا آشنا باشی و در راه عاشقی گم شده باشی با راهنما راه را پیدا می کنی

حکمِ مستوری و مستی همه بر خاتِمَت است

کس ندانست که آخِر به چه حالت برود

مستوری در مقابل مستی است یعنی هشیاری به معنای رایج آن که بر اساس عقل صورت می پذیرد.مستور بر خلاف مست بر بسیاری از رفتارهایش پوشش می گذارد و مانع از بروز آنها می شود حال آنکه دلش می خواهد آن رفتارها را انجام دهد .به بیان امروزی بخشی از مغز مانع انجام رفتارهاست.مست این مهار مغزی را ندارد و آنچه می خواهد انجام می دهد .مستور شامل هر کسی می شود که رفتارهایی را به دلایلی انجام نمی دهد و از این حیث پیروان شریعت را هم در بر می گیرد .اهل شریعت رعایت تقوا را برای پرهیز از گناه مد نظر دارند و مستور محسوب می شوند .

حال این دو یعنی مستور و مست در پایان زندگی است که وضعیت آنها مشخص می شود و کسی از سرانجام کارش خبر ندارد و همه در عدم اطمینان به سر می بریم .اگر کسی از مستوران از جمله اهل تقوا بگوید ما سرانجام به خوشبختی می رسیم دروغ می گوید .

حافظ از چشمهٔ حکمت به کف آور جامی

بو که از لوحِ دلت نقشِ جهالت برود

یکی از هدفهای حافظ از طرح راه عاشقی این است که به حکمت برسد و از نادانی رها شود .اینکه چرخه های عاشقی را مرتب در طول زندگی تکرار کند و در هوای وصال معشوق باشد کار بیهوده ای نیست بلکه هدف از این کار و تجربه حدیث می و حدیث مطرب کسب حکمت و شناخت جهان است تا بتواند با اطمینان بیشتری به راهش در زندگی ادامه دهد .

حدیث مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را 

امیر اقبال مشهدی فراهانی در ‫۸ ماه قبل، جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۳۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۷ - ماندهٔ بابا:

سلام دوستان ، برخی از خوانندگان شعرهای مشابه دیگر شعرا قسمتی یا بیت به خاطر داشته اند اینجا اضافه نموده و منتسب به جناب وحشی کر ده اند ،در ابن سبک شعرای مشهوری همچون جناب میلی و خوارزمی و ... و شعرای گمنامی هم اشعار مشابه سروده اند ، چند شعر طنز هم هست که تجمیع همه آنها به نام وحشی کار درستی نیست ، 

یوسف شیردلپور در ‫۸ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵:

بسیار عالی 

۱
…
۱۳۴
۱۳۵
۱۳۶
۱۳۷
۱۳۸
…
۵۸۳۲