خانمِ رضایی در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۷:
درود
در مصرعِ نخستِ بیتِ پنجم "تو" اضافی است.
بنواز چنگِ عشق به نغماتِ لمیزل
آن "تو" وزن را به هم میریزد. لطفاً اصلاح کنید.
سپاسگزار ام.
امیرحسین صدری در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۰ در پاسخ به ابراهیم دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
میلم زیادت میشود هردم یعنی هر لحظه میلم به تو بیشتر میشه
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۷ - رجوع کردن به قصهٔ پروردن حق تعالی نمرود را بیواسطهٔ مادر و دایه در طفلی:
داده من ایوب را مهر پدر
بهر مهمانی کرمان بیضرر
داده کرمان را برو مهر ولد
بر پدر من اینت قدرت اینت ید
یعنی چه ؟
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز:
عاجزی و خیره کن عجز از کجاست
عجز تو تابی از آن روز جزاست
یعنی چه ؟
محمد مهدی شاه سنایی در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۱:
نبینی تا قیامت خواب ویرانی اگر دانی
چه معماریست در دل ها علی بن ابی طالب
سیدمحمد جهانشاهی در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲:
عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲
تا دلِ لایعقل ام ، دیوانه شد
در جهانِ عشقِ تو ، افسانه شدآشنایی یافت ، با سُودایِ تو
وز همه کارِ جهان ، بیگانه شدپیشِ شمعِ رویِ چون خورشیدِ تو
صد هزاران جان و دل ، پروانه شدمرغِ عقل و جان ، اسیرِ دامِ تو
همچو آدم ، از پیِ یک دانه شدنه ، که مرغِ جان ، ز خانه رفته بود
رَه بیاموُخت و به سوی خانه شدبود تردامن در اوّل ، چون زنان
وآخر ، اندر کارِ تو ، مردانه شدمردیَش این بود ، کاندر عشقِ تو
مست پیش ات آمد و دیوانه شدمیندانم تا دلِ عطّار ، هیچ
شد تو را شایسته هرگز یا نشد
محمدرضا رادمهر در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷:
بسیار نباشد دلی از دست بدادن
از جان رمقی دارم و هم برخی جانت
به نظر میرسد استاد منزوی گوشه چشمی به این بیت داشته اند وقتی میفرمایند :
ذره جان من این جرم غبار آلوده
برخی جان تو خورشید بلند اختر باد
Farrukhan در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱ - سرآغاز:
در بیت ۴
گوسپند به جای گوسفند
بهتر نیست؟
پسند
گوسپند
اقبال کاظمی در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۱۹ در پاسخ به Neeknaam دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۲:
درست میفرمایید
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز:
عجزها داری تو در پیش ای لجوج
وقت شد پنهانیان را نک خروج
یعنی چه ؟
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز:
مقریان را منع کن بندی بنه
یا معلم را به مال و سهم ده
یعنی چه ؟
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۴ - وسوسهای کی پادشاهزاده را پیدا شد از سبب استغنایی و کشفی کی از شاه دل او را حاصل شده بود و قصد ناشکری و سرکشی میکرد شاه را از راه الهام و سر شاه را خبر شد دلش درد کرد روح او را زخمی زد چنانک صورت شاه را خبر نبود الی آخره:
مرغ دولت در عتابش بر طپید
پردهٔ آن گوشه گشته بر درید
یعنی چه ؟
گوشه گشته یعنی چه ؟
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۴ - وسوسهای کی پادشاهزاده را پیدا شد از سبب استغنایی و کشفی کی از شاه دل او را حاصل شده بود و قصد ناشکری و سرکشی میکرد شاه را از راه الهام و سر شاه را خبر شد دلش درد کرد روح او را زخمی زد چنانک صورت شاه را خبر نبود الی آخره:
صد بیابان زان سوی حرص و حسد
تا بدانجا چشم بد هم میرسد
یعنی چه ؟
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحبفراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه:
ای گواره خانه را ضیق مدار
تا تواند کرد بالغ انتشار
یعنی چه ؟
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحبفراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه:
گرچه ما زین ناامیدی در گویم
چون صلا زد دست اندازان رویم
مصرع دوم یعنی چه ؟
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحبفراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه:
دایما خاقان ما کردست طو
گوشمان را میکشد لا تقنطوا
یعنی چه ؟
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحبفراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه:
که رسم یا نارسیده ماندهام
ای عجب با من کند کرم آن کرم
یعنی چه ؟
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحبفراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه:
چون بریشم خاک را برمیتنند
خاک در چشم ممیز میزنند
یعنی چه ؟
کوروش در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۰۴:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شهزادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحبفراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه:
خم روان کرده ز سحری چون فرس
کرده کرباسی ز مهتاب و غلس
یعنی چه ؟
Tommy در ۱۱ ماه قبل، جمعه ۳۰ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۳۷ در پاسخ به تشنه دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی «امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار، گواه استحقاق است: