گنجور

حاشیه‌ها

کاوه در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۴:

انصاف می دهم که لطیفان و دلبران
بسیار دیده ام نه بدین لطف و دلبری

سوره صادقی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان:

از آن شد خانهٔ خورشید معمور ...

در نجوم (هیات) قدیم، خورشید در فلک چهارم است. بیت معمور هم که در متون اسلامی برابر و در امتداد کعبه در آسمان و معادل آن است در آسمان چهارم گفته‌اند قرار دارد. همچنین (بی‌ربط در اینجا) مسیح را می‌گویند که نمرده بلکه به آسمان چهارم عروج کرده تا زمان ظهور.

در ادبیات فارسی بنابر این ارتباطات و تناسب‌های متعدد و بسیار شاعرانه و زیبایی بین این مفاهیم (آسمان چهارم- فلک یا خانه خورشید- مقام مسیح) برقرار می‌شود.

احمدرضا کلانتری در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش چهارم » (۵) حکایت پیرمرد هیزم فروش و سلطان محمود:

با درود

بیشتر آنچه که با استفاده از هوش مصنوعی و تحت عنوان برگردان به زبان ساده درج شده است، کاملا اشتباه بوده و علاوه بر آنکه از لحنی عامیانه و سطحی استفاده می نماید، از نظر معنا و مفهومی نیز مخاطبینی را که آشنایی کمی با ادبیات کهن فارسی دارند گمراه می کند. گنجور، سایتی وزین و فاخر و حاصل زحمات ارزشمند بانیان فرهیخته آن است و بهتر آنست تا حد ممکن از هوش مصنوعی کمتر استفاده شده و در عوض از نقد و تفسیرهای ادیبان و صاحب نظران این عرصه بهره بیشتری گرفت.

سوره صادقی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلان:

به فتحِ هفت کشور سر برآرد سر نه چرخ را در چنبر آرد

هفت کشور و نه چرخ تناسب معنایی دارند و به نحوی معادل دو مفهوم متضاد در برابر هم قرار داده شده‌اند و با اشاره شاعر به تحت فرمان داشتن این هر دو، قدرت سلطان را می‌ستاید.

هفت کشور: هفت اقلیم یا بخش‌های جهان در تقسیم‌بندی کهن جغرافیایی
نه چرخ یا نه فلک: نه آسمان یا افلاک در کیهان‌شناسی بطلمیوسی و اسلامی

هفت کشور بیشتر به تجربه انسانی و درونی اشاره دارد، در حالی که نه چرخ به ساختار هستی و سرنوشت بیرونی مربوط می‌شود. یکی از زمین می‌گوید، دیگری از آسمان.

سر در چنبر (= حلقه، طوق) آوردن کنایه از در فرمان خویش آوردن. رام خود کردن.

ساکن خرابات در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۴۰ در پاسخ به منصور دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۸:

به گمان حقیر همان نسکلد صحیح است. همان‌ گونه که در فیه مافیه می‌فرماید: من اگر از اجزا‌، خود را فروسکلم از لطف بی‌نهایت و ارادت ِ قفل‌گشایی و بی‌چونی ِفتّاحی او خواهد بود. (فیه مافیه ص ۱۳۸ فصل سی و چهارم) نقل از فرهنگ معین

شیلا راد در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۲۸ در پاسخ به مهدی رفیعی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۲۰ - کشته شدن سلم و مرگ فریدون:

به مصر ربط نداره اولا انسانهای نیای مشترک دارن پس رسوم مشترک هم میتونن داشته باشند بدون کپی کردن از هم یعنی این رسم خیلی خیلی قدیمی تر از این حرفا به اقوام مختلف ارث رسیده یعنی قبل از اینکه اقوام دسته دسته بشن و قومیت ها بوجود بیاد دوما بعضی کارها و رسوم نیاز به ایده گرفتن از قوم دیگه ای نداره به ذهن هر کسی و قومیی میتونه برسه بدون اینکه از دیگری کپی یرداری کنند

یار در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

بیت 

گر رنج پیش‌آید و گر راحت ای حکیم

نسبت مَکُن به غیر که این‌ها خدا کند

نسبت مکن به غیر که این‌ها خدا کند را می‌توان به دو صورت خواند و هر صورت معنی تفاوت پیدا می‌کند که این از معجزات شعر حافظ است

گر رنج پیش‌آید و گر راحت ای حکیم

 

نسبت مَکُن به غیر ،که این‌ها خدا کند

یعنی رنج ها و راحتی ها را به دیگری نسبت نده ، چرا که در اصل این‌ها را خدا می‌رساند

گر رنج پیش‌آید و گر راحت ای حکیم

نسبت مَکُن به غیر که این‌ها خدا کند ( بدون وقفه )

یعنی رنج و راحتی که به سراغت می آید را ای حکیم به غیر ( به خلاف ) آنها را به خدا نسبت نده

علی f در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۸ - عزم وی ، بر ایجاد گری ، درین ابیات شرح یافته ::

موی به مویش به هنر بیختم

علی f در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۴ - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد::

داد و دود🛑 >>>> داد دود

HRezaa در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

می بده تا دهمت آگهی از سر قضا....

 

روانت شاد ای ابرررررشاعر و ابررررعارف کل تاریخ

که هر غزل را چنان سروده‌ای که هرکس به تناسب آن می (آگاهی و سلیقه و پندار) که در سر دارد میتواند به ظن خود یار تو شود.....

 

 

HRezaa در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۱۰ در پاسخ به arash دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

درود بر شما و سپاس از اندیشه‌ی بینهایت زیبای شما

مایا سپیده‌دم در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۰۴ در پاسخ به شیرازی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱ - پادشاهی فریدون پانصد سال بود:

منظور اینه که غصه نخور پسته بخور☺️ در ادامه بیت هم فردوسی خودشون سرودند که از تلاش روی گردان نباشید و از رنج ها خم به چهره نای‌آورید انگار که بعد از سختی آسانی است پس شایسته جشن گرفتن و قدردانی از نعمت هاست که شامل خوردن و خوشی هم میشه.

Hsyn Frhng در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

درود بله اقای احمد کسروی در کتاب حافظ چه میگوید این شعر را گفته حافظ سروده و تمامی خرده گیری هاش رو به این شعر نسبت داده وخیلی گستاخانه به حافظ تاخته آیا این شعر مال حافظ بوده یا اوحدی ؟؟؟؟

داریوش نامور در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۵ در پاسخ به بنیامین هَگدُل دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳:

یعنی هجای اول هر بیت رو هجای کوتاه در نظر میگیریم؟

چطور همچین چیزی امکان داره آهنگ وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن با آهنگ وزن فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن متفاوت هست 

نیک در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۱۷ در پاسخ به jalal tehran دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

خیلی ممنونم

سُلگی قاسم در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹۸:

 با سلامو تشکر از سایت خوب گنجور در خصوص واژه‌  ابداعی مثل (منتری) این توضیح لازمه،که مولانا  گاهی‌ که از تنگی قافیه سازی عرصه بر او تنگ می‌شود و بارها از این تنگنا نیز بر خود نهیب می‌زند:

حرف و گفت و صوت را برهم زنم

تا که بی این هر سه با تو دم زنم

 و در این  محدودیت وتنگا،دست به ابداع کلمات و واژه سازی می‌زندوکلماتی مثل منتری را برای قافیه سازی بهتر می‌سازد/با تشکرقاسم سُلگی

Morteza Akrami در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

این ترجیع‌بند واقعاً شاهکاره . هیچوقت قدیمی نمیشه .هربار میخونمش اشک تو چشمام میاد.

Morteza Akrami در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:

چقدر ما خوشبختیم که ایرانی هستیم و زبان مادری مون فارسی هست که میتونیم این شاهکار رو بخوانیم و بفهمیم . یه لحظه فکر کنید زبان مادری مون فارسی نبود از چه شاهکارهایی محروم می‌شدیم ... حتی تصورش هم ترسناکه .

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲:۴۶ در پاسخ به همیرضا دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱:

احسنت ، صحیح است

۱
…
۳۷۸
۳۷۹
۳۸۰
۳۸۱
۳۸۲
…
۵۸۴۲