ناصر در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
آقای دکتر الهی قمشه ای می گویند:
"یکی از جذاب ترین تعبیرات " نفس و عشق " ، قصه دیو و سلیمان است که از دیرباز در ادب پارسی به اشاره و تلمیح از آن یاد شده است .
قصه چنین است که سلیمان فرزند داود ، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام ، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود ، چنانچه برای او قصر و ایوان و جام ها و پیکره ها می ساختند (قرآن / سبا / 13) . این دیوان ، همان لشکریان نفسند که اگر آزادباشند ، آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر دربند و فرمان سلیمان روح آیند ، خادم دولتسرای عشق شوند.
روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت . دیوی از این واقعه باخبر شد . در حال خود را به صورت سلیمان در آورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد . کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند وبر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند ( از آنکه از سلیمانی جز صورتی و خاتمی نمی دیدند . ) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد واز ماجرا خبر یافت ، گفت سلیمان حقیقی منم و آنکه بر جای من نشسته ، دیوی بیش نیست. اما خلق او را انکار کردند . و سلیمان که به ملک اعتنایی نداشت و درعین سلطنت خود را " مسکین و فقیر " می دانست ، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد.
دلی که غیب نمایست و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود ، چه غم دارد؟
حافظ
اما دیو چون به تلبیس و حیل بر تخت نشست و مردم انگشتری با وی دیدند و ملک بر او مقرر شد ، روزی از بیم آنکه مبادا انگشتری بار دیگر به دست سلیمان افتد ، آن را در دریا افکند تا به کلی از میان برود و خود به اعتبار پیشین بر مردم حکومت کند . چون مدتی بدینسان بگذشت ، مردم آن لطف و صفای سلیمانی را در رفتار دیو ندیدند و در دل گفتند :
که زنهار از این مکر و دستان و ریو
به جای سلیمان نشستن چو دیو
و بتدریج ماهیت ظلمانی دیو بر خلق آشکار شد و جمله دل از او بگردانیدند و در کمین فرصت بودند تا او را از تخت به زیر آورند و سلیمان حقیقی را به جای او نشانند که به گفته ی حافظ :
اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل ، دیو سلیمان نشود
و
بجز شکر دهنی ، مایه هاست خوبی را
به خاتمی نتوان زد دم از سلیمانی
و به زبان مولانا :
خلق گفتند این سلیمان بی صفاست
از سلیمان تا سلیمان فرق هاست
و در این احوال ، سلیمان همچنان بر لب بحر ماهی می گرفت . روزی ماهی ای را بشکافت و از قضا ، خاتم گمشده را در شکم ماهی یافت و بر دست کرد ..."
با این وصف ؛ بعید است شاعر پر مایه ای چون حافظ ؛ یک مضمون را در دو بیت - اول وچهارم - و با قافیه یکسان تکرار کند. اگر هم چنین باشد؛ به نظر من "سلیمان" زیبا تر است.
محیّ در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
البته جناب ژولانژاد باید در این مسئله که چرا حافظ برای "کنج" مقصود از تعبیر "خواندن" استفاده کرده نیز، تعمق بیشتری کرد. معمولا کنج مقصود را در تعبیر عام آن باید "دید" یا "کسب کرد". اما اشاره کردن به "خواندن" به نظر می آید ناظر بر "اسم اعظم" الهی یا "کلمه" باشد.
"کلمة الله هی العلیا".
مهدی در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۴۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۵:
سلام
در خصوص این شعذ شما هم دچار اشتباهی شدید که متاسفانه رواج پیدا کرده. این دوبیت که دوبیتی هم نیست و بخشی از یک غزلِ، ارتباطی به بابا طاهر نداره و متعلق به طالب آملی ست.
می تونید به دیوان طالب آملی یا به این کتاب مراجعه فرمائید؛
«صیّادانِ معنی» [برگزیدهی اشعارِ سخنسرایانِ شیوهی هندی]، انتخابِ محمّد قهرمان، مؤسسهی انتشاراتِ امیرکبیر، چاپِ دوّم، هزار و سیصد و نود
گذشته از این ، بیت دوم فریاد می زنه که سبک شعر هندیست.
غزل کامل هم اینِ:
دل عاشق به پیغامی بسازد
خمار آلوده با جامی بسازد
مرا کیفیت چشم تو کافیست
ریاضت کش به بادامی بسازد
ندارم ظرف می دل را بگوئید
سفالی بشکند جامی بسازد
قناعت بیش ازاین نبود که عمری
بجامی دردی آشامی بسازد
چو من مرغی نکرده صید ایام
مگر کز زلف او دامی بسازد
دعا گو قحط شو طالب حریفی است
که ایامی بدشنامی بسازد
علیرضا در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش اول » (۱) حکایت زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود:
تشویر به معنی اشاره کردن
علیرضا در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش اول » (۱) حکایت زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود:
کتاره همان غداره است که سلاحی سرد است مانند شمشیر
شهرام در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۵:
این کاملترین زیباترین شعر ادبیات فارسیست
Reza در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش اول » (۱) حکایت زن صالحه که شوهرش به سفر رفته بود:
در بیت سوم
غلط : شیرینش
درست : شیرینیش
حسن در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷:
آرش جان کجای فیلم می خونه؟
میشه شعری که تو فیلم خونده میشه رو بنویسی
علیرضا در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۶۶ - خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبین:
دلفگار:دل افکار ،محزون، ملول دلریش چنان که فردوسی فرمود چنین است آیین این روزگار
گهی شاد دارد گه دل فگار
ناهید در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:
فوق العاده است...
شبت خوش باد ... من رفتم...!
رضا میرزازاده در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۵۴ - سرخوشم:
در یک بیت مانده به آخر "جانا به روی و موی " درست است
الهه در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:
درود بر دوستان،
از نظر این حقیر هم " گرو بود سرم" کاملا حق مطلب را ادا می کند و بی عیب و نقص است.
علیرضا در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:
اگر که اولی صفت تفصیلی است و عربی چرا حافظ آنرا با تر که فارسیست و علامت تفصیل بکار برده؟
الهه در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:
امین جان،
در مصرع اول، بیت اول، "ترک" صحیح است،
"یار" که شما گفتید در اجرای محسن چاووشی تغییر کرده است، گرامی.
درورد بر استاد شهریار، که غزلهایش همدم روزها و شب های من است....
رضا میرزازاده در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ سنایی » طریق التحقیق » بخش ۶۸ - فصل در اکل و شرب:
در بیت دوم عبارت "چه" دوبار نوشته شده
الهه در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
همیشه در خلوتم این شعر رو زمزمه میکنم.....
تک تک ابیاتش دیوانه ام میکنه...
دوستان گرامی، اگر کسی لینک ی ااز دکلمه این شعر با صدای داریوش عزیز را دارد، لطفا اعلام کند. ممنونم.
امین کیخا در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳:
چاکو همان است که سپستر چاقو را ساخت و یعنی چاک دهنده
امین کیخا در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
حکیمی میگفت انچه به ادمی از نیکی رسیده از این فرشته نیکوکار جبرائیل است جبرائیل را ایرانیان سروش می گفته اند و صفت و ستای او سروش دلیر و سروش اهلو است و اهلو یعنی نیکوکار ، سرور حکیمان سهروردی کتابی در باره پر و شهپر سروش دارد که خواندنی ست ، سلام و درود پاکان بر ان فرشته بلند مرتبه باد
امین کیخا در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
سعدیا دمت گرم و تنت خرم باد
حسینی در ۱۳ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود: