دوکتور عبدالواحد (ورسجی) در ۱۴ سال قبل، جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
معنای رباعی واضح است قرآن با این عظمت که دازد هرلحضه آنرا لمس کند چون دوام دار لمس کردن قرآن شریط دارد. اگربه پیاله نگاه کنید شما می توانید قدرت خداودند را مشاهد کنید (برگ درختان سبز در نظر هوشیار...
امین کیخا در ۱۴ سال قبل، جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷:
هوده به عربی رفته و هودق شده و سپس این کلمه بعدها واژه حق را ساخته است
امین کیخا در ۱۴ سال قبل، جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۲:۵۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:
پروا کردن معنی احترام گذاشتن هم می دهد
عباس بروجردی در ۱۴ سال قبل، جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:
در مصرع دوم بیت اول صحیح آن اینست:
به دیر دوش ز مستی و جام میگفتند
مسعود در ۱۴ سال قبل، جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۲۰ - در بیان علامتهای ابلهی:
درود بر شما
در مصرع اول بیت دوم، به نظر می رسد واژه "را" اضافه باشد و "نه بیند" نیز به اشتباه نوشته شده. شکل صحیح مصرع اینگونه است :
"عیب خود ابله نبیند در جهان"
محمدسرور وکیلی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
برادران اهل تشعیو من سلام به شما!
من از اهل سنت هستم محبت حضرت حسین(رض)نزدم از حد بیشتر است. ګمان نکنم که یک سنی باجگرگوشهای حضرت پیغمبر صلوات الله تعلی محبت نه داشته باشد.زیرا هرمسلمان چه شعیه یاسنی محبت خاص باآل بیت دارند. کار یزید کاری گبر ونصاراهم به این ظلم ستم نمی ماند. کار بد یزید را بشریت گواهی ندارد. پس خواهشم این است که موضوع یزید علیه لعنه را از نام حافظ شیرازی دور کنید وبحث از اشعار انرا پیش گیرید. ومن الله توفیق
milad در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران:
درود بر شهریار
منصور در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۳ - عذر گفتن فقیر به شیخ:
به نظر من نور جلال در بیت آخر همان انرژی است که از خوردن غذا به دست میآوریم
مرتضی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:
تو قرآن آیات زیادی هست مبنی بر اینکه خداوند هرکسی رو که دلش بخواد هدایت میکنه و هرکسی رو که دلش بخواد در گمراهی نگه میداره. خود خدا تو قرآن به رسولش میگه ما قلب کافران را طوری آفریده ایم که نور هدایت در آن نفوذ نکنه. این خدا توی قرآن موجودی توصیف شده که بر گذشته، حال، آینده و همه چیز آگاه و داناست؛ یعنی سرانجام همه افراد رو از قبل میدونه. اصلا تو قرآن به یک لوح محفوظ اشاره شده که مدت ها قبل از خلقت انسان سرنوشت همه آدما توی اون نوشته شده. در نتیجه کاملا واضحه که خدا از قبل بهشتی بودن یا جهنمی بودن ما آدما رو مقدر کرده.
این یعنی جهان و همه کائنات صحنه قماربازی خداست و ما آدما هم مهره ها و قربانیان این قماربازی هستیم. ببینن حتی یک بچه 10 ساله هم میتونه غیر منصف بودن این خدا رو تشخیص بده. منتها مشکل اینجاست که خیلی ها شهامت بیان حقیقت رو ندارن و سعی دارن با چند تا کلمه قلمبه سلمبه و یه سری حرفای عاقل اندر سفیهانه خودشون و بقیه رو گول بزن.
امین کیخا در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۴:
واقعا روان و زیبنده میبا شد
کاظم در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸:
مصراع آخر ویرگول نیاز داره
به حرف مفت ، کسی متهم نخواهد شد
یعنی با حرف مفت نمیشه به کسی اتهام زد
بدون ویرگول ضمیری نداره که معنی کاملی بده
رسول در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:
خیلی ساده است:
مصرع اول: یک عده هنوز در تفکر هستند که ایا دین اصالت دارد یا نه. یعنی هنوز مشکوک به اصالت دین هستند. این اشخاص (میتواند علمای دین هم باشند مانند شیوخ, ملا و یا عامه) یا ازدستورات و آداب دین کلا پیروی میکنند البته با تردید به اصالت, یا قسماَ پیروی و یا هم اصلا پیروی نمیکنند. این اشخاص شک به وجود بهشت و جهنم دارند. این اشخاص تفحص زیاد هم کرده اند اما به پاسخ قاطعی هنوز نرسیده اند.
مصرع دوم: عده ای به دین عقیده کامل دارند و از تما اصول دین با شدت پیروی میکنند. و گمان میبرند که راه را پیدا کرده اند. این عده سخت به عاقبت راه (دین, دنیا, بهشت و جهنم) عقیده دارند. این عده یا تفحص نموده اند یا نیمه و یا هم اصلا ننموده اند. و فکر میکنند کاری که میکنند عین کار است و دیگران هم باید از انها پیروی کنند.
مصرع سوم: میترسم روزی بمیریم و ببینیم.
مصرع چهارم: هر دوی ان تفکر و توهم و سلوک و یا هر چه در ذهن ما بوده قلط از اب درامده.
فکر کنم منظور خیام این بوده که هیچ کس از هیچ چیز خبر نداره و خود خیام هم جزء دسته مصرع اول است ولی با کمی یا بیشتر قاطعیت. و اگر هم از بعضی اصولات و دستورات دین پیروی میکرده, صرفاَ بخاطر اقتضای فضای اجتماعی اندوران بوده است.
حاجیان برنجستانکی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
بی شک (( اعضای یک پیکرند )) رسته. در واقع این مصرع به یکپارچگیه نظام هستی و جامعه انسانی اشاره داره.
محمد مهدی نادری در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۱ - آغاز داستان:
اول: یک اشتباه دارید
سررشته غیب ناپدیدست
پس قفل که بنگری کلیدست
در اینجا فکر میکنم به جای «پس» باید «بس» بگذارید.
دوم: در متن شعر نام «قیس» با کلمه «هنریش» حالت انتساب به جایی یا چیزی را به خود گرفته است که من هر چه گشتم معنی «هنریش» یا «هنری» را متوجه نشدم چه ارتباطی با کلمه قیس دارد. اگر کسی می داند راهنمایی کند.
علی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹:
پرپِست در بیت چهارم به چه معنی است؟
فضل الله شهیدی در ۱۴ سال قبل، پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۰۷:۱۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۲۱:
در خاک بیلقان برسیدم به عابدی،
گفتم مرا به تربیت از جهل پاک کن.
دنبال این بیت در جائی دیدم این بیت آمده بود
گفتا برو چوخاک تحمل کن ای فقیه
یا آنچه خوانده ای همه را زیر خاک کن
فرید متین در ۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱:
بیتِ چهارم باید اینطور نوشته بشه:
مِی خواهم و معشوق و زمینی و زمانی
کاو باشد و من باشم و اغیار نباشد
رسته در ۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۱۳ - خشم کردن پادشاه بر ندیم و شفاعت کردن شفیع آن مغضوب علیه را و از پادشاه درخواستن و پادشاه شفاعت او قبول کردن و رنجیدن ندیم از این شفیع کی چرا شفاعت کردی:
بلیسی کردن = ابلیسی کردن = شیطانی کردن
مهدی در ۱۴ سال قبل، چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۲۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
سلام.بیت اول مصراع دوم؛میروی غلط است،
روی درست میباشد وگرنه ایراد وزنی پیدا میشود
آنا در ۱۴ سال قبل، جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲ - مطلع دوم: