سیاوش در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۰ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ نورعلیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » بخش اول » شمارهٔ ۱۹۷:
سلام و عرض ادب
علامه مجلسی (چه مجلسی اول و چه مجلسی دوم)، ایرانی بودند (در اصفهان متولد شدند و در اصفهان نیز فوت کردند) و لبنانی نبودند.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۶ در پاسخ به جلیل دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکرده است از انتظار تو دوشم
معنی خیلی واضح است
امروز بیا با من آتشی باش و امشب به کنار من بیا چون دیشب چشمم از انتظار تو بیدار بوده و نخوابیده است.
هر توضیحی که نوشته شود فقط سخن خداوندگار را بیارزش میکند؛ از بس روان و شیرین است.
افسانه چراغی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۶۲ - در نصیحت فرماید:
ابن عماد بزرگوار بسیار تاثیرپذیرفته از حکیم نظامی گنجوی و لیلی و مجنون اوست.
افسانه چراغی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۶۲ - در نصیحت فرماید:
به قول حافظ:
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
افسانه چراغی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۶۱ - در خاتمت کتاب:
عِقد: گردنبند
ستاره پروین که به شکل خوشه است، به گردنبند تشبیه شده است.
میثم هدا در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۴:
عشقِ تو تا در دل است منعِ فغانم مکُن
دیگ نیفتد ز جوش تا (ننشیند) شرار
لطفا اصلاح شود
افسانه چراغی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۷ - در صورت حال گوید:
خال کنار لبش مانند سیاهپوست خوشاقبالی است که کتار حوض کوثر منزل دارد.
افسانه چراغی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۶ - آغاز داستان:
صحبت به معنی مصاحبت و همنشینی است.
افسانه چراغی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۴ - سبب نظم کتاب:
گل لاله در دل خود کبودی دارد که به داغ یا نشان تشبیه شده.
افسانه چراغی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ ابن عماد » روضة المحبین » بخش ۴ - سبب نظم کتاب:
آزار اولین ماه از ماههای سُریانی و برابر با فروردین ماه است. اشاره به بارش باران بهاری دارد.
افسانه چراغی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:
باید "بیامُختِشان" باشد تا وزن شعر درست شود.
محمدمتین عبدالهی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸ - زمانه:
درود بر خانم روشنک که این شعر را با لحن زیبا و خوش آهنگ ایشان در برنامه برگ سبز ۲۵۲ ،شنیدم .
درود بر او و بر رودکی
برمک در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱:
شعر او را برشمردم سیزده ره صد هزار
هم فزون آید اگر چونان که باید بشمری
سالوس پر دعوی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:
چاکر آن مه ده چهار
برمک در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۶ در پاسخ به نسیم بهاری دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
مگر هیچ احمقی جز این میخواند
برمک در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۴ در پاسخ به دکتر علم دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
خورشید را ز ابر دمد روی گاه گاه
چونان حصاریی که گذر دارد از رقیب
پرتو خورشید از ابر گذر دارد
ابر=رقیب
پرتو خورشید حصاری است و از ابر گذر دارد
هیچ به سروده نمی اندیشید
امین مروتی در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۹:
بخشی از غزل شمارهٔ ۱۴۳۹ (نمیدانم نمیدانم)
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
محمدامین مروتی
در این غزل 30 بیتی، مولانا از مقام حیرت سخن می گوید. مقامی که عاشق چنان حیران معشوق است که از دیگر چیزها خبر ندارد.
من این ایوان نُه تو را، نمیدانم نمیدانم
من این نقاش جادو، را نمیدانم نمیدانم
مولانا می گوید چنان حیرانم که از افلاک نه گانه و خلقت رنگارنگ عالم بی خبرم.
مرا جان طرب پیشهست، که بیمطرب نیارامد
من این جان طرب جو را، نمیدانم نمیدانم
و نمی دانم چرا تمام وجودم در سماع و رقص و شادی است.
مرا سیلاب بربوده، مرا جویای جو کرده
که این سیلاب و این جو، را نمیدانم نمیدانم
گویی سیلاب مرا در جویی انداخته و نمی دانم کجایم و کجا می روم.
چو طفلی گم شدستم، من میان کوی و بازاری
که این بازار و این کو را نمیدانم نمیدانم
مثل بچه ای که در بازار گم شده، راه خانه ام را گم کرده ام و نمی دانم در کجا هستم.
مرا گوید یکی مشفق، بدت گویند بدگویان
نکوگو را و بدگو را، نمیدانم نمیدانم
اگر کسی از من به خوبی یا بدی یاد کند، برایم فرقی نمی کند.
جهان گر رو ترش دارد، چو مه در روی من خندد
که من جز میر مهرو را، نمیدانم نمیدانم
همه عالم اگر به من پشت کند برای من مهم نیست اگر معشوق به رویم بخندد.
خمش کن چند می گویی چه قیل و قال می جویی
که قیل و قال و قالو را نمیدانم نمیدانم
مقام حیرت قابل وصف و بیان نیست و جای این نیست که چه گفته شد و چه گفت و چه می گویند.
مرا دردی است و دارویی که جالینوس می گوید
که من این درد و دارو را نمیدانم نمیدانم
دردی دارم و درمانی که جالینوس حکیم نیز از آن بی خبر است و آن درد عشق است.
جایی دیگر می گوید:
تا دید جالینوس را نبضش گرفت و گفت او:
دستم بهل، دل را ببین، رنجم برون از قاعده است.
چه رومی چهرگان دارم، چه ترکان نهان دارم
چه عیب است ار هلاوو را نمیدانم نمیدانم
هلاوو را بپرس آخر از آن ترکانِ حیران کن
کز آن حیرت هلا، او را نمیدانم نمیدانم
در زمان مولانا، قونیه تحت محاصره هلاکوی مغول قرار گرفت ولی از تصرف شهر منصرف شد. مولانا می گوید چنان در عالم زیبایی و زیبارویان غرقم، که خبر از عالم سیاست ندارم و هلاکو هم از این زیبارویان دنیای معنا بی خبر است. به هلاکو هم بگویید که من هم از فرط حیرانی از او بی خبرم.
بیا ای شمس تبریزی مکن سنگین دلی با من
که با تو سنگ و لولو را نمیدانم نمیدانم
در مقطع غزل می گوید ای شمس تبریزی بیا که با بودن تو جواهرات عالم برایم بی ارزش اند.
3 بهمن 1403
برمک در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۰۶ در پاسخ به مژده.ح دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
قصیب درست است قصیب و قصب به معنی پارچه و بافته و تافته است
برمک در ۱ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۳ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۰۲ در پاسخ به حسین ماپار دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
بیگمان گذر است و نتوان حذر پنداشت میگوید درخشش خورشید از ابر گذر میکند مانند محاصره شده ای که از رقیبان مراقبان گذر میکند
حمید زارعیِ مرودشت در ۱ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۹: