شاه رخ در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
با سلام
در مصرع اول بیت اول ویرگول بعد از "کین" اضافی است
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱:
نوگل خندان = گل تازه شکفته
به منش = به من او را
سلمی = مجازا معشوق، نامی است
چشم دارم = امیدوارم
طُرّه = موی پیشانی
بهم بر مزن = درهم و برهم مکن، آشفته نساز
عنبر شکن = معطر
سِفلِه = فرومایه، پست
این آب = شراب آتشین
مُقام = بزم ، جایگاه
عِرض = آبرو
نشاید اندوخت = نمی توان به دست آورد
رَخت به دریا فکندن = از همه چیز صرف نظر کردن، دست از هستی شستن و به مقام فناء فی الله رسیدن
ترسد زملال = بیقرار و نگران شود، از اندوه بترسد
عشقش نه حلال = عشق حلال او نباشد
بیت الغزل = شاه بیت
معنی بیت 3: ای باد صبا اگر به سرمنزل سلمی و معشوق رسیدی امیدوارم که از من به او سلامی برسانی . معنی بیت 4: ای با صبا اززلف سیاه محبوب نافه گشایی و عطر پراکنی به ادب کن چون آنجا جایگاه دلهای عزیز می باشد پس در هم و برهم مکن.
معنی بیت 9: اشعار حافظ تماماً شاه بیت غزل عرفان و عشق الهی است. آفرین باد بر نفس و دم پاک و گفتار نرم و شیرینش.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
شُرب مدام = باده گساری همیشگی
اَحباب = جمع حبیب ، دوستان
مرغ وصل = پرنده وصال
حاجی قوام = وزیر محبوب ابوسحاق اینجو
نور باده = می ناب
مُطرب = نوازنده
سهی قدان = دلبران
صنوبر خرام = دلیری که مانند سرو جلوه صنوبر کند
جَریده = دفتر بزرگ
آب حرام = کنایه از خَمر و شراب
صَرفه = زیادی و افزونی ( فضیلت )
روز بازخواست = روز قیامت
نان حلال = نان وقف و فتوح صوفیان
سپرده اند = تسلیم کرده اند ، حواله کرده اند
فشان = نثار کن
معنی بیت 1: ای ساقی با فروغ می ساغر مار ا روشن کن و ای موسیقی دان و نوازنده این ترانه را بخوان و بساز که عالَم به مراد دل ما شد.
معنی بیت 6: (ای باد صبا به یار من) بگو چرا از روی عمد ، نام مرا از یاد می بری؟ روزگاری خواهد آمد که خود بخود نام مرا از یاد ببری.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
بَصَر = چشم ، بینایی
غَمّاز = سخن چین ، پرده در (صیعه مبالغه از غمز)
چشمه نوش = آب زندگانی
سرخ برآمد = قرمز شد
کرده = عمل (کرده خود = عمل خود )
آب چشم = اشک
سفر عشق = اضافه بیانی
نوش = شهد، عسل
دلشده = عاشق
معنی بیت 2: صاحبدلان چشم برجمال تو دوخته اند. آری راز نهان دلبستگی به زلف تو درهر سری می باشد.
معنی بیت 3: اگر اشک من خونین و قرمز شد جای تعجب نمی باشد زیرا هرکه راز عاشق را فاش کند (یعنی اشک) ازکردار ناپسند خود شرمسار خواهد شد.( و صورتش از خجالت سرخ خواهد شد. )
معنی بیت 5: برای آنکه ازگیسوی سیاه تو درهر محفلی سخن گفته نشود، هر صبح با نسیم صبا که قاصد عاشقان می باشد، بگو مگو دارم تا بوی زلف تو را به هرمحفل نبرد.
معنی بیت 8: آشکارشدن راز به خیر و صلاح نمی باشد اگرچه رندان از هرچه در محفلی روی دهد باخبر هستند = رندان به تما م اسرار واقف هستند اما جایز نمی دانند که آنها را فاش کنند .
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
قَدَحی دردست = جام برکف
و = حرف عطف و واو حالیه
نرگس مست = چشم خمار
سمند = اسب زرد رنگ
وزقد بلند او = دربرابر قامت رسای محبوب
نظرم = چشم دلم
غالیه = مُشک ، بوی خوش
وَسمه = گیاهی برای رنگ کردن مو و ابرو
معنی بیت 1: یارم به کلیسای مغان آمد درحالیه مست و بی قرار بود و قدحی از باده دردست داشت که باده پرستان از چشم مست او مست شدند.
معنی بیت 2: درنعل اسب زرد رنگ محبوب ، شکل ماه نو ظاهربود و نسبت به قد بلند او قامت صنوبر، پست و کوتاه می نمود.
معنی بیت 3: به چه سبب و علت می توانم من عرف نفسه بگویم درحالیکه ازخود خبر ندارم و چگونه می توانم بگویم به او نظر ندارم درحالیکه تمام نظرم با اوست؟!
معنی بیت 4: همین که محبوب از میان جمع بلند شد تا برود، چراغ دلم خاموش شد و چون به محفل درآمد عاشقان و مهرورزان از شوق خروش شادی برآوردند.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:
شوکت = شکوه و جلال
گَریوه = راه دشوار
کُنج قلندری = گوشه درویشی
اجازتست = اجازه هست ؟ ، اگر اجازه بدهی
نِیل = نائل آمدن ، رسیدن
کیمیاگری = تبدیل خاک به طلا
معنی بیت 3 : شکوه و جلال سلطنت را در کوی عشق، به چیزی نمی خرند. باید در آنجا به بندگی خود اعتراف کرده و چاکری خود را نشان دهی.
معنی بیت 8 : نائل شدن به مراد و آرزو ، برحسب همت و اندیشه هر کسی است. بر شاه ، نذر خیری واجب است و بر خداست فراهم آوردن اسباب یاوری.
معنی بیت 9 : حافظ! گرد و غبار بی نیازی و قناعت را از چهره پاک مکن زیرا این خاک ، بهتر از صفت کیمیا گری و تبدیل خاک به طلا است.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۱:
سَلمی = معشوق
کرا رسد؟ = چه کسی جرات می کند که بپرسد؟
آبی و خاکی = موجودات آبی و خاکی
صُنع = آفرینش ، صفات
معنی بیت 1 : داستان اشتیاق خود را نوشتم و چشم من گریان است. ای یار! بازگرد که جانم از غمناکی به لب رسید.
معنی بیت 2 : چه بسیار که از شدت اشتیاق به دو چشم خود گفته ام ای منزلگاههای سلمی! پس سلمای شما کجاست ؟
معنی بیت 3 : پیشامدی شگفت و رویدادی غریب است که من مقتول عشق هستم ، شکیبایی ورزیدم اما قاتل من شاکی است.
معنی بیت 6 : باد صبا ، بوی عبیر می پراکند. ساقی برخیز و شراب انگوری خوشبو و پاکیزه به ما بده.
معنی بیت 7 : تنبلی و تن آسانی را رها کن تا سود ببری زیرا که در مثلی آمده است که توشه راه پویندگان ، چابکی و چالاکی است.
معنی بیت 8 : به دور از چهره نیکوی تو ، اثری از من نمانده است. آری! آثار نمایان زندگانی خود را در پرتو رخسار تو می بینم.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۲:
مَبسِم = دهان
نقش بازد = نقش بازی می کند.
قلاش و لاابالی = مست و بی پروا
قَد تَباهی = همانا مباهات می کند
جَده و جِده = "بخت و اقبال" و"سعی و کوشش"
مَعالی = مقام و خصلتهای ممتاز
مَسنَد = دستگاه دولت
کان = معدن
معنی بیت 1 : ای دهانی که به صندوقچه مروارید ، شباهت داری. بر گرد تو ، خط هلالی سبزه عذار ، چه خوش و به جا آمده است.
معنی بیت 7 : جام ضمیرمن در دوران آصف زمانه ، صاف و روشن است. برخیز وشرابی صاف تر از آب زلال به من بنوشان.
معنی بیت 8 : کشور از بخت و اقبال و تلاش و کوشش او ، سرفراز شده است. یارب دعا می کنم که این مقام و خصلتهای ممتاز ، جاودان بماند.
معنی بیت 9 : ابونصر ابوالمعالی ، فروزنده دستگاه دولت ، معدن جلال و شکوه و دلیل هستی سرزمین و ملت است.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:
رَمل = شن و ماسه
سویدای دل = ضمیر دل
سودا = آرزو
معنی بیت 1 : تا شبها تکرار می شوند و تارهای دوم و سوم عود باهم هماهنگ هستند،
معنی بیت 2 : سلام و درود خدا بر دره اراک و ساکنان آن و همچنین خانه ای در "لوی" در بالای پشته های رَمل باد.
معنی بیت 3 : من برای غریبان جهان دعا می کنم و پیوسته و مکررا این دعا را می خوانم :
معنی بیت 7 : تو باید که وجود داشته باشی وگرنه ضرر سرمایه مقام و منصبی و مالی، ساده و کم ارزش است.
معنی بیت 9 : محبت تو هر زمان ، مایه راحتی من است و یاد تو در هر حال ، مونس و همدم من.
معنی بیت 12 : خداوند می داند که مقصود حافظ چیست و علم خداوندی ، از سوال ، مرا بی نیاز می کند.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
طایر دولت = پرنده اقبال ، همای سعادت
گذار = گذر، عبور
قراری بکند = پیمانی ببندد
دیده = چشم
دستگَه = مخفف دستگاه، قدرت، استطاعت
دُرّ و گُهَر = جواهر، سنگ قیمتی
تدبیر = چاره (سرشک خونین )
هاتف = آواز دهنده غیبی
ندا = آواز
نیارد = نمی تواند
گوش گذار = رساندن پیام
تذرو = قرقاول
باز نظر = شاهین دیده و دیدگاه
بزم = مجلس شادی
مرد = پهلوان، مردانه
یا = ربط مزدوج
بُوَد که = باشد که ( ادات تمنا )
معنی بیت 1: پرنده اقبال اگر دوباره از اینجا عبور کند و باز گذری برما بکند، محبوبم بر می گردد و پیمان وصال می بندد.
معنی بیت 2: اگر چه از شدت گریه و زاری، آب چشم من تمام شد و چشم استطاعت نثار کردن جواهر اشک را ندارد ولی خون دل می خورد و سرشک خونین نثار یار می کند .
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:
شط شراب = نهر باده
غَریو = فریاد
وِلوِله = فغان و فتنه ، خروش
شیخ = پیر
شاب = جوان
باده = می
خطا = اشتباه
اگر = بار دیگر
با ره = به راه
صواب = راست، درست
شرار = جرقه
آفتاب می = خورشید شراب
دختر گلچهر رَز = دختر سرخ روی تاک، استعاره از می
مِحَن = محنت ها
دیو مِحَن = شیطان بلاها
ناوَک = تیر
مَهَل = مگذار( از مصدر هلیدن)
جور = ستم
شهاب = درخشش آتش، شعله افروخته
معنی بیت 2: ای ساقی! ما را در کشتی باده و شراب بینداز زیرا گفته اند تو نیکی کن و در آب انداز.
معنی بیت 3: این کار من خطا بود که کوی میکده را ترک کردم و از میخانه برگشتم. حال با کرم و بخشش خودت ما را به راه راست که همان میخانه می باشد راهنمایی کن.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:
بادیه = صحرا
بحل کردم = حلال کردم
به = بهتر
عِرض = آبرو
معنی بیت 1: ای آنکه جایز و روا می داری که عشاق همیشه به غم دوری و هجران گرفتار باشند.
معنی بیت 2: تشنگان بادیه عشق را به شربتی مورد محبت قرار ده زیرا تو هم ازخداوند امید لطف داری.
معنی بیت 4: اگر تو جایز می دانی از جامی که با تو نوشیده ام دشمنان نیز شراب بنوشد من چنین چیزی را نم یتوانم بپذیرم و تحمل کنم.
معنی بیت 5: ای مگس ( دشمن ) درگاه و مقام سیمرغ ( معشوق ) جای گردش و پرواز و پرزنی تو نمی باشد. آبروی خودرا هدر می دهی وبه ما زحمت پریشانی و جوش خوردن می دهی.
معنی بیت 7: ای حافظ با حسن خدمت باید جاه و مقام را از پادشاهان طلب کرد پس تو که کاری نکرده ای چه امید اِنعام و بخشش داری؟
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷:
سزد = لایق ، شایسته
تاج = افسر
چشم شوخ = چشم شهلا و زیبا
خَتا = شهری درترکستان که زیبا رویان آن مشهورند
خُتَن = شهری درچین که هرساله عروس دریایی چین از آنجاست
ماچین = نام مکانی است
خراج = مالیات
بَیاض = سفیدی ، زیبایی
عارض = چهره ، رخسار
سواد = سیاهی، اطراف شهرها
داج = تاریک
ظلمت داج = شب کاملاً تاریک
آب خضر = آب حیات
زُجاج = شیشه
بر = آغوش
به هیات عاج = به سفیدی عاج
هوی = عشق
کمینه = کمترین
در = درگاه
کاج = کاشکی
معنی بیت 2: دیدگان تو دردلبری گستاخ هستند بطوری که سرزمین ترکستان و حبش را به هم ریخته و سرزمینهای ماچین و هند به تاب و پیچ زلفان تو مطیع هستند و مالیات می دهند.
معنی بیت 8: محبت تو که مانند شاه عالی مقام هستی برحافظ افکنده. کاش همیشه کمترین غلام خاک در تو بودم.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:
شراب لعل فام = شراب قرمز
حریف = همدم ،هم پیاله
مدام = پیوسته
شُرب = نوشیدن
ندیم = همنشین پیاله
شاهد = زیبا روی
رَشک = غِبطه
غیرت = رَشک و حسد
بزمگاه = محفل عیش
دلنشان = آرام بخش
فردوس = بهشت
پیرامون = اطراف
روضه دارالسلام = باغ مینو وبهشت
صف نشینان = کسانی که در مجلس بزرگان اجازه نشستن دارند.
نیک خواه = نیک اندیش
پیشکاران = خدمتگزاران
دوستداران صاحب اسرار = عاشقان رازدار
حریفان دوستکام = هم پیابه ها که به یاد د وستان پیاله به دست گیرند.
تلخ تیز = شراب صد در صد خالص
نُقل = چیزی از شراب که برای تغییر ذایقه می خوردند ، مزه
لعل نگار = لب محبوب
نَقل = جابه جایی ، انتقال
یاقوت خام = یاقوت خالص
نُقلش از لعل نگار و نَقلش از یاقوت خام = شرابی که شیرینی اش از لب یار و جامش از یاقوت خاص بود.
غمزه = عشوه، ناز
یَغما = تاراج
خِرَد = عقل
آهیخته = از نیام کشیده، برهنه
تیغ = شمشیر
تباه = نابود، حرام
حاجی قوام = وزیر ابواسحاق
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
نرگس مستانه = چشم شهلا و زیبا و مخمور یار
بایدش = باید او را، باغبان را (ش حرف اضافه متمم فعل )
منال = زاری مکن ( فعل امر)
جَعد سُنبل = گیسوی پیچ در پیچ یار
تعلُّل = تن زدن ، درنگ ( باب تفعّل)
دور = گردش
تسلسُل = پیوسته شدن ، سلسله وار
رِند عالَم سوز = قلندری که ترک همه چیز کرده است، تاریک دنیا
تا = همیشه
رود = آلت موسیقی
معنی بیت 1: اگر باغبان چند روزی احتیاج به همنشینی گل داشته باشد و بخواهد مُصاحِب گل شود، برای تحمل جفای خار هجران، صبر بلبل را لازم دارد. ( تمثیل )
معنی بیت 2: ای دل برای زلف جانان از پریشانی زاری مکن زیرا که پرنده چالاک وقتی به دام گرفتار شود بایستی تحمل داشته باشد.
معنی بیت 7: ای ساقی در چرخش پیاله می تا چه موقع درنگ روا می داری گردش پیمانه چون به عاشقان رسد باید پیوستگی داشته باشد. (دور و تسلسل = ایهام دارد)
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:
نام و نشان = اسم و رسم ، اثر
سَر = سَر ارادت
پیر مغان = مرشد
حلقه = حلقه بندگی
ازل = آغاز ، نخست
برهمانیم = برهمان پیمان وعهد هستیم
تُربَت = خاک ، قبر
همت = توجه باطنی ، استمداد
رندان جهان = وارستگان و آزاد گان گیتی
برو = دور شو
لََحَد = گور ، قبر
مدد = یاری
زلف معشوقه = گیسوی یار
معنی بیت 1: تا آن زمان که از بزم روحانی و باده معرفت درجهان اسم و رسمی باشد، سر ارادت برآستان مرشد روشن دل خواهیم نهاد.
معنی بیت 2: حلقه بندگی پیر عارفان از روز نخست در گوش من می باشد پس ما بر همان عهد و پیمان که بودیم، پایدار خواهیم ماند.
معنی بیت 3: چون به کنار آرامگاه ما آمدی نظر عنایتی از ما بطلب و توجه باطنی از ما بجوی چه این خاک پاک زیارتگاه و قبله حاجات آزادگان وارسته جهان خواهد بود.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۲:
لباس فقر = جامه درویش
شد = رفت، گذشت
خدمت = چاکری ، خدمتگزاری
اهل دولت = نیک بخت ، دولتمند
تَذَرو = قرقاول
تَذَروخوش خرام = یار زیبا
درکمینم = در کمینگاه نشسته ام
انتظار وقت و فرصت می کنم = چشم به راه فرصت میعادم
غیبت = بدگویی در قفای کسی
بوی حق نشیند = پی به حق نبرده است
افتان و خیزان = آهسته و ملایم ( قید)
رفیقان ره = دوستان راه معرفت و سلوک
استمداد همت = خواستار توجه باطنی
برنتابد = تحمل نکند بیش از این طاقت نیاورد
لطفها کردی = مهربانیها نمودی
بُتا = یارا
تخفیف زحمت می کنم = زحمت کم می کنم
چند ینت نصیحت می کنم = تو را پند بسیار میدهم
کریم عیب پوش = بخشنده خطا پوش
دیده بدبین = بدبینی و کج خیالی
دلیری = گستاخی
معنی بیت 8: در یک مجلس حافظ قرآن هستم و درمجلس دیگر شرا بخوار! ببین گستاخی مرا که چگونه در نزد مردم ریاکاری می کنم.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۹:
معنی بیت 1: دایما ً به امید تو به شوق دیدارت مانند گل جامه را تاگریبان چاک می زنم .
معنی بیت 2: گویا گل در باغ تن زیبای تورا دیده که مانند افراد مست و بیقرار از رشک و حسد جامه خود را از تن پاره می کند و از غنچه به گل تبدیل می شود.
معنی بیت 5: تن زیبای تو در میان لباس نازک و لطیف مانند شراب در جام لطیف و زیبا نمایان می شود و در سینه سفید و بلورین تو قلبی چون سنگ سیاه و سخت و جود دارد.
معنی بیت 6: ای شمع اشک ببار زیرا داغ دل تو برمردم آشکار می شود پس چون نتوانستی رازعشق را پنهان سازی شایسته گریه خونبار هستی.
معنی بیت 7: ا زدوستان روی بر مگردان وکاری مکن که از روزنه و منفذ سینه ام آه جگر سوز خارج شود.
معنی بیت 9: از آنجاییکه حافظ دل به گیسوی تو بسته است پس این گونه کار او را نادیده مگیر و کوچک نشمار.
ملیحه رجایی در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۰:
معنی بیت 1: معشوق من آنگاه که به عراق ، رحل اقامت افکند ، می کشم از دوری او ، آنچه می کشم.( هر چه می کشم از دوری او می کشم.)
معنی بیت 2: هان! ای ساربان که به منزل دوست می روی، به سواران شما ، اشتیاق من افزون و طولانی است .
معنی بیت 3: عقل و خِرَد را در زاینده رود بینداز و با نوا و آواز جوانان عراقی ، شراب بنوش.
معنی بیت 4: بهار عمر در مراتع و سبزه زارهای منزل شماست. ای روزگار ملاقات ، خداوند تورا حمایت کند.
معنی بیت 5: ساقی بیا و پیمانه سنگین و بزرگ شراب را به من بده. خداوند تو را از جامی سرشار ، سیراب کند.
معنی بیت 8: درونم از ندیدن دوست ، غرق خون شد. ای روزگار فراق ، خدا تو را نابود سازد.
معنی بیت 9: اشکهایم را که پس از شما می ریزد، کوچک و حقیر ندانید. چه بسیار دریای بزرگ و عمیقی که از جویبارها پدید می آید.
معنی بیت 13: حضرت عیسی که از همه تعلقات دنیوی ، مجرد است، شایستهاست که با خورشید ، همخانه شود.
مریم در ۱۵ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ باباطاهر » قصیده: