نگین شکروی در ۱۷ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تکبیت شمارهٔ ۱۸۸:
بادرود وسپاس فراوان
احتمالا باید مصراع اول بدینصورت باشد:
ز زندگی چه به کرکس رسد بجز مردار
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
علی ضا طباطبایی در ۱۷ سال قبل، دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
این شعر واقعا باحاله
ناشناس در ۱۷ سال قبل، دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
سلام
((مرحم)) صحیح است .
فریاد در ۱۷ سال قبل، دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
با سپاس فراوان از پدید اورندگان این سایت ارزشمند در باره این رباعی به نظرم رسید که به جای کلمه باز اگر از کلمه زار استفاده کنیم(مانند روایت شاملو)با توجه به عبارت زار گریستن زیباتر و گویاتر و تصویری تر می شود این گونه:ابر امد و زار بر سر سبزه گریست:یعنی ابر زار گریه کرد.
زار بجای باز
دکتر امیر محمد احمدزاده متخصص مغز و اعصاب در ۱۷ سال قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
من هر موقع این شعر رو می خونم روحم برواز میکنه شما جطور؟
ناشناس در ۱۷ سال قبل، یکشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:
به نظر می رسد تحکم کردن در این شعر چندان با لطافت بیان شاعر تناسب ندارد.:
درویش نباید که برنجد به ظرافت
به نظر من همان گونه که در برخی نوشته ها آمده:
درویش نباشد که برنجد به ظرافت
بهتر است.
ف-ش در ۱۷ سال قبل، شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵:
درتائید حاشیه بالا میتوان رجوع کرد به ترجیع بند معروف هاتف اصفهانی که اصطلاحات عرفانی را در بندی ازآن آورده است اینک چند بیت او
گر زظلمات خود رهی بینی
همه عالم مشارق الانوار
هاتف از باب معرفت گاهی
مست خوانندشان وگه هشیار
از می وبزم وساقی ومطرب
وز مغ ودیر شاهی وزنار
قصد ایشان نهفته اسراریست
که به ایما کنند گه اظهار
ف-ش در ۱۷ سال قبل، شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳:
در دقت دوم وسوم و..برهرکسی معلوم میشود که وجودخودش جنبه متافیزیکی دارد و برای حفظ آرامشش ناگزیر است متوجه متافیزیک هم باشد
وضعی است چنین چه میتوان کرد؟
ومقصود خیام از مستی در بسیاری از ابیاتش مستی معمولی نمتواند باشد
روحش شاد
ف-ش در ۱۷ سال قبل، شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
باتشکر از انتقادکننده بلی تمثیل باطن و ظاهربهتر از پوسته و مغز است ولی توجه باشد به اینکه پوسته محافظ مغز است و اغلب هم خود به خود ارزش دارد ودور ریختنی نیست
ف-ش در ۱۷ سال قبل، شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
باتشکر از انتقادکننده بلی تمثیل ظاهرو باطن بهتر از پوسته و مغز است ولی توجه باشد به اینکه پوسته محافظ مغز است و اغلب هم خود به خود ارزش دارد ودور ریختنی نیست
امید غلام علمداری در ۱۷ سال قبل، شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:
این غزل به زیبایی در آلبوم رندان مست توسط استاد شجریان خوانده شده است.
علی اکبر در ۱۷ سال قبل، شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
تقسیم کردن دین به پوسته ومغز وجه دینی ندارد آنچه که ازمجموع آیات وروبات برمی آید عنوان ظاهروباطن بهترین گزینه است مثلا قرآن ظاهری دارد وباطنی تاهفتادبطن یابحث مسئله تأویل آیات ومعانی اخبار ازمباحث مهم تفسیری وروایی است
فرق دراین است که عنوان ظاهروباطن ظاهرهمیشه هست وباطن به قدرمعرفت شخص عارف است ولی تقسیم به پوسته ومغز فردعارف خودراملزم به پوسته نمی داند فقط به دنبال مغزاست ولذا گروهی ازاین دسته درعمل به ظواهردین بویژه عبادات اباحی می شوند
طربستان در ۱۷ سال قبل، جمعه ۱۷ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۴:۲۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۷۳:
در بیت دوم به نظر می رسد چنین نگارشی با وزن شعر سازگارتر باشد:
گر حرامی در رسد با ما چه خواهد کرد زانک
---
پاسخ: با تشکر «گر حرامی در رسد با ما چه خواهد کرد ازانکه» با پیشنهاد شما جایگزین شد.
طربستان در ۱۷ سال قبل، جمعه ۱۷ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش چهلم » بخش ۳ - الحكایة و التمثیل:
در ابیات 2 و 4 و 5 و 7 و 8، "ه ام" به صورت "هام" نوشته شده است.
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
مهسا در ۱۷ سال قبل، پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴:
عاشق اسم هما هستم
علی در ۱۷ سال قبل، چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳:
خیام استاد شناساندن واقعیت این جهان به مخاطب است . بطوریکه در تمام رباعیات او میبینیم که در حالی که دنیا را بسیار بی آتیه می بیند ولی از لحظه لحظه عمر استفاده برده ، در جهت لذت میکوشد و میداند آدمی که زندگی خود را صرف نظریات متافیزیکی میکند در حقیقت عمر خود را به هیچ فروخته و البته او عمر خود را به هیچ نمی فروشد و زندگی را صرف طرب و مستی و می مینماید . اگر روحش وجود دارد شاد باد ....
ناشناس در ۱۷ سال قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:
این شعر قطعا مربوط به رودکی لست
نگین شکروی در ۱۷ سال قبل، سهشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
کلمه ی “مدام” دراین شعر میتواند هم به معنای شراب انگوری یا باده باشدوهم به معنی مصطلح آن یعنی همیشه و جاوید. (صنعت ایهام)
اسیر در ۱۷ سال قبل، شنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
گذشت روزگار بی وفایی ایام یک خصلت این دنیای دون فطرت است هیچ کس دراین دنیا پاینده نیست دل کندن از این دنیا و نه گفتن به خواهشات نفسانی یک از فضایل انسانی کسانی که باهزاران تذویر وریا جمشید گونه قصرها بنیاد نهاده اند دیگر از قصر آنها خبری نیست کسانی که ریختن خون هزاران انسان به مکنت رسیدند دیگر از آنها اثری نیست.
ای انسان نیکویی کن که جز نام نیکو در این دنیا دیگر چیزی ماندنی نیست وبرای آسایش چند روزه معقول نیست که این همه بدی نمائیم.
آرمین حاجی خانی در ۱۷ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۸، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱: