گنجور

حاشیه‌ها

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶ - تأمل بهرام گور در مرگ، کشتن شیران به شمشیر در جز و فرمان داد:

کنون باید آژیر بودن دلیر

که در مهرگان بچه دارد به زیر

 

بچه دارد  یا پرورد به زیر به چه ماناست?

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶ - تأمل بهرام گور در مرگ، کشتن شیران به شمشیر در جز و فرمان داد:

بیامد  دگر شیر  غران دلیر

همی جفت او بچه پرورد زیر

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۶ - تأمل بهرام گور در مرگ، کشتن شیران به شمشیر در جز و فرمان داد:

چو بینم رخِ سیبِ بیجاده رنگ

شود آسمان  همچو پشتِ پلنگ

 

این بیت به چه ماناست?

ر.غ در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷:

من گر تو به بلخ شهریاری

در خانهٔ خویش شهریارم - ناصر خسرو

ر.غ در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۶:

من گر تو به بلخ شهریاری

در خانهٔ خویش شهریارم - ناصر خسرو

مهدی در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ ابوالفرج رونی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۰ - در مدح سلطان ابراهیم یا سیف الدوله محمود بن ابراهیم:

«ژاله‌رانان»

دکتر میلاد عظیمی در یادداشتی در دهلیز تلگرام خود درباره اصطلاحی در آداب و رسوم مردم هند اشاره کرده اند:

مصراع دوم بیت یازدهم در هر دو چاپ دیوان ابوالفرج چنین است: «ژاله‌ را نان ز کشت‌ها به فسون». دکتر دامغانی دربارۀ این بیت نوشته‌اند:«مجموعا یعنی ژاله‌ای که بر دشمنان می‌بارد آن‌چنان ژاله‌ای نیست که تبدیل به "نان" گردد کنایه از اینکه موجب برکت و سعادت باشد بلکه ژاله‌ای است که موجب ادبار و بیچارگی می‌گردد» (۲).

    اول بگویم که ژاله در این ابیات یعنی تگرگ. شاعر ادعا کرده که با به تخت نشستن ممدوح، بلا ابر خواهد شد و چنان تگرگی از ابر بلا خواهد بارید که پشت کفر و کفار را می‌شکند. منظور از کافران هندیان هستند. به تصریح شاعر ، ممدوح، به هندوستان لشکر می‌کشد.
 در بیت دوم هم اصلا سخن از «نان» نیست. سخن از «ژاله‌رانان» است که تعبیر غریب و ناشناخته‌ای است. در حدود جستجوهای ناچیزم این تعبیر را ندیده‌ام.  در لغتنامۀ دهخدا و برخی فرهنگ‌هایی که مراجعه کرده‌ام نیامده است. در ذیل فرهنگ‌های فارسی استاد رواقی هم نیست. 
     مفاد بیت این است: این ژاله که از میغ بلا خواهد بارید از آن دست تگرگ‌هایی نیست که «ژاله‌رانان» با افسون و جادو از کشت‌زارها می‌گردانند و  دور می‌کنند و درنتیجه مانع صدمه رسیدن به باغ و مزرعه می‌شوند. 

 خب این یعنی چه؟ «ژاله‌رانان» کیستند؟ بیت به چه نکته‌ای اشاره دارد؟

    می‌دانیم که ابوالفرج رونی مدتی در هند زیست و محتملاً با آداب و رسوم مردم هند آشنا بود. از سوی دیگر ابوریحان بیرونی فرموده که مردم هند اصولاً به افسون و عزیمت ایمان و تمایل فراوان داشتند (۳). موضوع این بیت نیز به افسون و نیرنگ هندیان برمی‌گردد.      
     گردیزی  - مورخ قرن پنجم که در تاریخ نفیسش مطالب ارزشمندی دربارۀ «معارف هندوان» دارد – نوشته که یکی از انواع و اقسام افسون‌ها و طلسمات برهمنان و افسونگران هندی مربوط به ژاله/ تگرگ بوده است:

 « از خوانش‌های ایشان که بس عجب است یکی بستن ژاله است و "راندن" آن از جایی به جایی و بذین سبب دیه‌ها و جای‌ها مقاطعه ستانند و از ژاله نگاه دارند و سال‌به‌سال مقاطعۀ خویش بستانند و اگر کسی امتناع کند، ژاله را بر زمین او رانند»(۴). این را هم بنویسم که در جهان‌نامه (تألیف۶۰۵ ) نیز آمده که براهمۀ هندوستان «همی دعوی کنند که افسون‌ها کنیم و بدان مقصودها برآریم چون... بستن باران و تگرگ بر ناحیتی یا دیهی» (۵).

 می‌بینیم که اصلا «ژاله‌رانی» و تگرگ را از جایی به جایی راندن انگار  یک شغل شده بود و مناسبات اقتصادی خاصی داشته است!! مردم از آسیبی که تگرگ به زال‌وزندگیشان می‌زد ،وحشت داشتند و رندان از ترس و تشویش مردم استفاده می‌کردند و مقاطعه و پول معیّن می‌ستاندند و تعهد می‌دادند که تگرگ بر باغ و مزرعۀ مشتری نبارد. اگر هم کسی این پول را نمی‌داد برهمنان فسون می‌خواندند و ابر ژاله‌بار را به زمین او می‌راندند تا بر باغ او ببارد!
بارید به باغ او تگرگی
از گلبن او نماند برگی


پانوشت:
۱. دیوان ابوالفرج رونی به تصحیح دکتر محمود مهدوی دامغانی، ص ۱۲۶؛ نیز چاپ چایکین،ص۱۰۴ با قدری اختلاف.
۲. دیوان ابوالفرج رونی،ص۳۹۱.
۳. تحقیق ماللهند، ترجمۀ صدوقی سها، ج۱، ص۱۵۱.
۴. زین‌الاخبار، تصحیح رضازاده ملک،صص۴۱۰-۴۱۱؛ تصحیح حبیبی، دنیای کتاب، ص۶۱۵.
۵. تصحیح ریاحی، ص۱۱۳.

جلال ارغوانی در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:

تا که نسبت می دهند بر روی دلبر باغ گل

کس نمی یابد چو سعدی بلبل خوش گوی را

جلال ارغوانی در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

قصه سعدی همه عالم گرفت

چون که شده بادل وجان آشنا

 

سعمن در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۰۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳:

  یا

مفعول مفاعلن مفاعیل فعل

مستفعل فاعلات مستفعل فع

مفعولن فاعلات مفعولن فع

حبیب شاکر در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

باسلام خدمت دوستان.تضمین طنز گونه این غزل استاد غزل 

«صلاح کار کجا و من خراب کجا»

«ببین تفاوت کار از کجاست تا به کجا»

اگرچه حاصل سوزش بود کباب اما 

چلوکباب کجا ؟سینه کباب گجا ؟

نشان پاکی ولطف و  صفاست آب ،ولی 

شنا در آب کجا ؟دیده پر آب کجا ؟

به زیر سقف روند حین باد و بارش و برف

ولیک کاخ کجا؟ کلبه خراب کجا ؟

همیشه غرق شدن در نتیجه یکسان نیست 

غریق خواب کجا؟ غرق منجلاب کجا ؟

سکوت اگر شکند فرق میکند با چه 

به ناز یار کجا؟ جیغ آنجناب کجا ؟

چو آدمی به بیان اشرف خلایق گشت 

کلام ناب کجا ؟حرف بی حساب کجا ؟

مگر نه هست جهان جمله برحساب و کتاب

تو را کتاب کجا و مرا حساب کجا ؟

مگر نه قسمت ما از ازل شده معلوم 

بسان اسب دگر این همه شتاب کجا ؟

سپاس از همه عزیزان

 

 

 

 

میوند ر. خویشکی در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲۷:

این شعر در وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» سروده شده است.

میوند ر. خویشکی در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۶:

با درود. این شعر در وزن «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» سروده شده است.

همیرضا در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ ناصر بخارایی » غزلیات » شمارهٔ ۶۳۹:

یادداشت جناب رسته جمع‌آورندهٔ کتاب برای گنجور:

این غزل در کتاب قطعهٔ ۲۵ بود، اینک به بخش غزلیات منتقل شد.

مهدی پور ‌ در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

بعد از اجرای استاد شجریان و استاد مشکاتیان، زیبا ترین اجرا مربوط به آلبوم فصل باران به خوانندگی استاد قربانیه

سپیدآر ‌ در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

بسیار زیبا و پند آموز

علی صابر نیک واقف در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:

سلام در جواب دوست عزیز 

حیدر شمسعلی

 

در غزل های عاشقانه ،جز خود شاعر نمیتواند بگوید که غزل صرفا و مطلقا در وصف کیست ،شاید اشاراتی در غزل خواننده را به سمت سویی ببرد اما شاید در حد احتمال و گمان باشد.

لکن در غزل های عاشقانه 

گاها الله، پیامبرصلی الله علیه و اله والسلم، اهل بیت علیهم السلام،استاد، و انکه شاعر سودا و تمنای او را دارد میتوان خطاب شاعر قرار بگیرد.

سروش ‌ در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۳:

گفتم که به هجر از دل شوق تو شود زایل

فی الهجر مضی عمری والشوق کما کانا

 

فوق العاده...

کوروش در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۵۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۸ - منازعت امیران عرب با مصطفی علیه‌السلام کی ملک را مقاسمت کن با ما تا نزاعی نباشد و جواب فرمودن مصطفی علیه‌السلام کی من مامورم درین امارت و بحث ایشان از طرفین:

گفت پیغامبر که وقت امتحان

 

آمد اکنون تا گمارد گردد عیان

 

گمارد باید تبدیل به گمان شود

لطفا اصلاح کنید

 

فرهود در ‫۲ سال قبل، جمعه ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۲ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » باب ششم » داستانِ طبّاخِ نادان:

نظارگیان‌: حضار‌، حاضران.

توابِل‌: جمع تابل. مصالح و مواد اولیه پخت غذا. در بعضی لغت‌نامه‌ها منحصرا به معنی ادویه‌جات آمده‌است.

بپرداخت‌: آماده کرد، (در اینجا یعنی پخت)

راستاراست‌: برابر، به مقدار مساوی.

سیَر‌: جمع سیرت.

 

۱
…
۶۵۹
۶۶۰
۶۶۱
۶۶۲
۶۶۳
…
۵۸۵۱