گنجور

حاشیه‌ها

ژوبین دقوقی در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

قاعدتا دنانیر به معنی دینارها است. شاید بهتر باشد به جای نوشتن دنانی را، به صورت دنانیرا نوشته شود. البته در نسخه الکترونیکی که من در اختیار دارم نیز به همین شکل نوشته شده بود.

شمس (ساقی) در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ جیحون یزدی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۲ - وله:

سلام.

«مداد ابحار و کلک اشجار و هفتم آسمان دفتر»

مداد صحیح است در لغت یعنی مرکب، سیاهی 

[مِداد] سیاهی دوات. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (ترجمان علامهء جرجانی ص 87). مرکب. (تحفهء حکیم مؤمن). حبر که بدان نویسند. (از متن اللغه). نقس. (اقرب الموارد). هر ماده ای که با آن چیز نویسند. (فرهنگ فارسی معین). دودهء مرکب. خض. حبر. زگالاب. دوده. برنگ. آنچه بدان نویسند.

این قلم را دویت نمی‌باید که خود چندانکه بنویسی مداد دارد. (تاریخ سیستان). شبی مست در حجره رفت، شیشه‌ی مداد از دیوار آویخته بود. (لطایف عبید زاکانی).

 

نقطه‌ی خال تو بر لوح بصر نتوان زد
مگر از مردمک دیده، مدادی طلبیم.

حافظ

علی توانائی جبارزاده در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۶ در پاسخ به محمد دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۶:

آهن وقتی که به دمای بسیار بالا (دمای ذوب آهن 1535 درجه است حدودا) تفته می شه خمیر می شه دیگه! به دست آهن تفته گردن خمیر، نشان دهنده انجام عمل بسیار دشوار هست. آهک تفته خمیر کردن که از هر کودکی هم بر میاد.

شمس (ساقی) در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ فصیحی هروی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱:

سلام

مصراع پنجم خوشی تایپ شده خموشی صحیح است.

 

آنجا که خموشی لب شیون بگشاید

 

سناتور سنتور در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۵۰:

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

مولانا

عشق باشد گر حقیقت گر مجاز

از غرضها هست پاک و بی نیاز

عشق خود آلودهٔ اقذار نیست

با حقیقت یا مجازش کار نیست

گر هوایی هم بود اندر سری

چونکه عشق آید کند سر را بری

عشق باشد آتش و هرجا فتاد

پاک سازد هر پلیدی و فساد

گر بود در جان تو سیصد مرض

یا به دل باشد تو را هفتصد غرض

چونکه عشق آید بسوزد سر به سر

از غرض نی از مرض ماند اثر

عشق پیشآهنگ راه جنت است

کاروانسالار ملک و دولت است

ملا احمد نراقی

عشق شیرین کار شد او را دلیل

بردش از آتش به گلشن چون خلیل

عشق شیرین کار بنمودش مجاز

پس ببردش تا حقیقت ترکتاز

بل بود عشق مجازی ای عمو

تا حقیقت می‌روی بی گفتگو

عشق باشد لیک اگر سودای تو

نی هواهای هوس پیمای تو

ملا احمد نراقی

به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را

عطا کن لذت طعم حقیقت عشق‌ بازی را

نظیری نیشابوری 

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت: 

العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

حدیث؛ المجاز قنطره الحقیقه

اصطلاح عرفا

پیامبر می‌ فرماید: 

«اطلبوا حوائجکم عند حسان الوجوه»

از زیبارویان حوائج خود را طلب کنید.

المجاز قنطره الحقیقه و عشق به نوجوانان 

زیبارو از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

https://ebnearabi.com

سناتور سنتور در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۲۳۰ - حدیث:المجاز قنطرة الحقیقه:

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

مولانا

عشق باشد گر حقیقت گر مجاز

از غرضها هست پاک و بی نیاز

عشق خود آلودهٔ اقذار نیست

با حقیقت یا مجازش کار نیست

گر هوایی هم بود اندر سری

چونکه عشق آید کند سر را بری

عشق باشد آتش و هرجا فتاد

پاک سازد هر پلیدی و فساد

گر بود در جان تو سیصد مرض

یا به دل باشد تو را هفتصد غرض

چونکه عشق آید بسوزد سر به سر

از غرض نی از مرض ماند اثر

عشق پیشآهنگ راه جنت است

کاروانسالار ملک و دولت است

ملا احمد نراقی

عشق شیرین کار شد او را دلیل

بردش از آتش به گلشن چون خلیل

عشق شیرین کار بنمودش مجاز

پس ببردش تا حقیقت ترکتاز

بل بود عشق مجازی ای عمو

تا حقیقت می‌روی بی گفتگو

عشق باشد لیک اگر سودای تو

نی هواهای هوس پیمای تو

ملا احمد نراقی

به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را

عطا کن لذت طعم حقیقت عشق‌ بازی را

نظیری نیشابوری 

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت: 

العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

حدیث؛ المجاز قنطره الحقیقه

اصطلاح عرفا

پیامبر می‌ فرماید: 

«اطلبوا حوائجکم عند حسان الوجوه»

از زیبارویان حوائج خود را طلب کنید.

 

المجاز قنطره الحقیقه و عشق به نوجوانان 

زیبارو از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

پیوند به وبگاه بیرونی

سناتور سنتور در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۷:

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

مولانا

عشق باشد گر حقیقت گر مجاز

از غرضها هست پاک و بی نیاز

عشق خود آلودهٔ اقذار نیست

با حقیقت یا مجازش کار نیست

گر هوایی هم بود اندر سری

چونکه عشق آید کند سر را بری

عشق باشد آتش و هرجا فتاد

پاک سازد هر پلیدی و فساد

گر بود در جان تو سیصد مرض

یا به دل باشد تو را هفتصد غرض

چونکه عشق آید بسوزد سر به سر

از غرض نی از مرض ماند اثر

عشق پیشآهنگ راه جنت است

کاروانسالار ملک و دولت است

ملا احمد نراقی

به غیر از رنگ و بویی نیست این عشق مجازی را

عطا کن لذت طعم حقیقت عشق‌ بازی را

نظیری نیشابوری 

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت: 

العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

المجاز قنطره الحقیقه

اصطلاح عرفا

پیامبر می‌ فرماید: 

«اطلبوا حوائجکم عند حسان الوجوه»

از زیبارویان حوائج خود را طلب کنید.

 

المجاز قنطره الحقیقه و عشق به نوجوانان 

زیبارو از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

https://ebnearabi.com/6095/%D8%A7%D9%8

سناتور سنتور در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

مولانا

عشق باشد گر حقیقت گر مجاز

از غرضها هست پاک و بی نیاز

عشق خود آلودهٔ اقذار نیست

با حقیقت یا مجازش کار نیست

گر هوایی هم بود اندر سری

چونکه عشق آید کند سر را بری

عشق باشد آتش و هرجا فتاد

پاک سازد هر پلیدی و فساد

گر بود در جان تو سیصد مرض

یا به دل باشد تو را هفتصد غرض

چونکه عشق آید بسوزد سر به سر

از غرض نی از مرض ماند اثر

عشق پیشآهنگ راه جنت است

کاروانسالار ملک و دولت است

ملا احمد نراقی

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت: 

العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

المجاز قنطره الحقیقه

اصطلاح عرفا

پیامبر می‌ فرماید: 

«اطلبوا حوائجکم عند حسان الوجوه»

از زیبارویان حوائج خود را طلب کنید.

 

المجاز قنطره الحقیقه و عشق به نوجوانان 

زیبارو از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

https://ebnearabi.com/6095/%D8%A7%D9%

سناتور سنتور در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۵۰:

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست

عاقبت ما را بدان سَر رهبرست

مولانا

عشق باشد گر حقیقت گر مجاز

از غرضها هست پاک و بی نیاز

عشق خود آلودهٔ اقذار نیست

با حقیقت یا مجازش کار نیست

گر هوایی هم بود اندر سری

چونکه عشق آید کند سر را بری

عشق باشد آتش و هرجا فتاد

پاک سازد هر پلیدی و فساد

گر بود در جان تو سیصد مرض

یا به دل باشد تو را هفتصد غرض

چونکه عشق آید بسوزد سر به سر

از غرض نی از مرض ماند اثر

عشق پیشآهنگ راه جنت است

کاروانسالار ملک و دولت است

ملا احمد نراقی

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت: 

العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

المجاز قنطره الحقیقه

اصطلاح عرفا

پیامبر می‌ فرماید: 

«اطلبوا حوائجکم عند حسان الوجوه»

از زیبارویان حوائج خود را طلب کنید.

 

المجاز قنطره الحقیقه و عشق به نوجوانان 

زیبارو از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا

https://ebnearabi.com/

سناتور سنتور در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل سوم » منقولات » شمارهٔ ۱۵۰:

شیخ را سؤال کردند از عشق شیخ ما گفت

: العشق شبکة الحقّ.

محمد ابن منور

سناتور سنتور در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ بلند اقبال » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲:

کس نپردازد به عقل از عشق دوست

آب تا باشد تیمم باطل است

بلند اقبال

با بودنت برای چه باید غزل شنید

آنجا که آب هست تیمم مجاز نیست

محمد سعید شاد

جایی که آب هست تیمم باطل است

وقتی که آب هست تیمم باطل ست

تیمم باطل است آنجا که آب است

ضرب المثل 

جایی که آب هست تیمم روا نیست

جایی که آب هست تیمم روا نیست

اصطلاح و ضرب المثل 

بزرگمهر در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۰۸ در پاسخ به دکتر محمد ادیب نیا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

کاش استاد برای آنچه ابراز داشته‌اند، وفقط به شارحانی( بدون نام) اشارت کرده‌اند، نام و نشانی از آنها بدهند و یا بیانات ایشان را منعکس نمایند تا باعث اطمینان قلب مخاطبین گردد.

آیا حافظ اشاره صریحی در این موارد داشته‌اند، همانطور که میدانید غزلیات حافظ چند بعدی است در همین حاشیه‌ها اساتیدی هستند که هر کدام تفسیری بکلی متفاوت ارائه میدهند و همه تا حدودی حق دارند. 

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزادست

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:

خویشتن را در میان قبض و بسط و صحو و سکر

بزرگمهر در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۵۰ در پاسخ به مهرداد واردی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

توجه داشته باشید، تعلق نداشتن غیر از نداشتن است.شما میتوانید هر چیزی را که برای زندگی کردن لازم است داشته باشید و حتی خوبش را هم داشته باشید، ولی به آن تعلق خاطر نداشته باشید.....

عرفان موسایی در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:

بیت پنجم چرا هر طور تلاش میکنم بر وزن خوانده نمیشود؟

اشتباه نیست؟

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۸ در پاسخ به مبین دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

عاشق و بیدل بُدیم

در واقع حال برای عاشق است

یاد تو در دل و جان ما می‌رفت در حالی که ما عاشق و بیدل بودیم.

با یاد دوست عاشق نشده‌اند بلکه عاشق بوده‌اند

و یک باره پرده برانداخته شده و کار تمام

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۲ در پاسخ به حسین دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

بله این درست‌تره اگر در نثر باشد نه در شعر. چون یکی از پایه‌های شعر کلاسیک، وزن است. 

آن هم در شعر خداوند غزل

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۰۰ در پاسخ به داتیس خواجه ئیان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

حرکت‌گذاری برای صحیح خواندن است و اگر در آن زیاده‌روی شود کار را سخت‌تر می‌کند؛ چه در فارسی چه در عربی. البته گاه به اشتباه به جای حرکت‌گذاری، می‌گویند اعراب‌گذاری که درستش همان حرکت‌گذاری است.

اما این موردی را که مثال فرمودید: فروشد، فرو شد

اولی بدون فاصله و دومی با فاصله است. خواندنش سخت نیست اما گاهی هم لقمه آماده خیلی جالب نیست

سناتور سنتور در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۵:۰۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۸۹:

در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود

با نفس پلید جامهٔ پاک چه سود

زهرست گناه و توبه تریاک وی است

چون زهر به جان رسید تریاک چه سود

ابوسعید ابوالخیر 

در دل چو کجیست روی بر خاک چه سود

چون زهر به دل رسید تریاک چه سود

تو ظاهر خود به جامه آراسته‌ای

دلهای پلید و جامهٔ پاک چه سود

در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود

با جسم پلید و جامهٔ پاک چه سود

زهر است گناه و توبه تریاک وی است

چون زهر به جان رسید تریاک چه سود

اوحدالدین کرمانی

در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود

زهری که به جان رسید تریاک چه سود

ای غرّه به ظاهرت که آراسته ای

با نفس پلید جامهٔ پاک چه سود

اوحدالدین کرمانی

در دل همه شرک روی بر خاک چه سود؟

زهری که به جان رسید تریاک چه سود؟

خود را به میان خلق زاهد کردن

با نفس پلید جامهٔ پاک چه سود؟

مهستی گنجوی

در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود

زهری که به جان رسید تریاک چه سود

خود را به میان خلق زاهد کردن

با نفس پلید و جامه پاک چه سود

مهستی گنجوی

 

سناتور سنتور در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۵۶:

پیش عاشق در بلا بودن به از بیم بلاست

مرغ زیرک بی سراغ خانه صیاد نیست

صائب تبریزی 

در بلا بودن بود صائب به از بیم بلا

از هوا گیرد خموشی را چراغ صبحگاه

صائب تبریزی

در بلا تن دادن از بیم بلا اولی تر است

گردن خود را سبک کن زود از وام حیات

#صائب_تبریزی 

۱
…
۷۱
۷۲
۷۳
۷۴
۷۵
…
۵۸۲۵