Sanam Behbahani در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۳ در پاسخ به رامین راقب دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
🙏🍀
علی میرزاخانی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۲۷:
سلام خط دوم غلط املایی دارد
علی ا.م در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸ - کشته شدن سهراب بر دست رستم، شناختن پسر از مهره و بازداشتن پدر از خودکشی:
تو گناهی نداری که این کوژپشت (سرنوشت) مرا به اوج قدرت رساند سپس بکشت ....به گونهای سهراب این وضعیت را سرنوشت خود می بیند ، نه داشتن کینه از رستم
علی ا.م در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸ - کشته شدن سهراب بر دست رستم، شناختن پسر از مهره و بازداشتن پدر از خودکشی:
سهراب به رستم میگوید که این شکست (یا ضربهای که به او وارد شده) به نوعی از طرف خود او (سهراب) به او رسیده است. این جمله به این معناست که آنچه به سهراب رسیده، نتیجهٔ عملکرد و تصمیمات خودش است.
یادآور جملهای از فردریش نیچه :«آدکی نه بدست دیگری ، که بدست خود نابود میشود.»
آصف در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام:
پس از سلام
خود را کمتر از آن میدانم که بخواهم به رد یا اثبات سخن دیگران بپردازم و با مطالعه مطالب بالا یکی دو نکته را که در نظرم آمد عرض میکنم.
۱- ابیات فوق در ادامه بحثی از است که با داستان فارس و ترک و عرب و رومی و اختلاف ایشان بر سر یک معنی با چندین لفظ ، که پلورالیزم دینی را یادآور میشود بدین صورت که مطلوب معنوی آدمیان یک چیز است که آنها با اسامی مختلف آن را میشناسند و نزاعهایی که میان ادیان و فرق و نحلههای فکری بر سر درک حقیقت از روی جهالت است ، چرا که ایشان بی آنکه بدانند حقیقتی واحد را طلب میکنند اما به دلیل نادانی هریکی گمان میبرد که تنها او به حقیقت میاندیشد و رای و نظر او صواب است و دیگران که با نامی دگر همان مفهوم را طلب میکنند به راه ناصواباند.
۲- با عنایت به مطلبی که در بالا عرض شد و نیز با توجه به این که چندین بار از قرن ۲۱ سخن رفت بد نیست یادآور شوم یکی از مهمترین دستآوردهای بشر اکنون در حوزه اندیشه قبول کثرتها با میزانی از خطا است. به دیگر سخن اولا اصل ثابت شده این است که آدمیان هرگز به درک مطلف و محض حقیقت نخواهند رسید و خلاف آنانکه تلقی میکنند که حقیقت فقط همان چیزی است که ایشان میپندارند ، بل که همهگان با درصدی از خطا بهرهای از حقیقت بردهاند و این اصلی پذیرفته شده نزد عقلای جهان است.
۳- با توجه به دو فرضیه پیشین ، اساسا اگر کسی رای و نظر خود را خالی از نقص و خلل ببیند و سخنی بگوید که معنا مفهومش این باشد که رای خود را عین صواب و کاملا درست بداند، نظر او فارغ از اینکه چه میزان بهره از حقیقت دارد به این دلیل که همهگان باید بدانند که هر نظری احتمال ابطال پذیری دارد پس قطعیتی وجود ندارد و چنین گفتاری بیش از دیگر سخنان در معرض خطا است.
۴- مفهوم خدا و دین و مطالب وابسته به آن جزء امور ماوراءالطبیعة (با مابعدالطبیعه اشتباه نشود) است که اساسا علم نمیتواند آنها را رد یا اثبات کند. این امور و نظایر آن چون ایمان مواردی هستند وجدانی و نه علمی. لذا اثبات خداوند امری نیست که در حوزه علوم قابل بررسی باشد.(توجه شود که علم به معنای science است نه در معنی knowledge از آن جهت که ما برای تفکیک این دو مقوله در فارسی معادل دقیقی نداریم لذا مجبور اشاره به واژه غربی آن شدم). مفهوم خداوند و ایمان از جمله اموری است که باید وجدان شوند ، چرا که مفهوم خداوند و امر قدسی و تلقی امور وابسته به آن نظیر وحی و ارتباط با خداوند و همه این موارد چندانکه اشارت رفت در حوزه علم نیست.
۵- اگر چه خداوند و موارد متعلقه به آن قابل بررسی با علم و اثبات و نفی آن بوسیله علوم تجربی غیر ممکن است اما اگر کسی توانست با وجدان یا فطرت با مفهوم امر قدسی ارتباط پیدا کند و خداوند را بپذیرد، به معنای آن نیست که دیگر موارد آن از دایره عقل خارجاند. این مسئله بسیار مهمی است؛ تعقل راه همیشگی سعادت بشر است و چنانچه شخص با هر طریقی اعم از اثبات کلامی و یا وجدان فطری به خداوند و آنچه بعد از پذیرش خداوند به آن ملحق میشوند مانند پیامبران و ادیان ، این نافی تعقل نیست و اعراض همه ادیان زمانمند و مکانمند است و بر انسان امروزین واجب است تا اعراض را از ذاتیات هر دین و مسلکی بپیراید و آن را مطابق با مقتضیات زمان خود و مکان و زبان و حوزه فرهنگ خود ترجمه کند.
۶- در مورد این نکته که فرمودند برخی از ابیات به امام زمان تعلق دارد ، عرض میکنم که عارفان معتقدند که در هر عصر و دورهای ولی خداوند حی و حاضر است و مولانا در دفتر دوم با صراحت بیشتری بدین مطلب میپردازد و آن ابیات چنین است که :
پس بهر دوری ولیی قایمست
تا قیامت آزمایش دایمست
هر که را خوی نکو باشد برست
هر کسی کو شیشهدل باشد شکست
پس امام حی قایم آن ولیست
خواه از نسل عُمَر خواه از عَلیست
مهدی و هادی ویست ای راهجو
هم نهان و هم نشسته پیش رو
او چو نورست و خرد جبریل اوست
وان ولیِ کم از او، قندیل اوست
وانک زین قندیل کم مشکات ماست
نور را در مرتبه ترتیبهاست
زانک هفصد پرده دارد نور حق
پردههای نور دان چندین طبق
از پس هر پرده قومی را مقام
صف صفاند این پردههاشان تا امام
البته در باب تفسیر این ابیات خصوصا آنکه «خواه از نسل عُمَر خواه از عَلیست» شارحان اختلاف نظرها کردهاند که برای آنکه با مذاق و مشرب هرکسی سازگار باشد هم تفاسیری است که آن را مطابق معنای صریح بیت تفسیر کرده و دیگرانی که آن را به صورت دیگری تفسیر کرده که ولی فقط از نسل علی است و این سخن دارای تاویل است که نگارنده داوری در این میان نمیکند و پذیرفتن قول هر کدام از شارحان بر عهده خواننده است.
Ali Nayeri در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:
درود بلاخره این شعر از عراقی است یا نزاری قهستانی؟
Ali Nayeri در ۲ سال و ۲ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۸:
درود بلاخره این شعر مال عراقی هست یا نزاری؟
امیر "گمنام" در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:
درود بر حافظ دوستان گرامی شرح صوتی این غزل را می توانید در کانال تلگرامی زیر گوش کنید: پیوند به وبگاه بیرونیl
هادی نیکزاد در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
با سلام خدمت دوستان گرامی نظرات دوستان را خواندم و استفاده کردم و لازم دونستم نظر خودم که برگرفته از نظر بزرگان است رو برایتان بنویسم
عرفای بزرگ هیچ کدام به دین معتقد نبوده اند و مسائل شرعی دین را برای گم نکردن راه انسانهای پیرامون رعایت میکردند . چون دین ها همه بعد از انسانهای بزرگ توسط افراد بعد از انها شکل گرفته آند . یعنی انسان بزرگی همچون حضرت محمد به درجه ایی رسیده و مکاشفاتی داشته که عده ایی بعد از ایشان دین درست کردند و هزاران فرقه و تمامی پیامبران هم به همین صورت بوده اند و بعد از آنها نسل به نسل انسانهای کامل بوده اند تا به امروز همانطور که حضرت مولانا سرودند که به هر دوری ولی ای قائم است آزمایش تا قیامت دائم است . و اما در مورد شعر که به طریقی حضرت عطار به وحدت وجود اشاره دارد تا تناسخ که اشاره دارد که منم آن گیر دیرینه یعنی اشاره به حضرت زرتشت و ساخت کعبه میباشد و در بیت بعد اشاره به بت شکستن حضرت ابراهیم که همان .... میباشد میکند که من آن کهنه بتها را دگر باره جلا کردم و صلای کفر سر دادم شما را ای مسلمانان اشاره به این دارد که این حرفها برای شما مسلمانان کفر به حساب میاید و در مورد بیت سوم اشاره به تولد عیسی مسیح میکند که میگوید خودش بوده ..... که از قید زمان خارج شده و این سلسله ادامه خواهد داشت و در نهایت میفرماید که اگر به خاطر این افکار مرا به جرم کفر کشتند بدانید که من به مراحل انتهای سلوک که فناست رسیدم . با تشکر از دوستان خوبم
فرهود در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:
هر چهارتا «فایل صوتی» که تا الان از این رباعی گذاشته شده مصرع چهارم را غلط خواندهاند.
صحیح: از مهرْ که پیوست و به کینْ که شکست؟
یوسف شیردلپور در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
من قدم بیرون نمییارم نهاد از کوی دوست
دوستان معذور داریدم که پایم در گلست👌👌روح سعدی جان شاد استاد سخن وچه صعادتی که استاد شجریان با این شعر وغزلیاتت به اوج قله های افتخار موسیقی اصیل وسنتی وناب ایرانی دست یافت اجرای خصوصی شجریان دیده مشتاق ❤️❤️🖐️🖐️💚💚💐
حسن محمد خانی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۸ - نامهٔ فغفور چین به بهرام گور، دعوت به چین و پاسخ سرافرازانهٔ نرفتن:
سلام
کسی نیست بیت به بیت اینهارو یه معنی ریز بکنه همراه با ساختار دستوری؟
حداقل سه رکن اصلی فاعل و مفعول و فعل رو بگه که جمله فهم بشه
بهراد در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:
حافظ کم بود دوستان با هر مصیبتی شده سعدی رو هم به آسمون وصل میکنند.
شهاب عمرانی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۲ در پاسخ به امیر رضا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۸ - حکایت:
احتمالا نوعی طعنه است به این معنی که اگر میگویی که درویشان گدا هستند و طماع و زشت خو، خب از میان شکم خواران تو صاحب دل بجو دراصل تفاوتی نداره و در کف دریا هم دُر و گوهر و سنگ معمولی وجود داره.
شهاب عمرانی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۴ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن:
در کل ابیات پایانی به این اشاره داره که قانونی برای بنی اسرائیل وجود داشت که کسی حق ندارد مستقیم و بی حجاب چهره فرعون را ببیند، اگر ناگهان در راه به طور اتفاقی با او روبرو میشدند باید با صورت روی خاک می افتادند، یا اگر صدای جارچیان فرعون رو از دور میشنیدند باید روی به دیوار میکردند، و اگر کسی چهره فرعون رو میدید عواقب بدی براش داشت. حالا جناب مولانا میفرماید چون بنی اسرائیل از این موضوع منع شده بودند برای دیدن روی فرعون بسیار حریص بودند و انسان حریص میشه به چیزی که از اون منع بشه.
یاسه به معنی رسم و قاعده
مجید ع در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱:
در بیت اول شبانه و مخلصانه قافیه شده اند که از عیوب قافیه محسوب می شود.
محمد سلماسی زاده در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۸:
در بیت :
اوتان به خود اختیار کردهست
چه در پی جبر و اختیارید؟
منظور آن است که "او" شما را برای خود برگزیده است و شما اسیر مسائل فلسفی مانند جبر یا اختیار هستید.
اوتان = یعنی او شما را
او همان هو است و هو همان هستی بی رنگ و شکل است همان هوش کائنات و همان که نمی توان تعریف کرد مگر به "هو"
کوروش در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۴ - زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعت:
ابیات پایانی که درباره تفاوت چشم گاو و خر با چشم انسان هست رو لطفا معنا و تفسیر کنید
کوروش در ۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۴ - زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعت:
بانگ بر رسته ز بر بسته بدان
تاج شاهان را ز تاج هدهدان
یعنی چه
برگ بی برگی در ۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۹: