گنجور

حاشیه‌ها

آرش جوادی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۴۵ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۷ - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی:

منم همین بیت رو درست متوجه نمیشم. یکی توضیح بده لطفا

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۲:

ز هم چون بگسلد شیرازهٔ دفتر ، بهاران را،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹:

یابی‌ تو ، اگر آنچه اسیران تو یابند

علیرضا بدیع در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۶ در پاسخ به مرتضی (باران) دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۶۵ - تماشا:

سرو مگر ثمری به نام سین میدهد؟ سیب ثمر و میوه است و هماره شعرا چانه را به سیب و گوی و به تشبیه کرده اند.

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۶ در پاسخ به Arvin Vakili دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:

سلام آقا آروین

 در سایت گنجوردر ذیل شرح حال زندگانی هر شاعر وادیب ومعرفی آثار ایشان استقبال های هرشاعر از شعرای دیگر آمده است در مورد این غزل موردی درج نگردیده است .

شاد باشی عزیز

حسین توفیقی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:

"ور" در بیت اول نیز باید "در" باشد و "شوار" در بیت دوم باید "شمار" باشد.

حسین توفیقی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:

با ملاحظه قوافی معلوم می شود که "خطا" اشتباه تایپی است و صحیح آن "خطاب" است.

Arvin Vakili در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:

سعدی یک بیت داره که می فرماید:

گر در طلبت رنجی مارا برسد شاید چون عشق حرم باشد، سهل است بیابان ها

می خواستم بدونم آیا حضرت حافظ مثل خیلی جاهای دیگه از ایشون الگو گرفتن؟

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۱:

شیرین دهنان از شکرستانِ تو یابند

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۹:

ای کاش چُو من ، سستیِ پیمانِ تو یابند

ابوتراب. عبودی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۰۴:

عرض سلام و  ادب و  احترام

ظلّ همایـــــون جمیع مستدام

 

نیمی ز رُخَت الست منکم به بعید
آن نیم دگـر أقـرَبُ مِن حبل وریــد

کنج دو لبت نوشته یُحیی و یُمیت
اغلی مِن الــرّوح ، نشاطی و نویــد

 

رقص آتش و خون، چاپ دوم،با احترام ابوتراب عبودی

امیر لطف زمان در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۴:

بیت دوم اینگونه صحیح تر به نظر میرسه چون قافیه درونی هم داره

افروخت روی دلکش شد سرخ همچو آتش

گفتا بس است درکش تا چند ازین گدایی 

سامان عین در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:

اگر به مصرع اول و دوم بنگریم باید به یک تناقض یا بهتر بگویم تنقاض‌نما برسیم:

چرا باید بهشت با حوری مقایسه بشود با زمین با آب انگور؟

در واقع در زبان ما رفته رفته حوری معنی خودش را از انگورهای درشت بلورین به زنان زیباروی باکره تغییر داده.

بنابراین بهتر است اینگونه بخوانیم: بعضی‌ها شراب بهشتی را ترجیح می‌دهند. ولی من شراب دنیوی را.

در مصرع دوم ادله می‌آورد که چرا اینگونه ترجیح می‌دهد: 1- چون نسیه هست و ممکن است اصلا نباشد (دیدگاه ندانم‌گرایی یا آگنوستیک) 2- شاعر بدبینی دارد به چیزی که زیاد تبلیغش را می‌کنند و تشبیه می‌کند این وعده وعیدهای بهشت و آخرت را به صدای دهل که اگر وجود هم داشته باشند احتمالاً از نزدیک چیز جالبی نخواهد بود.

 

لطفا حجاب تعصب را از چشم بردارید و شعر را آن‌گونه بخوانید که کتاب یک فیلسوف را می‌خوانید. مگر دارید قرآن یا کتاب مقدس تفسیر می‌کنید!؟

مهدیار در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:

درود بر اساتید گرامی

ای گنج نوشدارو با خستگان نگه کن

در مصرع فوق از درک معنی با حرف اضافه "با" ناتوانم. آیا ارجح نیست که به جای آن "بر" یا "به" قرار گیرد. سپاس فراوان اگر اساتید گرامی بنده را یاری رسانند.

کوروش در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۶۹ - حکمت ویران شدن تن به مرگ:

این زمین و آسمان بس فراخ

 

سخت تنگ آمد به هنگام مناخ

 

یعنی چه

 

 

مهرداد .. در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۵۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ - درستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه:

حیف از این استعداد و توانایی در خدمت شاهان بکار رفته آدم از استاد سخن انتظار مدح و ستایش شاهان رو نداره

الف رسته در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۳۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را:

ور ندانی این دو فکرت از گمان

لا خلابه گوی و مشتاب و مران

اگر این دو اندیشه را از هم باز نشناسی // شتاب نکن، فریب نخور 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۱۴ در پاسخ به مجتبی باهوش دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۲ - بند کردن فریدون، ضحاک را:

زبان بیگانه  برای زبان زیانبخش است
 زبان بیگانه چون عربی و پارسی را گوییم ونه چون لاتین و انگلیسی
 یا پارسی و سانسکریت

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲:

در این غزل در چند مورد باید دقت شود تا معنی از بین نرود

مجروح تیر عشق اگرش تیغ بر قفاست

چون می‌رود ز پیش تو چشم از قفا رود

در مصرع دوم «چشم از قفا» باید با هم به صورت یک ترکیب خوانده شود تا قید حالت شود. در این صورت مرجع فعلِ «رود» کلمۀ «مجروح» در مصرع اول است و «چشم‌ازقفا» حالت مجروح را بیان می کند در غیر این صورت، مرجع فعل «رود» کلمۀ «چشم» است که صحیح نمی باشد.

 

در مصرع

ما چون نشانه پای به گل در بمانده‌ایم

باید «به گل در» با هم و نیم فاصله خوانده شود «به‌گل‌در» و معنی چنین است: ما مانند نشانه و سیبل، با پایِ در گل، مانده ایم - و اگر چنین خوانده نشود یعنی بعد از گِل وقف شود، معنا خراب می شود.

 

بیت آخر باید شرطی خوانده شود

سعدی به در نمی‌کنی از سر هوای دوست

در پات لازمست که خار جفا رود

اگر خبری خوانده شود معنا ناقص است یعنی یک کلمه «اگر» در تقدیر داریم و تقدیر ادوات استفهام و شرط چیزی عادی است.

سعدی (اگر) به در نمی‌کنی از سر هوای دوست

الف رسته در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۳۱ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۳:

نعمت ما چو ز مُکّون بود خلط نگردد به خور و ارتقاد

چون نعمت ما از آفرینش‌گر است، به خور و خواب آلوده نمی‌گردد

۱
…
۸۶۳
۸۶۴
۸۶۵
۸۶۶
۸۶۷
…
۵۸۵۴