گنجور

حاشیه‌ها

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۰۲:

کَمْ مِنْ عَلِیمٍ قَوِیٍَ فِی تَقَلُّبِهِ مُهَذَّبِ اَللُّبِّ عَنْهُ 

اَلرِّزْقُ یَنْحَرِفُ کَمْ مِنْ ضَعِیفٍ سَخِیفِ اَلْعَقْلِ 

مُخْتَلِطٍ کَأَنَّهُ مِنْ خَلِیجِ اَلْبَحْرِ یَغْتَرِفُ

چه بسیار دانشمندِ کاربلد و چابکی که 

اندیشه‌ ای پاک و آراسته دارد اما رزق و روزی 

از او رویگردان است (در تنگدستی زندگی 

می‌کند) و چه بسیار فـرد ناتـوان و کـم‌ عقـلی 

که پـریشان‌ فـکر است ، اما چنان روزی

به سویش سرازیر می‌شود که گویی دارد

با پیمانه از دل دریا آب بر می‌ دارد !

دیوان شعر منسوب به حضرت علی (ع)

ج ۱ ، ص ۲۸۴

فلک به مَردمِ نادان دهد زِمامِ مراد

تو اهل فضلی و دانش ، همین گناهت بس

#حضرت_حافظ

نصیب کوردلان است نعمت دنیا

تو چشم رشد و تمیزی همین گناهت بس

#استاد_شهریار

تنگ گیری های دوران خاص اهل دانش است

محنت و رنج قفس،مخصوص مرغ با نواست

#محسن_تأثیر_تبریزی

آن که حظ آفرید و روزی داد

یا فضیلت همی دهد یا بخت

#سعدی_جان 

از فضل چه حاصل است جز جان خوردن

افسوس افضل که فضل نتوان خوردن

نان پاره چو در دست سگان است امروز

از دست سگان نمی توان نان خوردن

#بابا_افضل_کاشانی

هست تا بر فلک از اختر سیار اثر

سنگ بر شیشهٔ ارباب هنر می آید

#صائب_تبریزی

سپهر مردم دون را کند خریداری

بخیل ، سوی متاعی رود که ارزان است

#ناظم_هروی

زشت را آیینهٔ تاریک باشد پرده پوش

می نماید روی دل گردون به نادان بیشتر

#صائب_تبریزی

زمانه کج منشان را به بر کشد بیدل!

کسی که راست بود ، خار چشم افلاک است

#بیدل_دهلوی

حیرتی دارم که گردون چون به دانایان بد است

او که نتواند میان نیک و بد تمییز کرد

#کلیم_کاشانی

خُلق وسیع و رِزق به یک کس نمی‌ دهند

خُلق وسیع داری ، گو رزق تنگ باش

#صائب_تبریری

نعمت دنیای دون پرور به استحقاق نیست

صاحب گنجند اینجا بیشتر ویرانه‌ها

هرکه بر داغ حوادث همچو مردان صبر کرد

خورد آب زندگی زین آتشین پیمانه‌ها

#صائب_تبریزی

نعمت هر دو جهان ، قسمت پر رویان است

خون دل می خورد هر کس که حیایی دارد

#صائب_تبریزی 

نعمت دنیا نصیب دل سیاها می شود

جغد دارد زیر پر گنج خراب آفتاده را

#صائب_تبریزی 

افسوس که نان پخته خامان دارند

اسباب تمام ناتمامان دارند

آنان که به بردگی نمی ارزیدند

امروز کنیزان و غلامان دارند

بابا افضل کاشانی

تاریــک خــاطران همــه در نــاز و نعمتنــد

ای روشــنی عقــل تــو بــر مــا بــلا شــدی

مــرا ز دســت هنرهــای خویشــتن فریــاد

کـه هر یکی بـه دگرگونـه داردم ناشـاد

(ظهیر فرایانی : 1380 58)

اگر عیش جهان خواهی مشو یک ذره ای عاقل

که دانایی به آتش می کشد بنیان دانا را

#جواد_جعفری_فسایی(سها)

یافت در بی بصری گمشده خود یعقوب

بصر از هر که گرفتند بصیرت دادند

#صائب_تبریزی

دکتر حسین قاسمی فرد در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

شعر چیزی به جز فرم نیست و فرم همان چگونه گفتن است . شاعری اثرش به شاهکار تبدیل می شود که دایره احتمالات معنایی در آن بالا باشد .هر چه طیف گسترده تری را اقناع کند شاعر تر است.

شعر حافظ آینه است و هر کس خود را در آن می بیند و حافظ اراده معطوف به آزادی را در شعر خود معنا کرده است یعنی شعر حافظ بسته نیست و هر کس می تواند برداشت خودش را از شعر او داشته باشد البته متن باید آن نگاه و نظرا تایید کند. دکتر شفیعی کدکنی می گوید در روستای ما یک آخوند روضه خوان بود که در شب عاشورایی بیت :

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود 

کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد

 

 گل (که در بازار به نمایش درآمده) را اشاره به سر مبارک امام حسین (ع) می‌دانست که پس از واقعه عاشورا بر نیزه رفت.
· گلاب (که در پرده و محفظه‌ای پنهان است) را اشاره به حضرت زینب (س) می‌دانست که در کجاوه‌ای پشت پرده، اسیر و داغدار بود.

به عبارت دیگر، در آن زیست‌بومِ خاص، این بیت برای اولین بار (و شاید برای همیشه) به این معنا آفریده شد و شعرِ حافظ، همچون آیینه‌ای، پذیرای این خلاقیتِ معناییِ نو شده است. این دقیقاً همان زیباییِ «زندگیِ شعر» در بستر فرهنگِ شفاهی است.

از آن جایی که هزاران سال در بستر خودکامگی زیسته ایم در نقد و نظر شعر و هنر هم یک دیکتاتور هستیم و با خشونت  می خواهیم باور خود را به جمع قالب کنیم.

حافظ آگاهانه  و عالمانه شعر خودش را در اختیار بشر گذاشته است تا او هم در معناآفرینی  شعر سهیم  باشد.بگذاریم هر کس در ساختار متن باورخودش را تأویل کند خودکامه نباشیم.

حافظم در مجلسی دردی کشم در محفلی

بنگر این شوخی که چون با خلق صنعت می کنم

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

تا بکی این نفس کافر کیش کافرتر شود

تا بچند این دیدهٔ بی شرم ننگ سر شود

فیض کاشانی

مَردی گمان مبر که به پنجه است و زور کتف

با نفس اگر برآیی، دانم که شاطری

سعدی جان 

در تو آن مردی نمی‌بینم که کافر بشکنی

بشکن ار مردی هوای نفس کافر کیش را

سعدی جان

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

تا بکی این نفس کافر کیش کافرتر شود

تا بچند این دیدهٔ بی شرم ننگ سر شود

فیض کاشانی

مَردی گمان مبر که به پنجه است و زور کتف

با نفس اگر برآیی، دانم که شاطری

سعدی جان 

در تو آن مردی نمی‌بینم که کافر بشکنی

بشکن ار مردی هوای نفس کافر کیش را

سعدی جان

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ صابر همدانی » گزیدهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱:

داند عالم اگر نکو اهل بود

کان علم که بی عمل بود سهل بود

علمی که عمل طلب کند از عالم

گر زان که عمل نمی‌کند جهل بود

شاه نعمت الله ولی 

علم چندان که بیشتر خوانی

چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقّق بود نه دانشمند

چارپایی بر او کتابی چند

آن تهی‌مغز را چه علم و خبر

که بر او هیزم است یا دفتر

سعدی جان 

با علم اگر عمل برابر گردد

کام دو جهان ترا میسر گردد

مغرور مشو به خود که خواندی ورقی

زان روز حذر کن که ورق برگردد

ابوسعید ابوالخیر 

دعویٖ مکُن که برترم از دیگران به علم

چون کِبر کردی از همه دونان، فروتری

سعدی جان 

گر همه علم عالمت باشد

بی‌ عمل مدعی و کذابی

سعدی جان 

بی علم کسی بود که نا اهل بود

دانستن علم و معرفت سهل بود

این نکته مبرهن است نزد همه کس

دانستن هر چیز به از جهل بود

صابر همدانی

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۴:

داند عالم اگر نکو اهل بود

کان علم که بی عمل بود سهل بود

علمی که عمل طلب کند از عالم

گر زان که عمل نمی‌کند جهل بود

شاه نعمت الله ولی 

علم چندان که بیشتر خوانی

چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقّق بود نه دانشمند

چارپایی بر او کتابی چند

آن تهی‌مغز را چه علم و خبر

که بر او هیزم است یا دفتر

سعدی جان 

با علم اگر عمل برابر گردد

کام دو جهان ترا میسر گردد

مغرور مشو به خود که خواندی ورقی

زان روز حذر کن که ورق برگردد

ابوسعید ابوالخیر 

دعویٖ مکُن که برترم از دیگران به علم

چون کِبر کردی از همه دونان، فروتری

سعدی جان 

گر همه علم عالمت باشد

بی‌ عمل مدعی و کذابی

سعدی جان 

بی علم کسی بود که نا اهل بود

دانستن علم و معرفت سهل بود

این نکته مبرهن است نزد همه کس

دانستن هر چیز به از جهل بود

صابر همدانی

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۴ - فِی التَّأَسُّفِ وَ النّدامَةِ عَلیٰ صَرْفِ الْعُمرِ فیما لایَنْفَعُ فِی الْقِیامَةِ وَ تأْویلِ قَولِ النَّبیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم: «سُؤْرُ الْمُؤْمِنِ شِفاءٌ»:

علْم رسمی سر به سر قیل است و قال

نه از او کیفیتی حاصل، نه حال

علم نبود غیر علم عاشقی

مابقی تلبیس ابلیس شقی

شیخ بهایی

علم چندان که بیشتر خوانی

چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقّق بود نه دانشمند

چارپایی بر او کتابی چند

آن تهی‌ مغز را چه علم و خبر

که بر او هیزم است یا دفتر

سعدی جان 

با علم اگر عمل برابر گردد

کام دو جهان ترا میسر گردد

مغرور مشو به خود که خواندی ورقی

زان روز حذر کن که ورق برگردد

ابوسعید ابوالخیر 

دعویٖ مکُن که برترم از دیگران به علم

چون کِبر کردی از همه دونان، فروتری

سعدی جان 

گر همه علم عالمت باشد

بی‌ عمل مدعی و کذابی

سعدی جان 

بی علم کسی بود که نا اهل بود

دانستن علم و معرفت سهل بود

این نکته مبرهن است نزد همه کس

دانستن هر چیز به از جهل بود

صابر همدانی

علمی که حقیقتی است در سینه بود

در سینه بود هر آنچه درسی نبود

صد خانه پر از کتاب کاری ناید

باید که کتابخانه در سینه بود

شاه سنجان خوافی

مردان میِ معرفت به اقبال کشند

نه چون دگران دردی اشکال کشند

علمی که به درس و بحث حاصل گردد

آبی است که از چاه به غربال کشند

شاه سنجان خوافی

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳:

علم چندان که بیشتر خوانی

چون عمل در تو نیست نادانی

نه محقّق بود نه دانشمند

چارپایی بر او کتابی چند

آن تهی‌مغز را چه علم و خبر

که بر او هیزم است یا دفتر

سعدی جان 

با علم اگر عمل برابر گردد

کام دو جهان ترا میسر گردد

مغرور مشو به خود که خواندی ورقی

زان روز حذر کن که ورق برگردد

ابوسعید ابوالخیر 

دعویٖ مکُن که برترم از دیگران به علم

چون کِبر کردی از همه دونان، فروتری

سعدی جان 

گر همه علم عالمت باشد

بی‌ عمل مدعی و کذابی

سعدی جان 

بی علم کسی بود که نا اهل بود

دانستن علم و معرفت سهل بود

این نکته مبرهن است نزد همه کس

دانستن هر چیز به از جهل بود

صابر همدانی

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۹۱:

با علم اگر عمل برابر گردد

کام دو جهان ترا میسر گردد

مغرور مشو به خود که خواندی ورقی

زان روز حذر کن که ورق برگردد

ابوسعید ابوالخیر 

دعویٖ مکُن که برترم از دیگران به علم

چون کِبر کردی از همه دونان، فروتری

سعدی جان 

گر همه علم عالمت باشد

بی‌ عمل مدعی و کذابی

سعدی جان 

بی علم کسی بود که نا اهل بود

دانستن علم و معرفت سهل بود

این نکته مبرهن است نزد همه کس

دانستن هر چیز به از جهل بود

صابر همدانی

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در پند و اندرز:

دعویٖ مکُن که برترم از دیگران به علم

چون کِبر کردی از همه دونان، فروتری

سعدی جان 

گر همه علم عالمت باشد

بی‌عمل مدعی و کذابی

سعدی جان 

بی علم کسی بود که نا اهل بود

دانستن علم و معرفت سهل بود

این نکته مبرهن است نزد همه کس

دانستن هر چیز به از جهل بود

صابر همدانی

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - پند:

گر همه علم عالمت باشد

بی‌عمل مدعی و کذابی

سعدی جان 

بی علم کسی بود که نا اهل بود

دانستن علم و معرفت سهل بود

این نکته مبرهن است نزد همه کس

دانستن هر چیز به از جهل بود

صابر همدانی

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۷۶ - جمع و توفیق میان نفی و اثبات یک چیز از روی نسبت و اختلاف جهت:

ای مگس عرصهٔ سیمرغ نه جولانگه توست

عِرض خود می بری و زحمت ما می داری

#حضرت_حافظ 

این عرصه نیست جلوه گه روبه و گراز

شیرافکن است بادیه ی ابتلای ما

#نَیّر_تبریزی

فقط به خیزش فواره ها نظر کردم

فرود آب ندیدم! فریب از این خوردم

#فاضل_نظری 

 

🔴 جمله معروف علیمردان خان بختیاری

که به اعتراض به بمباران سیاه چادرهای

عشایر علیه حکومت رضا میرپنج مبارزه کرد:

«عقابی که بخواهد بر فراز این سرزمین

پرواز کند ، بالهایش را باید باج دهد. 

 

وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَیٰ

چون تو تیر افکندی نه تو بلکه

خدا افکند (تا کافران را شکست دهد.

انفال | ۱۷

ما رمیت اذ رمیت از نسبتست

نفی و اثباتست و هر دو مثبتست

آن تو افکندی چو بر دست تو بود

تو نه افکندی که قوت حق نمود

#مولانا 

تو ز قرآن بازخوان تفسیر بیت

گفت ایزد : ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت

گر بپرّانیم تیر آن نه ز ماست

ما کمان و تیراندازش خداست

#مولانا

ما رمیت إذ رمیت گفت حق

کار حق بر کارها دارد سبق‏

#مولانا

ما رمیت إذ رمیتم در حراب

من چو تیغم و آن زننده آفتاب‌‌

#مولانا

ما رمیت اذ رمیت خوانده‌ای

لیک جسمی در تجزی مانده‌ای

#مولانا

ما رمیت اذ رمیتی فتنه‌ای

صد هزاران خرمن اندر حفنه‌ای

#مولانا

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۲ - در مراثی مولی الکونین حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام فرماید:

ای مگس عرصهٔ سیمرغ نه جولانگه توست

عِرض خود می بری و زحمت ما می داری

#حضرت_حافظ 

این عرصه نیست جلوه گه روبه و گراز

شیرافکن است بادیه ی ابتلای ما

#نَیّر_تبریزی

فقط به خیزش فواره ها نظر کردم

فرود آب ندیدم! فریب از این خوردم

#فاضل_نظری 

 

🔴 جمله معروف علیمردان خان بختیاری

که به اعتراض به بمباران سیاه چادرهای

عشایر علیه حکومت رضا میرپنج مبارزه کرد:

«عقابی که بخواهد بر فراز این سرزمین

پرواز کند ، بالهایش را باید باج دهد. 

 

وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَیٰ

چون تو تیر افکندی نه تو بلکه

خدا افکند (تا کافران را شکست دهد.

انفال | ۱۷

ما رمیت اذ رمیت از نسبتست

نفی و اثباتست و هر دو مثبتست

آن تو افکندی چو بر دست تو بود

تو نه افکندی که قوت حق نمود

#مولانا 

تو ز قرآن بازخوان تفسیر بیت

گفت ایزد : ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت

گر بپرّانیم تیر آن نه ز ماست

ما کمان و تیراندازش خداست

#مولانا

ما رمیت إذ رمیت گفت حق

کار حق بر کارها دارد سبق‏

#مولانا

ما رمیت إذ رمیتم در حراب

من چو تیغم و آن زننده آفتاب‌‌

#مولانا

ما رمیت اذ رمیت خوانده‌ای

لیک جسمی در تجزی مانده‌ای

#مولانا

ما رمیت اذ رمیتی فتنه‌ای

صد هزاران خرمن اندر حفنه‌ای

#مولانا

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

ای مگس عرصهٔ سیمرغ نه جولانگه توست

عِرض خود می بری و زحمت ما می داری

#حضرت_حافظ 

این عرصه نیست جلوه گه روبه و گراز

شیرافکن است بادیه ی ابتلای ما

#نَیّر_تبریزی

فقط به خیزش فواره ها نظر کردم

فرود آب ندیدم! فریب از این خوردم

#فاضل_نظری 

 

🔴 جمله معروف علیمردان خان بختیاری

که به اعتراض به بمباران سیاه چادرهای

عشایر علیه حکومت رضا میرپنج مبارزه کرد:

«عقابی که بخواهد بر فراز این سرزمین

پرواز کند ، بالهایش را باید باج دهد. 

 

وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَیٰ

چون تو تیر افکندی نه تو بلکه

خدا افکند (تا کافران را شکست دهد.

انفال | ۱۷

ما رمیت اذ رمیت از نسبتست

نفی و اثباتست و هر دو مثبتست

آن تو افکندی چو بر دست تو بود

تو نه افکندی که قوت حق نمود

#مولانا 

تو ز قرآن بازخوان تفسیر بیت

گفت ایزد : ما رَمَیتَ اِذ رَمَیت

گر بپرّانیم تیر آن نه ز ماست

ما کمان و تیراندازش خداست

#مولانا

ما رمیت إذ رمیت گفت حق

کار حق بر کارها دارد سبق‏

#مولانا

ما رمیت إذ رمیتم در حراب

من چو تیغم و آن زننده آفتاب‌‌

#مولانا

ما رمیت اذ رمیت خوانده‌ای

لیک جسمی در تجزی مانده‌ای

#مولانا

ما رمیت اذ رمیتی فتنه‌ای

صد هزاران خرمن اندر حفنه‌ای

#مولانا

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰۵:

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

که در نظام طبیعت ضعیف پامال است

#عبید_زاکانی 

از شبیخون حوادث لشکرش در هم شکست

هر که صائب در مقام صلح طبل جنگ زد

#صائب_تبریزی

به پیکار دشمن دلیران فرست

هژبران به ناورد شیران فرست

به رای جهاندیدگان کار کن

که صید آزموده‌ ست گرگ کهن

#سعدی_جان

سگ کار دیده بگیرد پلنگ

ز روبه رمد شیر نادیده جنگ

#سعدی_جان

چون خیل تو صد باشد و خصم تو هزار

خود را به هلاک می‌سپاری هش دار

تا بتوانی برآور از خصم دمار

چون جنگ ندانی آشتی عیب مدار

سعدی جان

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۳۵ - گفتار اندر تقویت مردان کار آزموده:

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

که در نظام طبیعت ضعیف پامال است

#عبید_زاکانی 

از شبیخون حوادث لشکرش در هم شکست

هر که صائب در مقام صلح طبل جنگ زد

#صائب_تبریزی

به پیکار دشمن دلیران فرست

هژبران به ناورد شیران فرست

به رای جهاندیدگان کار کن

که صید آزموده‌ ست گرگ کهن

#سعدی_جان

سگ کار دیده بگیرد پلنگ

ز روبه رمد شیر نادیده جنگ

#سعدی_جان

چون خیل تو صد باشد و خصم تو هزار

خود را به هلاک می‌سپاری هش دار

تا بتوانی برآور از خصم دمار

چون جنگ ندانی آشتی عیب مدار

سعدی جان

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵:

برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی

که در نظام طبیعت ضعیف پامال است

#عبید_زاکانی 

از شبیخون حوادث لشکرش در هم شکست

هر که صائب در مقام صلح طبل جنگ زد

#صائب_تبریزی

به پیکار دشمن دلیران فرست

هژبران به ناورد شیران فرست

به رای جهاندیدگان کار کن

که صید آزموده‌ ست گرگ کهن

#سعدی_جان

سگ کار دیده بگیرد پلنگ

ز روبه رمد شیر نادیده جنگ

#سعدی_جان

چون خیل تو صد باشد و خصم تو هزار

خود را به هلاک می‌سپاری هش دار

تا بتوانی برآور از خصم دمار

چون جنگ ندانی آشتی عیب مدار

سعدی جان

سناتور سنتور در ‫۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزه‌سِرِشت!

که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش!

هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت

حضرت حافظ

بی‌رنج، زین پیاله کسی می نمی‌خورد

بی‌دود، زین تنور به کس نان نمی‌دهند

تیمار کار خویش تو خود خور، که دیگران

هرگز برای جرم تو، تاوان نمی‌دهند

پروین اعتصامی

فریدون قاسمی در ‫۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸۵:

درود دوستان گرامی،

کسی میدونه معنی این بیت چیه؟

 

از تبت وارونه خط هرشکن زلف

آغوش وداع دل سرگشته من شد

 

کیارش در ‫۳ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ رهی معیری » ترانه‌ها و نغمه‌ها » شمارهٔ ۲۸ - ناله بی اثر:

با سلام بر دوستداران شعر و ادب فارسی

استاد بنان در برنامه گلهای رنگارنگ شماره ۱۴۹ این ترانه را به زیبایی خوانده اند

پیوند به وبگاه بیرونی

 

۱
…
۸۷
۸۸
۸۹
۹۰
۹۱
…
۵۸۲۵