چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم
به کرشمههای نهانی و به تفقدات زبانیم
نه به ناز تکیه کند گلی نه به ناله دلشده بلبلی
تو اگر به طرف چمن دمی بنشینی و بنشانیم
ز غمِ تو خونْ دلِ ناتوان، ز جفات رفته ز تن توان
به لب است جان و تو هر زمان، ستمی ز نو برسانیم
ز سحاب لطف تو گر نمی، برسد به نخل امید من
نه طمع ز ابر بهاری و نه زیان ز باد خزانیم
بودم چو رشحه دلی غمین، الم و فراق تو در کمین
نشوی به درد و الم قرین، گر از این الم برهانیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز دردها و غمهای پنهان خود میپردازد و از محبوبش میخواهد که با نگاه و محبتش این دردها را از دلش بزداید. او به تضاد بین زیبایی گل و غم بلبل اشاره میکند و خواستار آن است که محبوبش در چمن نشیند و به او توجه کند. شاعر از خون دل و رنجهای ناشی از جدایی سخن میگوید و آرزو دارد تا از این درد رهایی یابد. در نهایت، او خود را مانند رشحهای از دل غمین معرفی میکند که در انتظار نجات از این رنجها است.
هوش مصنوعی: چی میشه اگر همه دردهای پنهانیام را از دل بیرون بریزی، با لطافتهای نهانی و با توجههای زبانت؟
هوش مصنوعی: نه گلی به زیبایی خود مغرور است و نه بلبل به ناله و زاریاش دلخوش. تو فقط کافی است که لحظهای به چمن بنشینی و در آنجا شادی و زندگی را ببینی.
هوش مصنوعی: از دلتنگی تو، دل ناتوانم به اندازهای خون گریسته که به زودی جانم از شدت رنج به لب رسیده است و تو هر بار به نوعی دیگری بر من ظلم میکنی.
هوش مصنوعی: اگر لطف تو همچنان بر من نبارد، نه به باران بهاری امیدی دارم و نه از وزش باد خزان و آسیب آن نگرانم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از حالتی ناراحت و غمگین صحبت میکند، مانند یک قطره اشک که در انتظار درد و جدایی محبوبش است. او بیان میکند که این درد و رنج همیشه در کمین است و نمیتواند از آن رهایی یابد، مگر اینکه از این عذاب و غم فرار کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم
به مراد دل برسی اگر به مراد خود برسانیم
همه شب چو شمع ستادهام که نشانمت به حریم دل
به حریم دل چه شود که اگر بنشینی و بنشانیم
چه کنم نظر به مه دگر که ز دل غم تو رود به در
[...]
به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم
به کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانیم
من اگر چه پیرم و ناتوان تو ز آستان خودت مران
که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم
منم ای برید و دو چشم تر ز فراق آن مه نوسفر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.