گنجور

 
۱
۲
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش اول - قسمت اول

 

بی حجابانه درآ از در کاشانه ی ما

که کسی نیست بجز درد تو در خانه ی ما

۱ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش اول - قسمت اول

 

بود که بیند و رحمی نماید ای همدم

زگریه پاک مکن چشم خونفشان مرا

۱ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش اول - قسمت اول

 

جانی دگر نماند که سوزم زدیدنت

رخساره در نقاب زبهر چه میکنی؟

۱ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش اول - قسمت دوم

 

فریاد که هر طایر فرخنده که دیدم

صیاد زمرغان دگر بسته ترش داشت

۱ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت اول

 

جام یاقوت و شراب لعل خاصان را رسد

بینوایان را نظر بر رحمت عام است و بس

منزل مقصود دور است ای رفیق راه وصل

باش تا مسکین لسانی خاری از پا برکشد

۲ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم

 

در وعده گاه وصل تو دل را قرار نیست

تمکین صبر و حوصله ی انتظار نیست

صد زخم بر تنم بود از ضرب تیغ عشق

اما یکی زمعجز عشق آشکار نیست

۲ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم

 

ممکن نگشت ما را توبه ز خوبرویان

گیتی به محنت و غم چند آموزد ما را

۱ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم

 

باشد ابن الوقت، صوفی، ای رفیق

نیست فردا گفتن از شرط طریق

۱ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم

 

«نظام » بی نظام ار کافرم خواند

چراغ کذب را نبود فروغی

مسلمان خوانمش زیرا که نبود

مکافات دروغی جز دروغی

۲ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم

 

کشته بینندم و قاتل نشناسند که کیست

کاین خدنگ از نظر خلق نهان می آید

مستغرق فراقم و جویای وصل یار

کشتی شکسته چشم امیدش به ساحل است

۲ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم

 

گذشت یار تغافل کنان ز ما اهلی

چه بی زبان شده ای، نامراد آهی کن

۱ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم

 

گفتم چگونه می کشی و زنده می کنی؟

از یک جواب کشت و جواب دگر نداد

زیر بار هجر بیمار است دل

وین تغافل های تو سرباری است

۲ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم

 

دی در حق ما یکی بدی گفت

دل را زغمش نمی خراشیم

ما نیز نکوئیش بگوئیم

تا هر دو دروغ گفته باشیم

۲ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش دوم - قسمت دوم

 

رفت آن که چشم راحت خوش می غنود ما را

عشق آمد و برآورد از سینه دود ما را

امروز کو که بیند سرمست و بت پرستیم

آن کو به نیک نامی دی می ستود ما را

۲ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش سوم - قسمت اول

 

رقیب گفت بدین در چه میکنی شب و روز

چه میکنم؟ دل گم گشته باز می جویم

۱ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش سوم - قسمت اول

 

سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست

از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

یادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ

در معرضی که تخت سلیمان رود به باد

حافظ گرت زپند حکیمان ملالت است

[...]

۳ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش سوم - قسمت اول

 

دلم از صومعه و صحبت شیخ است ملول

یار ترسا بچه و خانه ی خمار کجاست؟

۱ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت اول

 

ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست

عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد

۱ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت اول

 

صلای باده زد پیر خرابات

بیا ساقی که فی التأخیر آفات

سلوک راه عشق از خود رهائی است

نه قطع منزل و طی مقامات

جهان مرآت حسن شاهد ما است

[...]

۴ بیت
شیخ بهایی
 

شیخ بهایی » کشکول » دفتر چهارم - قسمت اول » بخش چهارم - قسمت اول

 

خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز

شخصم ار باز نیاید، خبرم باز آید

۱ بیت
شیخ بهایی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۹