فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱ - جلوس یزدگرد بر تخت، تأمل در تقدیر او و گذشتن شانزده سال پادشاهی
چو بگذشت زو شاه شد یزدگرد
به ماه سفندار مذ روز ارد
چه گفت آن سخنگوی مرد دلیر
چو از گردش روز برگشت سیر
که باری نزادی مرا مادرم
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲ - نامهٔ رستم فرخزاد به برادر: اخترشماریِ شکست در قادسی و پیشگویی زوال ساسانیان
عمر سعد وقاس را با سپاه
فرستاد تا جنگ جوید ز شاه
چو آگاه شد زان سخن یزدگرد
ز هر سو سپاه اندر آورد گرد
بفرمود تا پور هرمزد، راه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳ - نامهٔ رستم فرخزاد به سعد وقاص: نکوهش آز عرب و پند پرهیز از جنگ
فرستادهٔ نیز چون برق و رعد
فرستاد تازان به نزدیک سعد
یکی نامهای بر حریر سپید
نویسنده بنوشت تابان چو شید
به عنوان بر از پور هرمزد شاه
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۴ - پاسخ سعد به نامهٔ رستم: دعوت به اسلام، آمدن شعبه و برگزیدن نبرد
چو بشنید سعد آن گرانمایه مرد
پذیره شدش با سپاهی چو گرد
فرود آوریدندش اندر زمان
بپرسید سعد از تن پهلوان
هم از شاه و دستور وز لشکرش
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۵ - نبرد تنبهتن رستم و سعد، کشته شدن رستم و هزیمت ایرانیان سوی یزدگرد
بفرمود تابرکشیدند نای
سپاه اندر آمد چو دریا ز جای
برآمد یکی ابر و برشد خروش
همی کر شد مردم تیزگوش
سنانهای الماس در تیره گرد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۶ - شکست ایرانیان بیرون بغداد، پند فرخزاد به پناه نارون و عزم یزدگرد سوی خراسان
فرخزاد هرمزد با آب چشم
به اروندرود اندر آمد بخشم
به کرخ اندر آمد یکی حمله برد
که از نیزهداران نماند ایچ گُرد
هم آنگه ز بغداد بیرون شدند
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۷ - نامهٔ یزدگرد به ماهوی سوری: سوگ رستم، لشکر سعد تا طیسفون و فراخوان رزم در مرو
دبیر جهاندیده را پیش خواند
دل آگنده بودش همه برفشاند
جهاندار چون کرد آهنگ مرو
به ماهوی سوری کنارنگ مرو
یکی نامه بنوشت با درد و خشم
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۸ - نامهٔ اندوهگین یزدگرد به مرزبانان: تعبیر خواب نوشینروان، تاخت تازیان و نهفتن گنج و ساز در دژها
یکی نامه بنوشت دیگر بطوس
پر از خون دل و روی چون سندروس
نخست آفرین کرد بر دادگر:
«کزو دید نیرو و بخت و هنر؛
خداوند پیروزی و فرهی،
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۹ - پیشواز ماهوی سوری در مرز طوس، سپردن شاه کیانی بدو و آرزوی تخت در دل شبان
وزان جایگه برکشیدند کوس
ز بُست و نشاپور شد تا به طوس
خبر یافت ماهوی سوری ز شاه
که تا مرز طوس اندر آمد سپاه
پذیره شدش با سپاه گران
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۰ - نامهٔ ماهوی به بیژن، هزیمت شاه جهان و نهان شدنش در آسیا نزد آسیابان
یکی پهلوان بود گستردهکام
نژادش ز طرخان و بیژن بنام
نشستش به شهر سمرقند بود
بران مرز چندیش پیوند بود
چو ماهوی بدبخت خودکامه شد
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۱ - فرمان ماهوی به کشتن یزدگرد، پند موبدان و رای پسر بر نابودی شاه
چو ماهوی دل را برآورد گِرد
بدانست کو نیست جز یزدگرد
بدو گفت بشتاب زین انجمن
هم اکنون جدا کن سرش را ز تن
وگرنه هم اکنون ببرم سرت
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۲ - کشتن یزدگرد به فرمان ماهوی در آسیا، به آب افکندن تنش و ساختن دخمه به دست راهبان
چو بشنید ماهوی بیدادگر
سخنها کجا گفت او را پسر
چنین گفت با آسیابان که خیز
سواران ببر خون دشمن بریز
چو بشنید از او آسیابان سخُن
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۳ - پرسش بیپاسخ داد و کین یزدگرد، شکایت از تگرگ و ناپایداری روزگار
چنین داد خوانیم بر یزدگرد
وگر کینه خوانیم ازین هفت گرد
اگر خود نداند همی کین و داد
مرا فیلسوف ایچ پاسخ نداد
وگر گفت دینی همه بسته گفت
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۴ - کشتن سازندگان دخمهٔ یزدگرد، فریب ماهوی و نشستن شبانزاده بر تخت
کس آمد به ماهوی سوری بگفت
که شاه جهان گشت با خاک جفت
سکوبا و قسیس و رهبان روم
همه سوگواران آن مرز و بوم
برفتند با مویه برنا و پیر
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۵ - آگهی بیژن از تختستانی ماهوی، روایت قتل نهانی یزدگرد و صفآرایی سپاه در پیکند
چنین تا به بیژن رسید آگهی
که ماهوی بگرفت تخت مهی
بهر سو فرستاد مهر و نگین
همی رام گردد برو بر زمین
کنون سوی جیحون نهادست روی
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۶ - گرفتاری ماهوی به دست برسام، بریدن دست و پا و سوزاندن او با سه پسر
چو بیژن سپه را همه راست کرد
به ایرانیان بر کمین خواست کرد
بدانست ماهوی و از قلبگاه
خروشان برفت از میان سپاه
نگه کرد بیژن درفشش بدید
[...]
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۷ - انجام شاهنامه: از رنج شصتوپنج تا هفتادویک، یاری دیلمی و قتیب، ستایش محمود و تخم سخن
چو بگذشت سال از برم شست و پنج
فزون کردم اندیشه و درد و رنج
به تاریخ شاهان نیاز آمدم
به پیش اختر دیرساز آمدم
بزرگان و بادانش آزادگان
[...]
