فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱۱ - در داستان ابو منصور
بدین نامه چون دست کردم دراز
یکی مهتری بود گردنفراز
فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۲ - کشف شیوهٔ برافروختن آتش به دست هوشنگ و سابقهٔ جشن سده
نشد مار کشته ولیکن ز راز
از این طبع سنگ آتش آمد فراز
فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۴ - سقوط جمشید
چه باید همه زندگانی دراز
چو گیتی نخواهد گشادنت راز
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۴ - زاده شدن فریدون، کشته شدن پدرش و پرورش او با شیر گاو برمایه
برآمد برین روزگار دراز
کشید اژدهافش به تنگی فراز
فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱۰ - آزاد شدن دختران جمشید از بند ضحاک به دست فریدون
گشاد آن نگار جگر خسته راز
نهاده بدو گوش گردنفراز
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
دگر گفت کز راه دور و دراز
شدی رنجه اندر نشیب و فراز
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
رسیدند پس یک به دیگر فراز
سخن راندند آشکارا و راز
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶ - کینهٔ سلم و تور ایرج را
برآمد برین روزگار دراز
زمانه به دل در همی داشت راز
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۳ - آگاهی سلم و تور از منوچهر
چو رفتم به نزدیک ایوان فراز
سرش با ستاره همی گفت راز
فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۴ - لشکرکشی سلم و تور به ایران
ولیکن گر اندیشه گردد دراز
خرد با دل تو نشیند براز
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۳ - بازگشت زال از پیش سیمرغ و بزرگداشت او
و ز افگندن زال بگشاد راز
که چون گشت با او سپهر از فراز
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۸ - بازگشت ندیمهها و شرح ماجرا برای رودابه
شدند اندر ایوان بتان طراز
نشستند و با ماه گفتند راز
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۴ - حاضر شدن سام به درگاه منوچهر شاه و شرح نبردهایش در هندوستان و فرمان یافتن سوزاندن هندوستان و کابل را
چو آمد به نزدیک من سرفراز
من از چرمه چنگال کردم دراز
فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۰ - آزمون خرد زال با معماهای موبدان در دربار منوچهر
چنین گفت پس شاه گردن فراز
کزین هرچه گفتید دارید راز
فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۱ - تاجگذاری کیقباد و آرایش سپاه ایران و توران و کشته شدن شماساس به دست قارن
به گرز و به تیغ و سنان دراز
همی کُشت از ایشان گو سرفراز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱ - وسوسهٔ دیو رامشگر و تصمیم کاووس برای لشکرکشی به مازندران و فراخواندن زال
بدو گفت طوس ای گو سرفراز
کشیدی چنین رنج راه دراز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۲ - پند زال به کاووس دربارهٔ پرهیز از لشکرکشی به مازندران و رد شدن آن توسط شاه
بپرسیدش از رنج راه دراز
ز گردان و از رستم سرفراز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۸ - خان چهارم رستم: رویارویی با زن جادو و کشتن او
همی رفت پویان به راه دراز
چو خورشید تابان بگشت از فراز
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹ - خان پنجم و ششم رستم: تاریکی و دشت سبز، برخورد با دشتبان و اسیر کردن اولاد
بیفگند رستم کمند دراز
به خم اندر آمد سر سرفراز
