فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳ - پاسخ دلارای به نامهٔ سکندر: سوگ دارا، پذیرفتن شهریاری و نهادن تاج کیانی
همی فر دارا همی خواستیم
زبان را به نام وی آراستیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۶ - برآشفتن فور از نامهٔ اسکندر و نوشتن پاسخ تند با تهدید ژندهپیلان
بدین نامه ما نیکویی خواستیم
منقش دلت را بیاراستیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۲ - آغاز داستان
همه یکسر از جای برخاستیم
زبان پاسخش را بیاراستیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۳ - نامهٔ قیصر به خسرو: ترک کین ایرج، پیمان یگانگی ایران و روم و خواستگاری دختر
سخنها ز هرگونه آراستیم
ز هر کشوری لشکری خواستیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۴ - نامهٔ خسرو به قیصر: پایان کین دیرینه، سپردن شهرها و پذیرفتن دختر او
بهمداستان پدرخواستیم
بدین خواستن دل بیاراستیم
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۱۴ - نامهٔ آشتیجوی پیران به گودرز، پیشنهاد بخشش مرزها و پاسخ کینهتوز گودرز
بدانی که ما راستی خواستیم
به مهر و وفا دل بیاراستیم
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۶ - دیدار خسرو با سپاه پس از پیروزی، سوگ بر پیران و کشتن گروی زره
مکافات او ما جز این خواستیم
همی گاه و دیهیمش آراستیم
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۳۰ - یک هفته نهان شدن کیخسرو، آمدن زال و رستم و آرزوی ناگفتهٔ شاه
بسی پوزش و خواهش آراستیم
همی زان سخن کام او خواستیم
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۶۳ - داستان درنهادن شطرنج
ز دانای هندی زمان خواستیم
به دانش روان را بیاراستیم
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۲۶۸ - خواندن ساکنان شهر به تسلیم
از او زیردستان خود خواستیم
بدان آرزو نامه آراستیم
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۳۰۳ - فرستادن باژ و کنیزکان و غلامان زیباروی به نزد کوش
برِ ما فرست آنچه ما خواستیم
بدین خواستن نامه آراستیم
ایرانشان » بهمننامه » باز آمدن بهمن از هند به ایران و رها کردن زال و دختران رستم از بند » بخش ۶ - داستان اندر رفتن برزین آذر به رزم شاه بهمن به خون خواستن پدرش
ز شاه جهانش بسی خواستیم
زبانها به لابه بیاراستیم
عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » گفتهٔ دانای دین هنگام نزع
بس که ما این خوان فرو آراستیم
بس کزین خوان گرسنه برخاستیم
عطار » مصیبت نامه » بخش سی و سوم » بخش ۲ - فی الحكایة
ما ز آدم درد دین میخواستیم
تا جهانی را بدو آراستیم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بینوایی چنگ زد میان گورستان
ما بمردیم و بکلی کاستیم
بانگ حق آمد همه بر خاستیم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۷ - تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایهای طاعنان میگفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان میگفتید تا گمان آید کی شما طالب حقاید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید
از بتان و از خدا در خواستیم
که بکن ما را اگر ناراستیم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن
خانهها را روفتیم آراستیم
زین هوس سرمست و خوش برخاستیم
حکیم نزاری » سفرنامه » بخش ۳ - آغاز کتاب
در سوم روز از پِگه برخاستیم
از پی کوچ اسب و استر خواستیم
خواجوی کرمانی » سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو » بخش ۷۰ - چگونگی احوال پریدخت به دست عالمافروز پری
همه مهر او خواهش آراستیم
سراسر مر او را همه خواستیم
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۸۶ - حکایت کعبه روی که به سبب راستی از کید ناراستی برست و آن ناراست به برکت راستی وی به راستان پیوست
گفت کافتاد ازین راستیم
در کم و کاست کم و کاستیم
