×
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶
ذره نماید آفتاب ار به جمال تو رسد
عین کمال خسته باد ار به کمال تو رسد
ماه منی و ماه را چرخ فدای تو دهد
گر به دیار دشمنان وقت زوال تو رسد
چشم زمانه را فلک میل زوال درکشد
[...]
۶ بیت
اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة » شمارهٔ ۲
کی عقل به سر حدِّ جمالِ تو رسد
بی جان به سراچهٔ وصالِ تو رسد
گر جملهٔ ذرّاتِ جهان دیده شود
ممکن نبود که در جمالِ تو رسد
۲ بیت
