فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۲۴ - یافتن بهرام خسته، گرفتن تژاو، کشتن او به دست بیژن و مرگ و دخمهٔ بهرام
بران بد که بهرام بیجان شدست
ز دردش دل گیو پیچان شدست
فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۶ - نامهٔ کیخسرو به رستم برای رهایی بیژن، سفر گیو به زابل و آمدن پهلوان به ایران
بسا دشمنان کز تو بیجان شدست
بسا بوم و بر کز تو ویران شدست
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۵ - فتح گنگدژ و گریز نهانی افراسیاب، زاری زنان توران و بخشایش کیخسرو
که کیخسرو ایدر بدان سان شدست
که گویی سوی باب مهمان شدست
وطواط » قصاید » شمارهٔ ۳۱ - در مدح خاقان کمال الدین
ای آنکه حضرت تو بقدر آسمان شدست
وز حادثات صدر تو ما را امان شدست
با رأی پیر و بخت جوانی و عدل تو
از جور چرخ حافظ پیر و جوان شدست
حکم تو پیشوای شهور و سنین شدست
[...]
عطار » اشترنامه » بخش ۴ - برآمدن بر منبر وحدت از راه دل
صورت تو زاده ایشان شدست
جان تو در پردهها پنهان شدست
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم
بر دکان، هر زرنما خندان شدست
زانک سنگ امتحان پنهان شدست
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود
فر او کروبیان را جان شدست
او درین دیوانگی پنهان شدست
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافت
عکس آن نورست کین نان نان شدست
فیض آن جانست کین جان جان شدست
قاسم انوار » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۱
روی زمین لعل بدخشان شدست
جرعه ما قلزم و عمان شدست
ذره ما شد همگی آفتاب
عقل درین واقعه حیران شدست
کس نشنیدست و ندیدست این
[...]
اسیری لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۲
آفتاب روی تو تابان شدست
در شعاعش جان و دل حیران شدست
نور مطلق گشت ذرات جهان
تاکه خورشید رخت تابان شدست
جان که در تاب تجلی شد فنا
[...]
