فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۳ - زادن سیاوش، پرورشش به دست رستم، بازگشت به کاووس و آغاز دلباختگی سودابه
یکی مرد بد نام او هیربد
زدوده دل و مغز و رایش ز بد
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۳ - زادن سیاوش، پرورشش به دست رستم، بازگشت به کاووس و آغاز دلباختگی سودابه
چو برداشت پرده ز در هیربد
سیاوش همی بود ترسان ز بد
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۲ - بریدن سر سیاوش، کشانیدن فرنگیس به قتلگاه، و رهانیدن او به دست پیران و بردن به ختن
بمان تا جدا گردد از کالبد
بپیش تو آرم بدو ساز بد
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۰ - راه بستن سرکش بر باربد، نواختن سه سرود نهان بر سرو و مهتر شدن او بر رامشگران
چنین گفت با باغبان باربد
که گویی تو جانی و من کالبد
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۲ - دیباچهٔ داستان خسرو پرویز: شکوه دستگاه، گنجهای شاهی و پند ناپایداری جهان
ز رامشگران سرکش و باربد
که هرگز نگشتی به آواز بد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۷ - آمدن شاه موبد به گوراب به جهت ویس
از این بدتر چه باشد مر مرا بد
که ناکام اوفتم در دست موبد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۹ - نامه نوشتن موبد نزد شهرو و فریفتن به مال
ز مشرق بر کشیده طالع بد
بدان تا بد بود پیوند موبد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۹ - نامه نوشتن موبد نزد شهرو و فریفتن به مال
چو در دز رفت شاهنشاه موبد
به ایدون وقت و ایدون طالع بد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۳ - آگاهى یافتن دایه از کار ویس و رفتن به مرو
ترا گفتم مدار این عادت بد
ز بهر مردمان نز بهر موبد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۴ - اندر بستن دایه مر شاه موبد را بر ویس
چه مرگ آید به پیش من چه موبد
که روزش باد همچو روز من بد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۷ - اندر باز آمدن دایه به نزدیک رامین به باغ
همی ترسم ازین از شاه موبد
که ترسد هر کسی از مردم بد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۵ - آگاه شدن موبد از رفتن رامین نزد ویس
چو آگه گشت شاهنشاه موبد
که پیدا کرد رامین گوهر بد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۹ - نامه نوشتن رامین به مادر و آگاه شدن موبد
بدان گاهی که شاهنشاه موبد
برون رفت از نگارین کاخ و گنبد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۳۹ - نامه نوشتن رامین به مادر و آگاه شدن موبد
هم او بانو بود هم تو سپهبد
شما را چون پدر آزاده موبد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۰ - نشستن موبد در بزم با ویس و رامین و سرود گفتن رامین به حال خود
به پوزش گفت وی را شاه موبد
مکن با من گمان دوستی بد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۴ - آمدن رامین به دز اشکفت دیوان پیش ویس
گهی ویسه بگفتی آن همه بد
که با او کرد شاهنشاه موبد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۵ - آمدن شاه موبد از روم و رفتن به دز اشکفت دیوان نزد ویس
پذیره نا شده او را سپهبد
به درگاهش در آمد شاه موبد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۵ - آمدن شاه موبد از روم و رفتن به دز اشکفت دیوان نزد ویس
بدو گفت اینک آمد شاه موبد
ز خاور سر برآورد اختر بد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۷ - سپردن موبد ویس را به دایه و آمدن رامین در باغ
نباید کرد ما را این همه بد
که بد را بد جزا آید ز موبد
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۴۷ - سپردن موبد ویس را به دایه و آمدن رامین در باغ
که من امشب همی ترسم ز موبد
که پیش آید ترا از وی یکی بد
