فیروز مشرقی » قطعات » شمارهٔ ۳
به خط و آن لب و دندانش، بنگر
که همواره مرا دارند در تاب
یکی همچون پرن بر اوج خورشید
یکی چون شایورد از گرد مهتاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۹ - خان پنجم و ششم رستم: تاریکی و دشت سبز، برخورد با دشتبان و اسیر کردن اولاد
بگسترد هر دو برِ آفتاب
به خواب و به آسایش آمد شتاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۱ - خان هفتم رستم: کشتن دیو سپید، درمان چشم کاووس و گشودن مازندران
نکرد ایچ رستم به رفتن شتاب
بدان تا برآمد بلند آفتاب
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۰ - رشک گرسیوز از جاه و هنر سیاوش، بدگویی نزد افراسیاب و فریب سیاوش به زاری دروغین
به هر کار بهتر درنگ از شتاب
بمان تا برآید بلند آفتاب
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۰ - رشک گرسیوز از جاه و هنر سیاوش، بدگویی نزد افراسیاب و فریب سیاوش به زاری دروغین
وگر بینم اندر سرش هیچ تاب
هیونی فرستم هم اندر شتاب
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۱ - آمدن کیخسرو با گیو، ستیز طوس و گودرز بر شاهی، و ناکامی فریبرز در دژ بهمن
وگر گُرز تو هست با سنگ و تاب
خدنگم بدوزد دل آفتاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۲ - سخن دقیقی: توطئهٔ گرزَم علیه اسفندیار و بدگمانی گشتاسپ
چنو حلقه کرد آن کمند بتاب
پذیره نیارد شدن آفتاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اورمزد » بخش ۲ - اندرز واپسین بهرام بهرامیان به پسر، مرگ شاه، سوگ چهلروزه و نهادن دیهیم کوتاه بهرام
ز راه خرد ایچ گونه متاب
پشیمانی آرد دلت را شتاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳ - سه روز مهمانی بهرام گور در جامهٔ سپاهی نزد لنبک آبکش و گرو نهادن جامه و مشک
همی بود تا زرد گشت آفتاب
نشست از بر باره بیزور و تاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲ - نامهٔ رستم فرخزاد به برادر: اخترشماریِ شکست در قادسی و پیشگویی زوال ساسانیان
ز چارم همیبنگرد آفتاب
کزین جنگ ما را بد آید شتاب
فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۱ - محاصره سپاه طوس در کوه هماون و رسیدن لشکر کمکی توران به فرماندهی خاقان چین و کاموس
چو بر گنبد چرخ رفت آفتاب
دل طوس و گودرز شد پر شتاب
فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » بخش ۳۱ - نبرد گودرز و پیران، گریز پیران به کوه، کشته شدنش و بازگشت با پیکر او
سپاه وی آسوده از رنج و تاب
بمانده سپاهم چنین در شتاب
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۷۵ - آزمایشهای پیاپی و پاسخهای فلسفی بزرجمهر
به گفتار دانا فرو ریخت آب
نه نرم ونه از ریختن برشتاب
عسجدی » اشعار باقیمانده » شمارهٔ ۵ - خد و لب و دندان معشوق
بخد و آن لب و دندانش بنگر
که همواره مرا دارند در تاب
یکی همچون پری در اوج خورشید
یکی چون شایورد از گرد مهتاب
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان
ز دل برکشد می تف درد و تاب
چنان چون بخار از زمین آفتاب
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۸ - آمدن ضحاک به مهمانی اثرط و دیدن گرشاسب را
دو چشم کبودش فروزان ز تاب
چو دو آینه در تَف آفتاب
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۵ - پند دادن اثرط گرشاسب را
چو چیزیش خواهی و ندهد متاب
مبر بآتش خشمش از رویت آب
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳۵ - قصه زنگی با پهلوان گرشاسب
سپهبد بدید آن هم اندر شتاب
چو شیر دمان جست با خشم و تاب
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۵۳ - شگفتی دیگر جزیره
درخت گلی بُد که چون آفتاب
بدیدی شکفتی هم اندر شتاب
اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۶۶ - شگفتی جزیرۀ بند آب
از آن گوهران درهم افتاده تاب
جهان کرده روشنتر از آفتاب
