فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۸ - آگهی مرگ لهراسپ و اسارت دختران، و کشته شدن سی و هشت پسر گشتاسپ در نبرد با ارجاسپ
همه بلخ پر غارت و کشتن است
از ایدر ترا روی برگشتن است
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱۸ - نبرد اسکندر با فور: گریز پیلان از آتش، کشتن فور در نبرد تنبهتن و سپردن تخت به سورگ
چرا بهر لشکر همه کشتن است
وگر زنده از رزم برگشتن است
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۸ - دیدار سکندر با درخت گویا، پیشگویی مرگ دور از روم و بازگشت گریان
ترا آز گرد جهان گشتن است
کس آزردن و پادشا کشتن است
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۵۵
مرغکی را وقت کشتن میدوانید ابلهی
گفت مقصود از دوانیدنش نازک گشتن است
ما همان مرغیم خاقانی که ما را روزگار
میدواند وین دویدن را فذلک کشتن است
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲۸ - حکایت پادشاه غور با روستایی
تو را چاره از ظلم برگشتن است
نه بیچاره بیگنه کشتن است
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۱۵ - در بیان آنکه امضای عزیمت بر ترک گناه در مشیت حق است سبحانه و تعالی اگر امضا کند شکر باید کرد والا عذر باید آورد
توبه از ماضی پشیمان گشتن است
وز معاصی حالیا بگذشتن است
نیر تبریزی » آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) » بخش ۹ - ذکر شهادت سبط مؤتمن حضرت شاهزاده، قاسم بن الحسن علیه السلام
کام عاشق غرقه در خون گشتن است
سر به خاک کوی جانان هشتن است
صفی علیشاه » زبدة الاسرار » دفتر اول » بخش ۸ - در بیان آنکه حقیقت عشق و مصداق آن مفهوم حضرت خامس آل عبا سید الشهدا علیه السلام است
این شهادت تخم معنی کِشتن است
تن ز جان در خاک و خون آغشتن است
صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۲- سوره البقره » ۲۷- آیات ۵۳ تا ۵۴
این قتال آن میلها را هِشتن است
نفس از تیغ ریاضت کُشتن است
صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۲- سوره البقره » ۳۱- آیه ۶۳ تا ۶۶
عهد لاحق سوی او برگشتن است
پاس عهدش را ز جان بگذشتن است
صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۴- سوره النساء » ۵- آیات ۱۵ تا ۲۰
توبه از دل سوی حق برگشتن است
وز هوای نفس خود بگذشتن است
صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۴- سوره النساء » ۳۰- آیات ۱۵۸ تا ۱۶۳
این مقام از رتبه ها بگذشتن است
واصل اندر ذات مطلق گشتن است
صفی علیشاه » تفسیر منظوم قرآن کریم » ۲۱- سوره الانبیاء » ۹- آیات ۶۹ تا ۷۰
راه آن از ما و من بگذشتن است
از وجود خویش فانی گشتن است
