فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۲ - آگاه شدن سیندخت از ماجرا و خشم گرفتن بر فرستاده و پرس و جوی چند و چون و کیستی خواستگار از رودابه
نخواهم بدن زنده بیروی او
جهانم نیرزد به یک موی او
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸ - جستن هفتسالهٔ گیو در توران، یافتن کیخسرو کنار چشمه و نبرد با سپاه پیران
همی بوی مهر آمد از روی او
همی زیب تاج آمد از موی او
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۷ - اعتراض بزرگان بر آمدن شیرین به مشکوی خسرو و تمثیل موبد با تشت خون و می
نبودی چو شیرین به مشکوی او
بهر جای روشن بدی روی او
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۷۳ - داستان کسری با بوزرجمهر: شکار کسری، خواب او و دزدیدن گوهرها توسط مرغ سیاه
برهنه شد از جامه بازوی او
یکی مرغ رفت از هوا سوی او
قطران تبریزی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۵ - در مدح امیر ابراهیم بن حسن
ای برده آب از گل خودروی روی او
خوشتر ز قندهار وز مشگوی کوی او
بر بوی این بباغ بخفتم هزار شب
تا بو که یابم از گل شب بوی بوی او
از چشم او همیشه بلاجوی خلق زد
[...]
قطران تبریزی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۵ - در مدح امیر ابراهیم بن حسن
آن خسروی که همچو سخن گوی گوی او
راند چنان که سیل بهر سوی سوی او
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۶ - عاشق شدن شیده پسر افراسیاب بر بانو گشسب در میدان شکار
دل شب شدادی ز گیسوی او
مه نو خیالی ز ابروی او
سرایندهٔ فرامرزنامه » فرامرزنامه » بخش ۱۹۲ - مناجات شهریار مرحوم خدابخش
از آن سهمگین پیکر و روی او
از آن هیبت و دست و بازوی او
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۱۱ - رزم شهریار بافرانک و اظهار عاشقی فرانک گوید
چه گویم من از خوبی روی او
که مه بود هندوی هندوی او
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۵۸ - آمدن رستم به خدمت لهراسپ شاه گوید
فرامرز اکنون بشد سوی او
که بیند یکی شاد دل روی او
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۶۵ - رسیدن شهریار به بیشه چهارم و جنگ او با موران و دیدن دخمه گرشاسب را گوید
چه آن پرده برداشت بر روی او
فرو ماند بر روی از موی او
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۱۱۳ - دادن شهریار فرانک را به ارژنگ شاه گوید
نه پیدا از آئینه شد روی او
که بادیو بد چاره بد خوی او
ایرانشان » بهمننامه » آغاز داستان » بخش ۱۷ - آمدن شاه بهمن به مصر
ندید از سواران کسی گوی او
چنان چون ندیدند کس روی او
سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح بهرامشاه
خواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او
زان که نسازد همی قبلهٔ دل سوی او
قبلهٔ عقلست و نقل پیچ و خم زلف او
دایهٔ حورست و روح بوی خوش و خوی او
شیر فلک را شدست از پی کسب شرف
[...]
فلکی شروانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۳ - ترکیب بند
ترکی که خوشترست ز مشکوی کوی او
سروی که هست چون گل خود روی روی او
گر جای سرو جوی بود پس چه ساختند
از دیده عاشقا بلا جوی جوی او
آورد گرد ماه خطی کز جلال اوست
[...]
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۶ - در حسب حال و انجام روزگار
سرانجام کاید اجل سوی او
وبال تن او شود موی او
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۲۹ - خواستاری اسکندر روشنک را
یکی ساعت از دیدن روی او
شکیبا نشد تا نشد سوی او
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۴۱ - رسیدن نامهٔ اسکندر به کید هندو
ز رومی رخ هندوی گوی او
شه رومیان گشته هندوی او
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه » بخش ۳ - در نعت پیغمبر اکرم
نیرزد به خاک سر کوی او
سر ما همه یک سر موی او
نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه » بخش ۱۸ - گفتار حکیم هند با اسکندر
بگو تا چه نیروست نیروی او؟
سپند از چه برد آفت از خوی او؟
