فردوسی » شاهنامه » پادشاهی همای چهرزاد سی و دو سال بود » بخش ۱ - مرگ اردشیر و تاجگذاری همای، زادن نهانی پسر، افکندنش به فرات و یافتن گازر
توانگر کنیم آنک درویش بود
نیازش به رنج تن خویش بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۰ - رفتن اسکندر از جده به مصر، پذیرایی قیطون و نگاریدن پنهان چهرهاش به فرمان قیدافه
توانگر شد آنکس که درویش بود
وگر خوردش از کوشش خویش بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۷ - شکار بهرام گور: زخم شگفت تیر و تیغ، بخشش گوران و باژ، آراستن شبستان در اصطخر
ازان شهرها هرک درویش بود
وگر نانش از کوشش خویش بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۲۴ - زیارت آذرآبادگان و بخشش ششگانه در اصطخر، آراستن آذر و تختنشینی بهرام در طیسفون
ز گیتی دگر هرکه درویش بود
وگر نانش از کوشش خویش بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی قباد چهل و سه سال بود » بخش ۲ - داستان مزدک با قباد
بر او شد آن کس که درویش بود
وگر نانش از کوشش خویش بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۲ - تقسیم جهان به چهار بخش و اصلاحات مالیاتی
وزین مرزها هرک درویش بود
نیازش به رنج تن خویش بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۲۶ - گشودن راز سوار مغناطیس، دفاع از آیین کیومرثی و پاداش قیصر به خراد برزین
یکی بینوا مرد درویش بود
که نانش ز رنج تن خویش بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۱ - بنای ایوان خسرو: شتاب شاه، گریز و بازگشت استاد رومی با برهان نشست دیوار
فرومایهتر جای درویش بود
کجا خوردش از کوشش خویش بود
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۶ - دشنام شیروی، دفاع شیرین و نمودن روی در انجمن، و مرگ با زهر بر دخمهٔ خسرو
سه دیگر که بالا و رویش بود
به پوشیدگی نیز مویش بود
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۳ - بازگشت کیخسرو از بلخ، دیدار با کاووس و نیایش دو شاه در آذرگشسب
به شهر اندرون هر که درویش بود
وگر سازش از کوشش خویش بود
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۶ - کشتن افراسیاب و گرسیوز به دست کیخسرو، نیایش در آذرگشسب و داد و دهش بر جهان
به شهر اندرون هر که درویش بود
وگر خوردش از کوشش خویش بود
ایرانشان » کوشنامه » بخش ۱۸۱ - برگشتن طیهور به بسیلا
کسی را که بیکار و درویش بود
وگر خوردش از کوشش خویش بود
عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بود
ریش اگر آراست در تشویش بود
ور همی برکند هم درویش بود
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۷
گر بعد عمری یکنفس ما را نظر سویش بود
کی را مجال یک نظر از تندی خویش بود
مژگان پرخون عاشقش گل را چه بیند کز جگر
چون ارغوان پَرگالهای بر هر سر مویش بود
آن گلشن خوبی که در نگشود بر باد صبا
[...]
