×
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱
گر همه در سنگ بود آتش، جدایی دید و سوخت
وقت آنکس خوش که از مرکز جدا گردید و سوخت
دی من و دلدار ربط آب و گوهر داشتیم
این زمان باید ز قاصد نام او پرسید و سوخت
خاک عاشق جامهٔ احرام صد دردسر است
[...]
۱۴ بیت
