الهی تا بنده را خواندی بنده در میان مردم تنهاست و تا گفتی بیا هفت اندام او شنواست از آدمی چه آید قدر او پیداست کیسه تهی و باد پیماست، این کار پیش از آدم و حواست، و عطا بیش از خوف و رجاست اما آدمی بسبب دیدن مبتلاست، به ناز کسی است که از سبب دیدن رهاست و با خود به جفاست.
ای دوست بجملگی تو را گشتم من
حقا که دراین سخن نه ذوق است و نه فن
گر تو ز خودی خود برون جستی پاک
شاید صنما بجای تو هستم من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مناجات به تنهایی و احساس جدایی خود از دیگران اشاره میکند و به خداوند میگوید که او در میان مردم احساس دلواپسی و خالی بودن میکند. او از نقصهای انسانی صحبت میکند و بیان میکند که انسان به دلیل تجربیاتش، گرفتار ناز و خودپرستی میشود. در نهایت، شاعر امیدوار است که اگر خود را از خودیها رها سازد، ممکن است در نزدیکی خداوند و در دوستی با او قرار گیرد. این گفتگو نشاندهندهٔ جستجوی عمیق برای وصال و پاکی است.
هوش مصنوعی: خداوندا، وقتی که بندهات را صدا زدی، او در میان مردم احساس تنهایی میکند و هر زمان که گفتی بیا، اندامهای او در شنوایی هستند. ارزش انسان مشخص است، زیرا او هیچ ندارد و در حال پرواز است. این وضعیت پیش از وجود آدم و حوا نیز رخ داده است. بخشش خداوند بیشتر از ترس و اضطراب است، اما انسان به خاطر مشاهده و دیدن دچار مشکلات و رنجها میشود. این حالت به گونهای است که برخی افراد به خاطر ناز و زیبایی که دارند، از عواقب دیدن آزادند، اما در درون خود با دلنگرانی و سختی دست و پنجه نرم میکنند.
هوش مصنوعی: ای دوست، من به خاطر تو در همه جا سرگردان شدم. راستش اینجا نه شوقی هست و نه هنری.
هوش مصنوعی: اگر از خودخواهی و خودپرستی خود فاصله بگیری، ممکن است متوجه شوی که من به جای تو هستم و میتوانم در پاکی و خلوص در کنارت باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.