الهی تو جانها اسیر پیغام تو، عارف افتاده بدام تو مشتاقان مست مهر از از جام تو خوشا بحال کسی که از این جام شربتی چشید یا در این راه منزلی بُرید، دل وی بنور حق افروخته و بروح انس زنده و بفروصال فرخنده، گهی در حیرت شهود مکاشف جلال، گهی در بحر وجود غرقهٔ لطف و جمال.
در عشق تو من کیم که در منزل من
از وصل رُخت گلی دمد بر گل من
این بس نبود ز عشق تو حاصل من
کاراستهٔ وصل تو باشد دل من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مناجات، به عشق و شوق به الهی میپردازد و از حال و هوای عارفانی سخن میگوید که در جستجوی معرفت و نزدیکی به خدا هستند. او نشان میدهد که چطور پرتو نور حق در دل عارفان میتابد و آنها را از حیرت به مقام شهود میرساند. همچنین، شاعر به وضوح احساس میکند که عشق الهی در زندگیاش به او زندگی و شادی میبخشد و بر این باور است که تنها ارتباط واقعی و عمیق با خدا، میتواند دل انسان را به آرامش برساند. این عشق و پیوند، بالاترین دستاورد اوست و همهچیز در زندگیاش را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: خدای من، جانها در دام پیام تو گرفتارند و عارفان در عشق تو افتادهاند. مشتاقان مست از محبت تو، از جامی که در دست داری، خوشبختند. خوش به حال کسی که از این جام چشید یا در این مسیر به مقصدی رسید. دل او به نور حقیقت روشن است و روحش زنده و شاداب. او گاه در حیرت دیدن جلال توست و گاه در دریای وجود غرق در لطف و زیبایی تو.
هوش مصنوعی: در عشق تو من چه کسی هستم که در خانهام، از وصالت، بوی گلی بر آن سرزمین من بپیچد.
هوش مصنوعی: عشق تو کافی نیست، دل من تنها برای وصال تو آماده شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.