الهی ذکر تو بهرهٔ مشتاق است و روشنایی دیده و دولتی جان و آیین جهان یک ذرّه فزودن به دوستی از دو جهان است یک لحظه با دوست خوشتر از جان است پس یک نفس با دوست ملک جاودان است، عزیز آن بنده که سزاوار آنست این چه کار است که بی نام و نشان است، شغل بنده است واز بنده نهان است، رفیقی از آن بی طاقت و به آن یازان است و او که طالب آنست در میان آتش نازان است.
ار دستت ز آتش بود
ما را گل مفرش بود
هر چه از تو آید خوش بود
خواهی شفا خواهم الم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این دعا، سخن از عشق و دوستی با خداوند و اهمیت ذکر اوست. شاعر بر این باور است که بودن در کنار دوست الهی، شادی و نوری برای جان است که برتریایی بر همه چیز دارد. او میگوید لحظهای با دوست بودن به اندازه یک عمر ارزشمند است. در پایان، او از درد و رنجهای خود، به شفا و آرامش در نزد دوست اشاره میکند و پیوسته به او متصل میماند.
هوش مصنوعی: پروردگارا، یاد تو سرمایهٔ دلباختگان است و نور چشمها و نعمت زندگی و آیین هستی. اندکی بیشتر شدن در دوستی تو، از دو دنیا باارزشتر است. یک لحظه بودن با تو بهتر از زندگی است، پس یک نفس با تو، بهشت جاودانی است. محبوب آن بندهای است که شایستهٔ این مقام باشد. این چه کاری است که بینام و نشان است، شغلی که مختص بنده است و از او پنهان است. دوستی، از فرط عشق بیتابی میکند و کسی که در طلب آن است، در میان آتش عشق میسوزد.
هوش مصنوعی: اگر دستانت از آتش ساخته شده باشد، ما را گلی نخواهی داد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از جانب تو بیاید، خوشایند است. اگر به دنبال درمان هستی، درد من هم در این است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.