الهی در یافتی خود یاری و یادگاری، معنی دعوی صادقانی، فروزندهٔ نفسهای دوستانی آرام دل غریبانی چون در میان جانی، از بیدلی میگویم که کُجایی جان را زندگی می باید تو آنی به خود و از خود ترجمانی، به حق تو بر حودت که ما را در سایهٔ غرور ننشانی و به عز وصال خود رسانی.
چشمم همی بخواهد دیدارت
گوشم همی بخواهد گفتارت
همت بلند کردند این هر دو
هر چند نیستند سزاوارت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مناجات به درگاه خداوند ناله و آرزوی نزدیک شدن به او را دارد. او از یاری و یاد خداوند در زندگیاش میگوید و به عشق و آرامشی که در وصال خداوند تجربه میکند اشاره میکند. شاعر در عین حال احساس تنهایی و بیدلی را تصریح میکند و از خداوند میخواهد که او را از غرور و دوری رها سازد. در نهایت، اشتیاق و تماشا به خداوند را با تمام وجودش ابراز میکند و با تأکید بر نادرست بودن شایستگیاش، درخواست نزدیکتر شدن به او را مطرح میکند.
هوش مصنوعی: خدایا! در درک و دریافت خود یاری و نشانهای از تو دارم. در اینجا، حرف و حدیثهایی از صداقت وجود دارد که به زندگی و آرامش دوستان خاصی اشاره میکند، مانند انسانهایی که در دنیای خود و در کنار هم با عشق و محبت زندگی میکنند. از دل بیپناهیام میگویم که تو کجایی و زندگی بر من چیره شده است. تو باید درونت زندگیات را بیابی و به خودت آگاه باشی. به حق خودت، ما را در سایه غرور نگذاری و به پیوندی از عشق و وصال خود برسانی.
هوش مصنوعی: چشمم به دنبال دیدنت است و گوشم مشتاق شنیدن صدایت میباشد.
هوش مصنوعی: این دو نفر با اراده و عزم راسخ به کار بزرگ دست زدهاند، هرچند که ممکن است شایستگی لازم را نداشته باشند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.