دیشب که دلم ز تابِ هجران میسوخت
اشکم همه در دیدهٔ گریان میسوخت
میسوختم آنچنان که غیر از دلِ تو
بر من دلِ کافر و مسلمان میسوخت
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
دیشب که دلم ز تابِ هجران میسوخت
اشکم همه در دیدهٔ گریان میسوخت
میسوختم آنچنان که غیر از دلِ تو
بر من دلِ کافر و مسلمان میسوخت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از درد و تأثر ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. دل او به شدت از تنهایی و هجران میسوزد و اشکهایش نیز به شدت جاری است. او از شدت حسرت و عشق، احساس میکند که حتی دلهای دیگران، چه کافر و چه مسلمان، به خاطر این عشق میسوزند.
هوش مصنوعی: دیشب وقتی که به خاطر دلتنگی و جدایی خیلی ناراحت بودم، تمام اشکهایم در چشمانم میسوخت و میریخت.
هوش مصنوعی: من به قدری در عشق تو سوز و گداز داشتم که هیچ دل دیگری، چه دل کافر و چه دل مسلمان، چنین نمیسوزید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دوشم که ز داغ دوریت جان میسوخت
جان در تنم از آتش هجران میسوخت
آن تاب و تبم بود که در دیر و حرم
بر من دل کافر و مسلمان میسوخت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.