گنجور

 
 
نقالی نو: شاهنامهٔ انگلیسی
مولانا

حد و اندازه ندارد ناله‌ها و آه را

چون نماید یوسف من از زنخ آن چاه را

راه هستی کس نبردی گرنه نور روی او

روشن و پیدا نکردی همچو روز آن راه را

چون مه ما را نباشد در دو عالم شبه و مثل

[...]

ابن یمین

میرسد در سایه حسن آن بت دلخواه را

همچو خورشید فلک بر خیل خوبان سروری

صائب

با دل بی آرزو، بر دل گرانم یار را

آه اگر می‌بود در خاطر تمنایی مرا

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه