تاگه عز بندگآن در دین و در ایمان بود
عز و دین اندر بقای دولت سلطان بود
طاعت و پیمان او را بخت در بیعت بود
دولت و اقبال او را چرخ در فرمان بود
هر ندیمی زان او با فر افریدون بود
هر غلامی زان او با عدل نوشروان بود
کمترین خدمتگزارش برتر از قیصر بود
کمترین طاعت نمایش برتر از خاقان بود
بندگان شاه عالم مُقبل و یکتا بود
هر یکی را مشتری زیبد که سعدافشان بود
همت هر یک روا باشد که برگردون بود
دولت هر یک سزا باشد که برکیوان بود
تا قیامت سرفرازد بر بزرگان جهان
بندهای کاو را چو سلطان جهان مهمان بود
میرحاجب را نثار نعمت است از بهر شاه
ور روا دارد همی او را نثار جان بود
تاکه باشد آفتاب اندر بروج آسمان
آن یکی باشد روان و آن دگرگردان بود
ساحت فتح ملک خواهم که بیغایت بود
بایهٔ تخت ملک خواهم که بیبایان بود
عدل او خواهم که چون رضوان بیاراید جهان
تا جهان از عدل او چون روضهٔ رضوان بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش و توصیف ویژگیهای یک سلطان شایسته و کامیاب میپردازد که عزت و دین در سایه حکمرانی او برقرار است. او برمیدارد که قدرت و اقبال این سلطان در پیروی از اصول عدالت و دین است و بندگان او از بزرگان زمانه هستند. هر یک از خدمتگزاران او با نمونههای بزرگ تاریخ مقایسه میشوند و این نشاندهنده مقام والای اوست. در نهایت، شاعر آرزو میکند که این سلطنت تا قیامت پایدار بماند و نظام عدل او بتواند جهانی به زیبایی روضه رضوان ایجاد کند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که مقام بندگی و ایمان در میان مردم وجود داشته باشد، عزت و دین به پایداری و دوام حکومت سلطانی وابسته است.
هوش مصنوعی: پیروی از او باعث خوش شانسی و موفقیت میشود و سرنوشت و تقدیرش تحت فرمان آسمان است.
هوش مصنوعی: هر کسی که از او باشد، مانند فر پیامبر افریدون است و هر بندهای که از او باشد، با عدل و انصاف نوشروان برابری میکند.
هوش مصنوعی: کمترین خدمتگزار او از بزرگترین پادشاهان بالاتر است و کمترین اطاعت از او به مراتب باارزشتر از اطاعت از خاقان است.
هوش مصنوعی: بندگان پادشاه جهان در نظر و اعتقاد یکتایی دارند و هر کدام از آنها شایستهای دارد که با او متناسب باشد، و این موضوع به خاطر خوشبختی و سعادت آنهاست.
هوش مصنوعی: هر کس که تلاشی کند، شایستهی موفقیت و پاداش است، و هر موقعیتی که به دست آورد، درخور او و شایستهی تلاشش خواهد بود.
هوش مصنوعی: کسی که در جهان مانند یک سلطان مهمان داشته باشد، تا پایان زمان بر بزرگان دنیا سر بلند خواهد بود.
هوش مصنوعی: میرحاجب به خاطر محبت و لطفی که به شاه دارد، از نعمتهای زیادی برخوردار است. اگر او به این رفتار ادامه دهد، نشاندهندهای از جانفشانی و فداکاری او خواهد بود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خورشید در برجهای آسمان قرار دارد، یکی از آنها در حال حرکت است و دیگری در حال چرخش است.
هوش مصنوعی: من به دنبال فتح سرزمینی هستم که بینهایت است و بر تخت سلطنتی نشستهام که هیچگونه محدودیتی ندارد.
هوش مصنوعی: میخواهم که عدالت خداوند به گونهای باشد که مانند باغ بهشت، دنیا را زیبا و دلنشین کند، تا همه جا تحت تأثیر آن عدالت به صفایی شبیه باغ رضوان درآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا همی جولان زلفش گرد لالستان بود
عشق زلفش را بگرد هر دلی جولان بود
تا همی نا تافته تاب اوفتد در زلف او
تافته بودن دل عشاق را پیمان بود
مرمرا پیدا نیامد تا ندیدم زلف او
[...]
مهتر گو را چو حاتم کهتر و در بان بود
گر کسی گوید چنو باشد کسی نادان بود
آنکه این اندیشه او را باشد او را مرده دان
گو چنو باشد کسی گر کالبد چون جان بود
همچنین باشد به صورت لیکن اندر باب فضل
[...]
تا بجان در عقل باشد تا بتن در جان بود
جان و تن را از لب و جام و لب جانان بود
جان و تن را خود غذا می باشد و جانان بدانک
می غذای تن بود جانان غذای جان بود
گرچه تن باشد غمی با جام می باشد قوی
[...]
تا بنفشستان جانان گرد لالستان بود
عاشق از جانان بنفشستان و لالستان بود
تا دل عشاق را رویش همی آتش دهد
آب دادن دیدهٔ عشاق را پیمان بود
تاب زلفش تا همی پیدا بود بر عارضش
[...]
روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود
قد او سروست اگر بر سرو لالستان بود
گر روا باشد که لالستان بود بالای سرو
بر مه روشن روا باشد که مشک افشان بود
دل چو گوی و پشت چون چوگان بود عشاق را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.