بربود روزگار تو را از کنار من
وز تن ببرد داغ فراقت قرار من
جفت دگر کسی و غمان تو جفت من
یار دگر کسی و فراق تو یار من
تو شادمانه جای دگر بر مراد خویش
وینجا به جان رسیده زعشق تو کار من
تا از کنار من تو کرانه گرفتهای
بیخون دل نبود زمانی کنار من
هر جایگاه که روزی با تو نشستهام
آن جایگه شدست کنون غمگسار من


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد جدایی و غم فقدان معشوق میپردازد. او از دوری معشوقش حسرت میخورد و با تأکید بر عاطفه عمیقش، یادآور میشود که هر گوشهای از زندگیاش با یاد او پر شده و به غم تبدیل شده است. شاعر همچنین به وضع معشوق اشاره میکند که در شادی به سر میبرد، در حالی که او از عشق به درد میخورد و دچار رنج است. این جدایی نهتنها او را رنجیدهخاطر کرده بلکه یادآوری لحظات خوش گذشته نیز اکنون به غم و اندوه بدل شده است.
هوش مصنوعی: روزگار تو را از نزد من برداشت و درد جداییات آرامش من را از بین برد.
هوش مصنوعی: هر کس برای خودش محبوب و معشوقی دارد، اما برای من تو محبوبم و دوریات غم بزرگ من است.
هوش مصنوعی: تو به شادی در مکانی دیگر به آرزویت رسیدهای و من در اینجا با عشق تو به نقطهای از زندگیام رسیدهام.
هوش مصنوعی: زمانی که تو از کنار من رفتهای و به دور از من زندگی میکنی، دل من پر از غم و درد شده و به خاطر این جدایی بیپناه و بیسرنوشت به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: هر مکانی که روزی در کنار تو بودم، امروز آن مکان برایم تبدیل به محلی شده که فقط غم و اندوه از آن میبارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کی کنی گله که نه خوب است کار من
وز تیر ماه تیرهتر آمد بهار من؟
چون بنگری که شست بدادی به طمع شش
نوحه کنی که وای گل و وای خار من
چون من ز بهر مال دهم روزگار خویش
[...]
ای خوشدل ای عزیز گرانمایه یار من
ای نیکخواه یار من و دوستدار من
رفتی و هیچ گونه نیابی ز غم قرار
با خویشتن ببردی مانا قرار من
مهجورم و به روز فراق تو جفت من
[...]
تا پسندی ز من سر زلف، ای نگار من
شوریده گشت چون سر زلف تو کار من
بر عارض تو زلف تو گشته است بی قرار
زان بی قرار زلف ربودی قرار من
تو جفت دیگری شدی و درد جفت من
[...]
ای باد صبحدم خبری ده ز یار من
کز هجر او شدست پژولیده کار من
او بود غمگسار من اندر همه جهان
او رفت و نیست جز غم او غمگسار من
بیکار نیستم که مرا عشق اوست کار
[...]
امروز باز شکل دگرگشت یار من
یادی نکرد از من و از روزگار من
صد ره فتاده بر ره خویشم بدید و هیچ
رحمت نکرد بر دل امیدوار من
مردم در آرزوی کناری و بخت بد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.