ختنیوار رخ خوب بیاراستهای
چگلیوار سر زلف بپیراستهای
این همه صنعت و آرایش و پیرایش چیست
گرنه آشوب و بلای دل من خواستهای
باغبانی ز که آموختهای جان پدر
که سمن برگ به شمشاد بیاراستهای
گر بود خواسته و عمر گرانمایه و خوش
خوشتر از عمر گرانمایه و از خواستهای
همه قصد تو به تاراج دل و جان من است
بامدادان مگر از خانه مرا خواستهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، به زیبایی معشوق و هنر آرایش او اشاره میکند و از او میپرسد که این همه زیبایی و دقت در پیرایش برای چیست، جز به خاطر آشفته ساختن دل او. او به باغبان و هنرمند بودن معشوق اشاره میکند و میپرسد که آیا این هنر را از که آموخته است. شاعر به تلخی اشاره میکند که اگر عمر و خواستههایش با ارزش باشد، آیا زیبایی معشوق مهمتر از آن نیست؟ در نهایت، او به احساس تسلط معشوق بر دل و جانش اشاره میکند و میپرسد آیا هدف او از این زیبایی، تسلط بر اوست یا خیر.
هوش مصنوعی: با ظاهری زیبا و دلکش مثل ختن، چهرهات را آرایش کردهای و مانند چلیوار، موهای خود را به زیبایی مرتب کردهای.
هوش مصنوعی: این همه زیبایی و ظرافتهایی که به کار بردهای چه دلیلی دارد، جز اینکه دل من به خاطر تو دچار آشفتگی و درد شده است؟
هوش مصنوعی: به چه کسی یاد دادهای که با دقت و مهارت، گیاهان و درختان را به زیبایی هرچه بیشتر درآوری؟ آیا از پدر خود آموختهای که چگونه سمنبرگها را در کنار شمشادها قرار دهی؟
هوش مصنوعی: اگر خواستهای باشد و عمرش ارزشمند و زیبا، از آن عمر و خواسته هم زیباتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: تو تنها به فکر چپاول دل و جان من هستی، آیا صبحگاهان فقط برای گرفتن من از خانهام آمدهای؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.