باز چون در خورد همت میکنم
سر فدای تیغ نهمت میکنم
قیمت یک بوس او صد بدره زر
گر کنم با او خصومت میکنم
من دهان خوش میکنم لیکن کجاست
وه که یک جو زانچ قیمت میکنم
دوشم آن دلبر گرفت اندر کنار
یک زمان یعنی که رحمت میکنم
بر سر آن نکتهای دریافتم
گرچه دانستم که زحمت میکنم
چشم کردم شوخ و گفتم ای نگار
بر سر پا نیز خدمت میکنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از دلبستگی و زیباییهای عاشقانه صحبت میکند. او بیان میکند که برای عشق و همت معشوق خود، جان خود را فدای او میکند و ارزش لحظات و بوسههای او را بسیار بالاتر از ثروت میداند. شاعر از کیفیت خوشزبانی خود یاد میکند، اما میداند که ارزش واقعی او جای دیگری است. همچنین، در دیالوگی عاشقانه، او به شوخی و لطافت با معشوقش اشاره میکند و نشان از ارادت و خدمت خود به او دارد.
هوش مصنوعی: وقتی که آمادهی تلاش و کوشش میشوم، با افتخار جانم را فدای شمشیر تو میکنم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم بوسهای از او را به قیمت صد کیسه طلا هم بخرم، باز هم برایش دعوا و مجادله میکنم.
هوش مصنوعی: من تلاش میکنم که صحبتهای دلنشینی داشته باشم، اما افسوس که ارزشش به اندازه یک جو هم نیست.
هوش مصنوعی: دیشب آن محبوب در کناری از من گرفت، که این نشان میدهد که من بر او رحمت میورزم.
هوش مصنوعی: من به یک نکتهای پی بردم، هرچند که میدانم این کار برایم دشوار است.
هوش مصنوعی: چشمم را به شوخی باز کردم و به معشوق گفتم: حتی اگر ایستاده باشم، برای تو خدمت میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.