ای برده دل من و جفا کرده
بافرقت خویشم آشنا کرده
آخر به جفا مرا بیازردی
در اول دوستی وفا کرده
روی از تو بتا چگونه گردانم
پشت از غم عشق تو دو تا کرده
هر روز مرا هزار بد گویی
من بر تو هزار شب دعا کرده
ای رنج فراق روی و موی تو
جان ودل من ز من جدا کرده
وانگه من مستمند بیدل را
در محنت عاشقی رها کرده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج فراق معشوق سخن میگوید. او از اینکه معشوق آنقدر به او جفا کرده که دلش را رنجانده و به حالش بیتوجه است، شکایت میکند. شاعر احساس تنهایی و غم ناشی از دوری را روایت میکند و نشان میدهد که با وجود این رنج و بدگوییها، هنوز برای معشوق خود دعا میکرده است. او در نهایت میگوید که این عشق و فراق جان و دلش را از او جدا کرده و او را در محنت عاشقی رها کردهاند.
هوش مصنوعی: ای دل من که به تعبیر بردهای، با بیوفایی و جدایی خود، مرا با درد و غم آشنا کردهای.
هوش مصنوعی: در نهایت، تو در اوایل دوستیات با من وفادار بودی، اما در آخر به من بیمهری کردی و آزارم دادی.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم به روی تو پشت کنم؟ غم عشق تو باعث شده است که قلبم شکسته و دو نیم شده باشد.
هوش مصنوعی: هر روز به من هزاران بدی میگویند، اما من در طول هزار شب برای تو دعا کردهام.
هوش مصنوعی: عزیز من، دوری و جدایی تو باعث شده که جان و دل من از من جدا شوند و رنج بسیاری به من بدهد.
هوش مصنوعی: سپس من، که بیدل و ناتوان هستم، را در سختیهای عشق تنها گذاشتی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای با تو دلم همه وفا کرده
با من دل تو همه جفا کرده
نه عهده عاشقی به سر برده
نه وعده مردمی وفا کرده
ما را به بلای عشق ره داده
[...]
ای عهد شکسته و جفا کرده
ما را به فراق مبتلا کرده
ای داده به دست مدعی دامان
پیراهن صبر من قبا کرده
بیگانه ز خویش آشنا گشته
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.