بیدلم ای یار همچنان که تو دیدی
دیده گهربار همچنان که تو دیدی
در کف عشق تو جان ممتحن من
هست گرفتار همچنان که تو دیدی
وز گل رخسارت ای نگار سمنبر
بهرهٔ من خار همچنان که تو دیدی
کوژ چو چنگ تو همچو نالهٔ زیرست
نالهٔ من زار همچنان که تو دیدی
پرسی و گویی چگونهای تو چه گویم
بیدل و بییار همچنان که تو دیدی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق و غمگین خود در غیاب محبوبش سخن میگوید. او به روشنی از درد و رنجی که ناشی از عشق ناکام است، میگوید و اشاره میکند که چگونه زندگیاش تحت تاثیر فقدان یار قرار دارد. با تصاویری زیبا از چهره محبوب و عواطفی همچون ناله و عجز، حال و هوای خود را در این عشق بیپایان به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به وضعیت بیدلی و تنهایی خود اعتراف میکند که نشاندهندهی عمق احساسش است.
هوش مصنوعی: ای یار، بیدلم مثل آنکه تو دیدی، چشمانم پر از اشک و احساسات است.
هوش مصنوعی: در عشق تو، جان من همچون کسی که در آزمون است، به شدت در بند و گرفتار شده است، درست مانند چیزی که تو مشاهده کردی.
هوش مصنوعی: از زیبایی چهرهات ای دلبر خوشخوی، برای من چیزی جز درد و رنج باقی نمانده است، همانطور که تو هم این را مشاهده کردی.
هوش مصنوعی: مثل این که صدای من دردی عمیق و غمگین دارد، مشابه صدای زخمی و نالهای که از ساز زنی میشنوی.
هوش مصنوعی: وقتی از من میپرسی حال و احوالم چطور است، چه پاسخی باید بدهم در حالی که بدون دل و دوست هستم، همانطور که تو خودت هم این وضعیت را میدانی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.