آخر ای جان جهان با من جفا تا کی کنی
دست عهد از دامن صحبت رها تا کی کنی
چون به جز جور و جفاکاری نداری روز و شب
پس مرا بیغارهٔ مهر و وفا تا کی کنی
باختم در نرد عشقت این جهان و آن جهان
چون همه درباختم با من دغا تا کی کنی
چون کلاه خواجگی یکباره بنهادم ز سر
جان من پیراهن صبرم قبا تا کی کنی
از وفای انوری چون روی گردانیدهای
شرم دار از روی او آخر جفا تا کی کنی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از معشوق خود میخواهد تا از جفای خود دست بردارد و از عذاب بیشتر بکاهد. او احساس میکند که در عشق شکست خورده و فقط رنج و ستم از طرف معشوق نصیبش شده است. دلش از بیوفایی معشوق به تنگ آمده و از او میطلبد که به عشق و وفا بازگردد، در غیر این صورت، رنج و اندوه او ادامه خواهد داشت. شاعر همچنین به وفای خود اشاره میکند و از معشوق میخواهد تا از رفتارهای ناپسندش شرم کند.
هوش مصنوعی: ای جان من، تا کی میخواهی با من بدی کنی و از رفاقت و پیمانی که با هم داریم، فاصله بگیری؟
هوش مصنوعی: اگر غیر از ظلم و ستم چیزی نداری و همیشه به من آسیب میزنی، پس تا کی میخواهی به من بیتوجهی کنی و مرا از محبت و وفا محروم کنی؟
هوش مصنوعی: در بازی عشق تو، هر دو جهان را باختم. چون همهچیز را از دست دادم، تا کی قرار است تو به من نیرنگ بزنی؟
هوش مصنوعی: وقتی که کلاه شرافت و مقام را یکباره از سرم کنار گذاشتم، خویش را در آستین صبر به تن کردم و دیگر نمیدانم تا کی باید این وضعیت را تحمل کنم.
هوش مصنوعی: از وفای انوری که به او پشت کردهای، شرم داشته باش، زیرا اینکه اینطور به روی او جفا میکنی، تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای سپهر بیوفا با ما جفا تا کی کنی
با گروه پر جفا آخر وفا تا کی کنی
چشم ما را از غبار آستان سفلگان
تا چه مدت سرمه سازی توتیا تا کی کنی
گر شدی بیگانه با من دست از کارم بدار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.