ای مقر عز تو از خرمی دارالقرار
دایم از اقبال چون دارالقرار آباد باد
آن مکان کز تو فلک قدر و زمین بسطت شده است
در نهاد خود فلک سقف و زمین بنیاد باد
گفتهای از روی آزادی نزولی کن درو
جاودان جانت ز بند حادثات آزاد باد
وانکه گفتی طبع ما را شاد گردان گاهگاه
گاه و بیگاهت دل صافی و طبع شاد باد
پایهٔ شعر از عذوبت بردهای بر آسمان
آشمان را کمترین شاگرد تو استاد باد
باد شهرت را که دارد نسبت از باد بهشت
بر سر از تشویر طبعت خاک و در کف باد باد
کمترین بندگان از بندگان خاص تو
ای خداوندیت عام از بندگانت یاد باد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به ستایش حکیم بزرگی میپردازد که در مکانی خاص جای دارد و از این بابت شکرگزاری میکند. او فضایل آن مکان را از نظر آبادانی و نعمتهای الهی میستاید و دعا میکند که این مکان و کسانی که در آن هستند همواره خوشبخت و آزاد از مشکلات باشند. شاعر همچنین به امید روزهایی شاد و خوشطبع برای خود و دیگران اشاره میکند و در نهایت به خداوند دعا میکند که بندگان خاص خود را فراموش نکند.
هوش مصنوعی: ای مکان مقدس تو، همیشگی با خوشی و آرامش پوشیده باشد، و با خوشبختی مانند یک سرزمین آباد و flourishing باقی بمانی.
هوش مصنوعی: جایی که به خاطر تو آسمان و زمین گسترده شدهاند، در وجود خود آسمان را به عنوان سقف و زمین را به عنوان پایه دارد.
هوش مصنوعی: گفتهای که با آزادی عمل کن، در اینجا از زندگیات لذت ببر و امیدوارم که روح تو همیشه از مشکلات و حوادث رها باشد.
هوش مصنوعی: کسی که به ما گفتی که گاه و بیگاه روحمان را شاد کن، امیدواریم که دلمان پاک و روحمان شاد باشد.
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به زیبایی و لطافت شعر دارد و بیان میکند که شاعر به خاطر نیکی و زیبایی کلامش، حتی بالاتر از ترانههای پرندهها و آسمان میایستد. در واقع، نشاندهنده این است که شاعر در هنر خود چنان استاد است که میتواند بزرگترین عناصر طبیعت را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: باد شهرت مانند بادی است که از بهشت میوزد و بر سر ما میتابد، اما این تب و تاب ناشی از طبیعت خاکی ماست و در دستان ما چیزی بیشتر از باد نیست.
هوش مصنوعی: خداوندا، یاد بندگان کمقدرتی که از بندگان خاص تو هستند همیشه در دل ما باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاه شدادی همیشه تندرست و شاد باد
تا گل و شمشاد باشد با گل و شمشاد باد
باد یزدان جاودانه چاره و فریاد او
دائم او بیچارگان را چاره و فریاد باد
عادت او هست نیکی چرخ با او نیک باد
[...]
سرورا! قصر رفیع قدر تو آباد باد
نزدش این صرح ممّرد کمترین بنیاد باد
در دبیرستان دین کانجا خرد زانو زدست
نفس ناطق را صریر کلک تو استاد باد
هر چه آن از سیم و زر دارد سمت در جوف کان
[...]
دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
این عنایت بین که چون با بخت من افتاد باد
در هوای آنکه یابد باد بوی آن نگار
بر در هر خانه روی خویشتن بنهاد باد
هر کسی کو میخورد جام غم انجام غمش
[...]
یا رب، از لطف تو این شهر خراب آباد باد
عاجزانش را دل از قید ستم آزاد باد
هر که آزارد دل مسکینی از زخم زبان
مرهم زخم دلش، از خنجر پولاد باد
هر که رنجاند دل درویشی آنجا بیگناه
[...]
ایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد داد
عالمی بر باد شد، بنیادت ای بر باد باد
من نه آن بودم که آسان رفتم، اندر دام عشق
آفرین بر فرط، استادی آن صیاد باد
سنگدل صیاد، آخر رحم کن، این صید تو:
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.