انوری
»
دیوان اشعار
»
مقطعات
»
شمارهٔ ۱۶۳ - خواجه شمس انوری را پوستینی وعده کرده و در فرستادن آن تاخیر نموده بود این قطعه در تهدید وی گفته
شمس بی نور و خواجهٔ بیاصل
چند از این دفع گرم و وعدهٔ سرد
از سر جوی عشوهٔ آب ببند
بیش از این گرد پای حوض مگرد
تا مرا در میان تابستان
مر ترا پوستین نباید کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شمس انوری در این قطعه به شخصی که وعده داده بود پوستینی به او ارسال کند، انتقاد میکند. او به تاخیر در ارسال پوستین اشاره میکند و نارضایتی خود را از شرایط ابراز میکند. انوری خواستار اقدام سریع است و هشدار میدهد که به خاطر وعدههای پوچ نباید او را معطل کنند، زیرا در فصل تابستان نیاز به پوشش دارد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، وجود بدون نور و اصل و ریشه، چه جذابیتی دارد؟ آیا از این تعهدهای توخالی و وعدههای بیاساس میتوان بهرهای برد؟
هوش مصنوعی: از حاشیهی جوی آب دور شو و بیش از این خود را در اطراف حوض معطل نکن.
هوش مصنوعی: تا زمانی که من در گرمای تابستان هستم، تو نباید مرا در پوستین بپیچی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اشتر گرسنه کسیمه برد
کی شکوهد ز خار؟ چیره خورد
نانوردیم و خوار و این نه شگفت
که برِ ورد، خار نیست نورد
مردم اندر خور زمانه شدهست
نرد چون شاخ گشت و شاخ چون نرد
از تک اسب و بانگ نعرۀ مرد
کوه یر نوف شد هوا پر گرد
شعر سید محمد ناصر
دل من شاد کرد و خرم کرد
شدم از گرمی طبیعی پوست
همچو تشنه که آب باید سرد
بر دل من نشاط رامش یافت
[...]
صدر اسلام زنده گشت و نمرد
گرچه صورت به خاک تیره سپرد
در جهان بزرگ ساخت مکان
هم بخردان گذاشت عالم خرد
پس تو گویی که مرثیت گویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.