تابش رای سایهٔ یزدان
منت آفتاب باطل کرد
آنچه بامن زلطف کرد امروز
دربهار آفتاب با گل کرد
کرمش پایمرد گشت و مرا
منت دستبوس حاصل کرد
خدمت خاک درگهش همه عمر
جان من بنده در همه دل کرد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
تابش رای سایهٔ یزدان
منت آفتاب باطل کرد
آنچه بامن زلطف کرد امروز
دربهار آفتاب با گل کرد
کرمش پایمرد گشت و مرا
منت دستبوس حاصل کرد
خدمت خاک درگهش همه عمر
جان من بنده در همه دل کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به سنقر خاص (مظهر زیبایی و فضیلت) اشاره میکند و از الطاف او و تأثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید. او از تابش خورشید که نمادی از نور و برکت است، یاد میکند و میگوید این نور خطوط بطلان را پاک کرده و زیبایی بهاره را به وجود آورده است. شاعر همچنین از وفاداری و خدمتگزاری به سنقر خاص و تأثیرات مثبت او در زندگیاش صحبت میکند و ابراز میدارد که همیشه خود را در خدمت او میداند. این ابراز ارادت و عشق به سنقر خاص نشاندهندهٔ پیوند عمیق شاعر با اوست.
هوش مصنوعی: تابش نور خورشید، سایهی پروردگار را به روشنی درآورد و باطل بودن آن را نمایان ساخت.
هوش مصنوعی: امروز در بهار، چون آفتاب با گلها مهربانی کرد، همان مهر و لطفی است که با من داشت.
هوش مصنوعی: محبت او باعث شد تا من هم پایدار و با اراده باشم و در نتیجه توانستم با دل و جان به او خدمت کنم.
هوش مصنوعی: تمام عمرم را به خدمت خاک درگاه او سپری کردم و جانم را در دل به او، که بندهاش هستم، تقدیم کردم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خواند سرهنگ را و خوشدل کرد
دست در گردنش حمایل کرد
آفرینی که این مغفل کرد
روز عیش مرا مبدل کرد
زور برجست و رو به منزل کرد
چشم درویش خاک ره گل کرد
دختر رز که شیشه منزل کرد
گرم خون بود جای در دل کرد
شیر از این لابه رحم حاصل کرد
پنجه واکرد و موش را وِل کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.