ای برقد تو راست قبای سخا و جود
حرفیست در لباس مرا با تو گوش دار
در تن مراست کهنه قبایی که پارهاش
دارد ز بخیه کاری ادریس یادگار
آدم به دست جود خودش پنبه کاشته
حوا به سعی دوک خودش رشته پود و تار
سوراخهای او کندم وام ریشخند
از هر طرف که پیش گروهی کنم گذار
لطفی نما که هست به راه قبای تو
سوراخها به هر طرفی چشم انتظار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تمجید از بزرگی و بخشندگی میپردازد و به نوعی خواستار توجه اوست. او از قبا به عنوان نمادی از بزرگی و جود یاد میکند و از وضعیت خود که به نقصهایی دچار است، ابراز تأسف میکند. شاعر به ناچار به یادگارهای گذشته مینگرد و با اشاره به زحمات آدم و حوا، به سرگذشت بشر و رنجهایی که کشیده شده، نشانه میگذارد. در نهایت، از بزرگ میخواهد که به او لطفی کند تا با جود و بخشش خود، نقصهایش را بپوشاند.
هوش مصنوعی: ای کسی که روح تو همچون دامن پر از بخشش و generosity است، این سخن را در وجود من با تو در نظر داشته باش.
هوش مصنوعی: در وجود من یک لباس قدیمی وجود دارد که پارههای آن به یادگار از دوخت و دوز ادریس باقی مانده است.
هوش مصنوعی: انسان با بخشندگی و نیکیهای خود به انجام کارهای خوب مشغول است، در حالی که حوا نیز با تلاش و کوشش خود در تلاش برای بافتن و ایجاد چیزی ارزشمند است.
هوش مصنوعی: من از هر سو به او نیش و کنایه میزنم و در هر جمعی که حضور داشته باشم، به نوعی به او طعنه میزنم.
هوش مصنوعی: از تو خواهش میکنم که لطفی کنی، چرا که در راه زیباییها و جذابیتهای تو، نشانههای انتظار و خواستههای زیادی وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خواجه، این همه که تو بر میدهی شمار
بادام تر و سهیکی و بهمان و باستار
مار است این جهان و جهانجوی مارگیر
از مارگیر مار برآرد همی دمار
نیلوفر کبود نگه کن میان آب
چون تیغ آبداده و یاقوت آبدار
همرنگ آسمان و به کردار آسمان
زردیش بر میانه چو ماه ده و چار
چون راهبی که دو رخ او سال و ماه زرد
[...]
از دیدن و بسودن رخسار و زلف یار
در دست مشک دارم و در دیده لاله زار
بامشک رنگ دارم از آن زلف مشکرنگ
با لاله کار دارم از آن روی لاله کار
ماندست چون دل من در زلف او اسیر
[...]
یکروز مانده باز زماه بزرگوار
آیین مهر گان نتوان کرد خواستار
آواز چنگ وبربط و بوی شراب خوش
با ماه روزه کی بود این هر دو سازگار
ورزانکه یاد از و نکنی تنگدل شود
[...]
باران قطره قطره همی بارم ابروار
هر روز خیره خیره ازین چشم سیل بار
ز آن قطره قطره، قطره باران شده خجل
ز آن خیره خیره، خیره دل من ز هجر یار
یاری که ذره ذره نماید همی نظر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.