دهر و افلاک و انجم و ارکان
همه شرند اگرنه مایه شر
خود جهان خرف ندارد خیر
تا که هست از و جود خیر خبر
تا نداری امید خیر که نیست
حامل ذکر او قضا و قدر
چیست عنقا به هر دو عالم خیر
که ازو نام هست و نیست اثر
ای دل از کار خویش هیچ مرنج
نیست کار دگر به رنگ دگر
نقد و نسیه چو هفده و هژدهست
بل دو پنج است و ده نه به نه بتر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به بررسی مفهوم خیر و شر در جهان میپردازد و به این نتیجه میرسد که اگرچه جهان به نظر شرآمیز میآید، اما خیر واقعی از وجود خداوند نشأت میگیرد. او به دل خود توصیه میکند که از کارهای خود ناراحت نباشد، زیرا در نهایت همه چیز به تقدیر و قضا و قدر مربوط است. همچنین، شاعر میان دنیای مادی و معنوی تمایز قائل میشود و به این نکته اشاره میکند که ارزشها و خوبیها به نوعی در همه جا حضور دارند، هرچند به صورت نامشخص. در نهایت، او بر این نکته تأکید دارد که دنیا مملو از تضادهاست و درک درست از خیر و شر نیازمند بینش عمیقتر است.
هوش مصنوعی: دنیا و آسمانها و ستارهها و تمام عناصر اگر خودشان شر هستند، به خاطر این است که منبع شر وجود دارد.
هوش مصنوعی: این دنیا به خودی خود خوب نیست، بلکه خوب بودنش وابسته به وجود خیر است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که امید خوبی نداری، پس ذکر او - قضا و قدر - هیچ معنایی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: عنقا موجودی است که در هر دو جهان خیر و خوبی است، اما نشانهای از آن نه در عالم وجود دارد و نه در عدم.
هوش مصنوعی: ای دل، نگران کارها و مشغلههای خود نباش؛ زیرا کارها و مسائل زندگی همیشه با شکل و رنگهای متفاوتی به جلو میآیند.
هوش مصنوعی: نقد و نسیه دو نوع پرداخت هستند، یکی فوری و دیگری به تأخیر افتاده. اما در پایان، ارزش واقعی آنها به شکل دیگری است که کمتر از آنچه به نظر میرسد، اهمیت دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تنش از نازکی ز بار نظر
کسوت خون کشد چو لاله به بر
رامش افزای باد و نیک اختر
بر ملک اورمزد شهریور
نامور میر نصر ناصر دین
بوالمظفر که عزم اوست ظفر
رؤیت و خلق اوست جان و خرد
[...]
دی ز لشکرگه آمد آن دلبر
صد ره سبز باز کرد از بر
راست گفتی برآمد اندر باغ
سوسنی از میان سیسنبر
گرد لشکر فرو فشاند همی
[...]
ای جهان را به راستی داور
ملک عدل ورز دین پرور
عالم افروز نام مسعودت
ملک را همچو تاج را گوهر
گنج پرداز دست معطی تو
[...]
طالع از طالعت عجایبتر
کس ندیدی عجایب دیگر
گه به چرخت برد چو قصد دعا
گه به خاک آردت چو عزم قدر
گه به دستت ببندد از دل پای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.