انوری
»
دیوان اشعار
»
مقطعات
»
شمارهٔ ۳۳۰ - الب ارغو یکی از ممدوحان حکیم را میل کشیدند در آن باب گفته است
شاها بدیدهای که دلم را خدای داد
در دیدهٔ تو معنی نیکو بدیدهام
چون کردگار ذات شریفت بیافرید
گفت ای کسی که بر دو جهانت گزیدهام
راضی بدان نیم که به غیری نگه کنی
زیرا که از برای خودت پروریدهام
چشم جهانیان ز پی دیدن جهان
وان تو بهر دیدن خویش آفریدهام
تکحیل آن ز هیچکس اندر جهان مدان
کان کحل غیرتست که من درکشیدهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مقطع دربارهی ممدوحی به نام الب ارغو صحبت میکند و از عظمت وی میگوید. او اعتقاد دارد که ممدوح نقطهی کمال و زیبایی است که خداوند او را با دقت و محبت آفریده است. شاعر بر این باور است که وجود ممدوح الهامبخش و خیرهکننده است و تمام زیباییها و خوبیها در وجود او متجلی میشود. در نهایت، شاعر از این احساس میگوید که هیچ زیبایی را در جهان نمیتوان با او مقایسه کرد و عشق به او در دلش ریشهدار است.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، آیا تو را دیدهام که دل من را به خداوندی عظمتی بخشیدهاست؟ در نگاه تو، چیزهای نیکو را دیدهام.
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند تو را با این عظمت و ویژگیهای شکوهمند آفرید، به تو گفت: ای کسی که من تو را از میان دو دنیا انتخاب کردهام.
هوش مصنوعی: من از اینکه تو به کسی دیگر توجه کنی راضی نیستم، زیرا تو را برای خودم تربیت کردهام.
هوش مصنوعی: چشمهای مردم به خاطر تماشا کردن دنیای اطرافشان باز است، اما من خودم را برای این ساختهام که تو را ببینم.
هوش مصنوعی: این اشعار به این معناست که کسی را از هیچکس در دنیا به خاطر زیبایی و جلوهاش متمایز مکن، زیرا زیبایی و ارزش او از غیرت و عشق عمیق من نشأت میگیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از گلستان وصل نسیمی شنیدهام
دامن گرفته بر اثر آن دویدهام
بیبدرقه به کوی وصالش گذشتهام
بیواسطه به حضرت خاصش رسیدهام
اینجا گذاشته پر و بالی که داشته
[...]
از بس که روز و شب غم بر غم کشیدهام
شادی فکندهام غم بر غم گزیدهام
شادی به روی غم که غمم غمگسار گشت
کم غم چو روی شادی عالم بدیدهام
گر نیز شادی است درین آشیان غم
[...]
من هر چه دیدهام ز دل و دیده دیدهام
گاهی ز دل بود گله، گاهی ز دیدهام
من هر چه دیدهام ز دل و دیدهام کنون
از دل ندیدهام همه از دیده دیدهام
آه دهن دریده مرا فاش کرد راز
[...]
من ترک زهد کرده و رندی گزیدهام
خاشاک راه داده و گوهر خریدهام
تا کردهام ز منزل هستی سفر گزین
نارفته نیمگام به مقصد رسیدهام
نقش جمال دوست که خورشید عکس اوست
[...]
خوابی خوش است اینکه شب دوش دیدهام
دل را به یاد دوست به جان پروریده ام
دارم امید آنکه ازین خواب برخورم
زیرا که لطف دوست درین خواب دیدهام
دیدم صباح روی تو ای جان به آشکار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.