ای فلک قدری که در انگشت قدر و همتت
از شرف مهر فلک زیبد همی مهر نگین
هست یسر خادمان از خاتم تو در یسار
هست یمن چاکران از خامهٔ تو در یمین
مادحت را تا بدان رخ برفروزاند چو شمع
آن زهر کامی جدا چونان که موم از انگبین
آن نمیباید که آدم را برون کرد از بهشت
آن همی باید که با قارون فروشد در زمین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش مقام و جایگاه انسان و خطاهای آن میپردازد. او به زیبایی و قدرت سرنوشت اشاره میکند و از مهر و محبت به عنوان نیرویی که انسان را به سعادت میرساند یاد میکند. در عین حال، او میگوید که نمیتوان آدم را از بهشت خارج کرد، بلکه باید درک کرد که در دنیا هم ممکن است کسی مانند قارون به ثروت دست یابد، اما این ثروت واقعی نیست و در حقیقت، جان انسان باید در پی کمال و فضیلت باشد.
هوش مصنوعی: ای آسمان، تو چقدر بزرگ هستی که از شدت ارزش و تواناییات، انگار شایستهی زیبایی و درخشندگی مهرههای آسمان هستی!
هوش مصنوعی: خادمان تو با بخت و اقبال خوب در سمت چپ حضور دارند و چاکران تو با هنر و توانایی در سمت راست قرار دارند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو زیباییات را نشان دهی، مدح و ستایش من مانند شمعی روشن خواهد شد. این در حالی است که آن زهر تلخی نیز که از آن جدا میشود، به مثابه موم است وقتی با شیرینی عسل آمیخته میشود.
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند از بهشت رانده شود، بلکه باید با کسی مانند قارون که به زمین چسبیده و ثروتمند است، معامله کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
فضل حیدر ، شیر یزدان ، مرتضای پاکدین
فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل تر اوست
فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین
فضل زین الاصفیا ، داماد فخر انبیا
[...]
ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین
نامه ها نزد که داری؟ بار کن! بگذار! هین
کی جدا گشتی ز شاه و چندگه بودی براه
چند گون دیدی زمان و چند پیمودی زمین
سست گشتی تو همانا کز ره دور آمدی
[...]
حاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
داد مظلومان بده ای عز میر مؤمنین
شیر نر تنها بود هرجا و خوکان جفتجفت
ما همه جفتیم و فردست ایزد دادآفرین
حاسدم بر من همی پیشی کند، این زو خطاست
[...]
گشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودین
بوستان را کرد پر پیرایه های حور عین
بر بهشت بوستان مگزین بهشت آسمان
کان بهشت بر گمانست این بهشت بر یقین
ابر گوئی کرده غارت تخت بزازان هند
[...]
آفرین بر دولت محمودیان باد آفرین
کافریدش زآفرین خویشتن جان آفرین
آفرین بر دولتی کش هر زمان گوید خدا
آفرین باد آفرین بر چون تو دولت آفرین
چون نباشد آفرین ایزدی بر دولتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.