به خدایی که در ولایت غیب
عالم السر و الخفیاتست
که غمت شه رخم به اسب فراق
آن چنان زد که بیم شهماتست
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
به خدایی که در ولایت غیب
عالم السر و الخفیاتست
که غمت شه رخم به اسب فراق
آن چنان زد که بیم شهماتست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به راز و غیب خداوند اشاره میکند و او را عالم به پنهانیها و رازها میداند. همچنین، از غم جدایی و فراق میگوید که به شدت بر چهرهاش تاثیر گذاشته و به گونهای است که ترس و نگرانی به او دست میدهد. احساسات عمیق شاعر در مواجهه با این غم، نشان از عمق درد و اندوه او دارد.
هوش مصنوعی: به خدایی که در سرای غیب، تمام رازها و امور پنهان را میداند.
هوش مصنوعی: غم تو به اندازهای بر من تاثیر گذاشت که به سختی میتوانم آن را تحمل کنم و احساس میکنم در خطر افکار و هیجانات شدید هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا ترا بود با تو در ذاتست
کعبه با طاعتت خراباتست
کافی دین و دولت ای صدری
که جنابت سپهر آیاتست
روح پروردهٔ ضمیر مرا
تا مدیح تو ورد اوقاتست
حرز دوشیزگان پرده غیب
[...]
قسم احوال پس ولایاتست
تا نگویی که شطح و طاماتست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.