مرا دی یاسمن پیغام دادست
به تو ای صاحب و صدر یگانه
ز هر نوعی سخن گفتهست پنهان
غرض را درج کرده در میانه
چه فرمایی کنون پیغام او را
به سمع تو رساند بنده یانه
مرا گفتهست فردا کاتش صبح
زند از کورهٔ مشرق زبانه
بگو او را که میگوید فلانی
که ای خلقت چو جودت بیکرانه
چو در سالی مرا ده روز افزون
نباشد نوبت از گشت زمانه
پس از ده روز خود تاخیر کردم
شوم تا سال دیگر آفسانه
کنون درخواستی دارم ز خلقت
همانا ناورد با من بهانه
دو روزک نیز در صحن چمن آی
بگو تا مطرب آرند و چغانه
به زیر سایهٔ گل شادمان باش
مرا از لطف خود کن شادمانه
چون من بهر تو آیم خوب نبود
من اندر باغ و تو در تاب خانه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این لطیفه از پیغام دی یاسمن صحبت میکند که به صاحبش میگوید برایش پیامی دارد. او به صاحبش میگوید که دی یاسمن دربارهٔ جود و بخشش او سخن گفته و درخواستی از او دارد. شاعر درخواست میکند که دو روز در باغ چمن حضور داشته باشد تا با هم شادمانه وقت بگذرانند و مطربان را برای ایجاد شادی به باغ بیاورد. این شعر حال و هوای دلنشین و دعوت به شادی را منتقل میکند.
هوش مصنوعی: یکی از دوستانم به من پیام داده که برای تو، ای سرآمد و بینظیر، پیامی را بگویم که از طرف یاسمن به من رسیده است.
هوش مصنوعی: سخنان مختلفی از او شنیده میشود، اما هدف واقعی خود را به صورت مخفی در دل آنها گنجانده است.
هوش مصنوعی: چه بگویم حالا که بنده پیغام او را به گوش تو رسانده است؟
هوش مصنوعی: به من گفتهاند که صبح فردا شعلهای از کورهٔ مشرق برخواهد خاست.
هوش مصنوعی: به او بگو که وقتی میگوید: "فلانی، تو که خلقتت همچون جودت بیپایان است"، منظورش این است که تو را به خاطر بخشندگی و نعمتهایی که داری میستاید و میخواهد بگوید که وجود تو به اندازهای بزرگ و بینظیر است.
هوش مصنوعی: اگر در یک سال، ده روز بیشتر به من داده نشود، زمان به دور خود چرخیده است.
هوش مصنوعی: من بعد از ده روز به تاخیر افتادم و تصمیم گرفتم تا سال آینده صبر کنم.
هوش مصنوعی: الان از خلقت چیزی میخواهم، درخواستی دارم که با من بهانهای بیاورد.
هوش مصنوعی: دو روز دیگر هم در باغ بیایید و بگویید تا سازندگان موسیقی بیایند و ساز بزنند.
هوش مصنوعی: در زیر سایهٔ گل شادی کن و با لطف خود مرا شاد کن.
هوش مصنوعی: وقتی که من برای تو میآیم، خوب نیست که من در باغ باشم و تو در خانهی تابستانیات.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی بیعیب نبود در زمانه
رطب را استه باشد در میانه
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه
در این گیتی سراسر گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
تنش گردد شقاوت را فسانه
روانش تیر خذلان را نشانه
یکی گردد بپیروزی دو خانه؟
بمردی باشدش ملک شهانه
سپاهی پیش او شد بی کرانه
همه شیران جنگی و جوانه
جگرشان کرد پیکان را نشانه
[...]
چو برگفتی نوای مشکدانه
ختن گشتی ز بوی مُشک خانه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.