|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تمایل خود به لذایذ زندگی از جمله شراب و غذا اشاره میکند و با زبانی نغز و بازیگوشانه به بازی با واژهها پرداخته است. او معتقد است که در این جستجو، اگر بر دوستی و فریبندگی آن لذتها بیفزاییم، نیز میتوان به چیزهای نیکو دست یافت. این سروده به نوعی تلاشی است برای کشف زیبایی و لذت در زندگی، و پیشبینی لذتهایی که در آینده نصیب خواهد شد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که امروز باید از این لذایذ بهرهمند شد تا فردا نیز از برکات آن بهرهمند گردیم.
هوش مصنوعی: لفظ "پارس" به صورت معکوس نوشته شده و من از آن استفاده کردهام. امیدوارم دلیل این مسئله از دست کسی خارج نشود و با من در میان گذاشته شود.
هوش مصنوعی: اگر قافیهای که در مصراع آخر است را دقت کنی، افزودن چیزی به آنچه که به آن اشاره شده نیز خوب و پسندیده است.
هوش مصنوعی: دو چیز لطیف وجود دارد که به هم مرتبط هستند؛ یکی از آنها لطیف است و دیگری اگر قلبت را به آن نزدیک کنی، به نوعی میتوانی آن را هم درک کنی.
هوش مصنوعی: اگر امروز به یکی از سه چیز دست یابیم، فردا از نعمت و شیرینیاش به تو میدهم و تو را از قید و بند آن آزاد میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر نیستی درون دلم آتش فراق
کم هر زمان بسوزد از و استخوان و پوست
چندان بگریمی، که مرا آب چشم من
برداردی روان و ببردی به کوی دوست
ای تو کیای ما و جهانی تو را رهی
خار دو چشم دشمنی و ورد دست دوست
شد سهل و حق خدمت من سهل برگرفت
در خون سرشته به که چنانش سرشت و خوست
سختی مکن تو نیز چنان سست رای از آنک
[...]
بفرستم ای امیر به تعجیل شربتی
زان کز قوام و نفع چو لفظ بدیع اوست
شیرین و ترش گشته دو جوهر به هم رفیق
این چون حدیث دشمن و آن چون عتاب دوست
آورده زیر کان ز پی فایده برون
[...]
خاقانی آن کسان که طریق تو میروند
زاغند و زاغ را روش کبک آرزوست
بس طفل کارزوی ترازوی زر کند
نارنج از آن خورَد که ترازو کند زِ پوست
گیرم که مارچوبه کند تن به شکل مار
[...]
ز آنها که خبث باطن ایشانت ظاهرست
ابن یمین مرنج که بدشان سرشت و خوست
گر طعنه ئی زنند بر اشعار عذب تو
اینفرقه عوام که بعضی نه خاص اوست
درهم مشو که بیهنر از غایت حسد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.